چند روز پیش در صفحه عبدالحفیظ منصور خواندم که از اصطلاح «بنیادگرایی» دفاع کرده و آن را به «اصولگرایی» یا اعتقاد به «ثوابت» ترجمه کرده بود. منصور را نمیتوان به سادگی بنیادگرا یا مخالف آن خواند، زیرا مواضع فکریاش، حسب اقتضای دنیای سیاست، تغییر میکند. به هر صورت، بحث من در اینجا نقد مواضع سیاسی یا فکری او نیست، بلکه میخواهم بر تعریف او از مفهوم بنیادگرایی مکث کنم. او بنیادگرایی را به صورت تحتاللفظی ترجمه میکند: یعنی اعتقاد به بنیادها و اصول ثابت. در نخستین کاربرد این اصطلاح در آغاز قرن بیستم، چنین برداشتی تا حد زیادی درست