اظهارات دکتر محییالدین مهدی، عضو پیشین مجلس نمایندگان افغانستان، درباره ضرورت محکومکردن جنایات امیر عبدالرحمن خان و طالبان و عذرخواهی نخبگان پشتون در فردای پیروزی بر طالبان، واکنشهای گستردهای را برانگیخت. شماری از چهرههای سیاسی و فرهنگی، از جمله برخی نخبگان پشتون، با این دیدگاه مخالفت کردند و گفتند که جرم و جنایت، امری فردی است و نسلهای امروز را نمیتوان مسئول رفتار گذشتگان دانست.
اما بحث عذرخواهی تاریخی، در جهان امروز موضوعی شناختهشده و پذیرفتهشده است؛ با این تفاوت که معمولاً دولتها، نهادهای رسمی و نظامهای سیاسی به نمایندگی از یک کشور یا ساختار سیاسی مسئولیت میپذیرند، نه اینکه یک قوم یا همه افراد یک ملت، وارث جرم گذشتگان شناخته شوند.
در تاریخ معاصر، نمونههای فراوانی وجود دارد که کشورها به دلیل جنایات یا سیاستهای نادرست گذشته از قربانیان پوزش خواستهاند.
آلمان یکی از برجستهترین نمونهها است. دولتهای آلمان پس از جنگ جهانی دوم، مسئولیت جنایات رژیم نازی، از جمله هولوکاست و جنایات جنگی را پذیرفتند، از قربانیان عذرخواهی کردند و برای جبران خسارت اقداماتی انجام دادند.
کانادا نیز در سال ۲۰۰۸ بابت سیاست مدارس شبانهروزی اجباری برای کودکان بومی که آسیبهای گسترده انسانی و فرهنگی برجای گذاشت، از مردم بومی عذرخواهی کرد.
استرالیا در همان سال از بومیان این کشور بابت جداسازی اجباری کودکان از خانوادههایشان پوزش خواست.
همچنین کشورهایی مانند ایالات متحده آمریکا و بریتانیا در مواردی به دلیل اقدامات گذشته خود عذرخواهی رسمی کردهاند.
بنابراین، اصل عذرخواهی بابت جنایات تاریخی، نه یک امر عجیب است و نه با منطق سیاسی مدرن بیگانه. در بسیاری از جوامع، پذیرش خطاهای گذشته بخشی از روند آشتی ملی، بازسازی اعتماد و احترام به قربانیان تلقی میشود.
اما در این میان، مشکل اصلی در سخنان دکتر مهدی، نه اصل مطرحکردن موضوع عذرخواهی، بلکه مخاطب قرار دادن یک قوم به جای یک ساختار سیاسی یا مسئولان مشخص است.
هیچ قوم، نژاد یا گروه اجتماعی به صورت ذاتی مسئول جنایات افراد یا حکومتهای گذشته نیست. امیر عبدالرحمن خان یک حاکم و یک نظام سیاسی مشخص داشت؛ طالبان نیز یک جریان سیاسی-نظامی مشخص است. مسئولیت تاریخی باید متوجه تصمیمگیرندگان، حکومتها، نهادها و جریانهایی باشد که در ارتکاب یا تداوم جنایت نقش داشتهاند، نه همه اعضای یک قوم که ممکن است خود قربانی همان نظامها بوده باشند.
در عین حال، نخبگان و رهبران فکری هر جامعه میتوانند در برابر تاریخ موضع اخلاقی بگیرند؛ جنایت را محکوم کنند، از قربانیان همدردی کنند و برای جلوگیری از تکرار آن تلاش کنند. این امر، پذیرش «جرم موروثی» نیست؛ بلکه پذیرش مسئولیت اخلاقی در برابر آینده است.
بنابراین، راه درست شاید این نباشد که از یک قوم خواسته شود بابت جنایات تاریخی عذرخواهی کند، بلکه باید از همه جریانها و شخصیتهای اثرگذار خواسته شود که در برابر هرگونه ظلم و جنایت موضع روشن بگیرند؛ چه آن جنایت از سوی حاکمان گذشته صورت گرفته باشد، چه از سوی گروههای معاصر مانند طالبان.
عذرخواهی تاریخی زمانی اثرگذار است که ابزار سرزنش جمعی نباشد، بلکه وسیلهای برای اعتراف به رنج قربانیان، پذیرش حقیقت تاریخی و ساختن آیندهای متفاوت باشد.