تاجیکان خراسان /افغانستان امروز با یکی از مهمترین پرسشهای تاریخی خود روبهرو هستند: چگونه میتوانیم با حفظ هویت، فرهنگ و تفاوت دیدگاهها، به یک انسجام اجتماعی پایدار و مؤثر دست پیدا کنیم؟
سالهاست که پراکندگی جغرافیایی، اختلافات داخلی، رقابتهای شخصی و نبودِ سازوکارهای مؤثر برای همکاری، بخش بزرگی از ظرفیت اجتماعی و فکری تاجیکان را پراکنده ساخته است. ما در یک سرزمین مشترک، با پیشینه تاریخی و فرهنگی عمیق، در شهرها و کشورهای مختلف زندگی میکنیم؛ اما هنوز نتوانستهایم تمام این ظرفیت گسترده انسانی را در مسیرهایی مشترک و سازنده به کار بگیریم.
البته مشکلات امروز تاجیکان تنها نتیجه عوامل بیرونی نیست. بخشی از آن به ضعف ارتباط میان خود ما، کمبود اعتماد، فردمحوری و ناتوانی در تبدیل اختلاف نظر به گفتوگوی سازنده بازمیگردد.
از همینرو، اکنون بیش از هر زمان دیگری لازم است از خود بپرسیم:
چرا با وجود این همه ظرفیت انسانی، علمی، فرهنگی و اجتماعی، هنوز نتوانستهایم برای منافع مشترک خود یک همکاری منظم و پایدار ایجاد کنیم؟
انسجام به معنای حذف دیگران نیست
پیش از هر چیز باید تعریف روشنی از انسجام داشته باشیم.
انسجام تاجیکان به معنای دشمنی با هیچ قوم، زبان یا گروهی نیست. انسجام به معنای آن است که یک جامعه بتواند هویت خود را بشناسد، از حقوق فرهنگی و اجتماعی خود آگاه باشد، برای آینده نسلهای خود برنامه داشته باشد و در کنار دیگر اقوام خراسان/افغانستان، بر اساس احترام متقابل و برابری زندگی کند.
انسجام، برتریجویی نیست؛ مسئولیتپذیری است.
انسجام، نفرت نیست؛ آگاهی است.
انسجام، حذف دیگران نیست؛ شناخت خود و یافتن جایگاه شایسته خویش است.
افغانستان کشوری متنوع است و آینده آن زمانی میتواند پایدار باشد که هیچ قومی برای حفظ هویت خود مجبور به نفی هویت دیگری نباشد.
مشکل اصلی فقط پراکندگی جغرافیایی نیست
تاجیکان در داخل خراسان/ افغانستان و در کشورهای مختلف جهان حضور دارند. در میان آنان استادان، معلمان، دانشجویان، پژوهشگران، نویسندگان، خبرنگاران، پزشکان، کارآفرینان، فعالان اجتماعی و هزاران جوان توانمند حضور دارند.
این مجموعه، یک سرمایه بزرگ انسانی است.
اما سرمایه انسانی زمانی به قدرت اجتماعی تبدیل میشود که میان افراد و گروهها ارتباط، اعتماد و همکاری سازمانیافته وجود داشته باشد.
پراکندگی جغرافیایی به خودی خود ضعف نیست؛ اگر ارتباطات درست ایجاد شود، همین پراکندگی میتواند به یک شبکه گسترده انسانی تبدیل شود.
مسئله اصلی این نیست که ما کجا زندگی میکنیم؛ مسئله این است که تا چه اندازه میتوانیم با یکدیگر ارتباط داشته باشیم و برای اهداف مشترک همکاری کنیم.
اختلاف نظر نباید به دشمنی تبدیل شود
یکی از موانع مهم انسجام، این تصور است که برای متحد شدن باید همه یکسان فکر کنند.
چنین چیزی نه ممکن است و نه مطلوب.
در یک جامعه بزرگ، اختلاف نظر طبیعی است. افراد میتوانند در مسائل سیاسی، اجتماعی و حتی فرهنگی دیدگاههای متفاوت داشته باشند؛ اما این تفاوتها نباید به توهین، تخریب، حذف و دشمنی منجر شود.
قرار نیست همه یکسان فکر کنند؛ باید یاد بگیریم با وجود تفاوتها، چگونه کنار یکدیگر کار کنیم.
جامعهای که اختلاف نظر را تحمل نمیکند، در نهایت توان گفتوگو و همکاری را نیز از دست میدهد.
شورا و خرد جمعی؛ پایه یک انسجام پایدار
انسجام بدون گفتوگو و مشورت پایدار نخواهد بود.
قرآن کریم در سوره شوری، آیه ۳۸، یکی از ویژگیهای مؤمنان را چنین بیان میکند:
««وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَيْنَهُمْ»»
یعنی:
««و کارهایشان با مشورت میان خودشان است.»»
این اصل میتواند برای زندگی اجتماعی ما نیز یک درس مهم باشد. جامعهای که میخواهد برای آینده خود تصمیم بگیرد، باید به جای فردمحوری، بر گفتوگو، مشورت و خرد جمعی تکیه کند.
هیچ فردی بهتنهایی نماینده همه تاجیکان نیست و هیچ گروهی نباید خود را صاحب انحصاری این جامعه بداند.
اگر قرار است حرکتی برای انسجام شکل بگیرد، باید همه افراد توانمند فرصت مشارکت داشته باشند؛ استاد، دانشجو، زن، مرد، جوان، بزرگسال، فعال فرهنگی، متخصص، نویسنده و هر فردی که توانایی خدمت به جامعه خود را دارد.
شورا یعنی شنیدن یکدیگر؛ یعنی پذیرفتن تفاوتها و رسیدن به نقاط مشترک.
ما به جای شخصیتمحوری، به نهادسازی نیاز داریم؛ به جای رقابتهای شخصی، به همکاری؛ و به جای شعارهای مقطعی، به برنامههای بلندمدت.
اعتماد؛ نخستین گام انسجام است .
هیچ جامعهای بدون اعتماد نمیتواند انسجام پیدا کند.
اگر میخواهیم میان تاجیکان همکاری واقعی شکل بگیرد، باید از تخریب شخصیتها، شایعهپراکنی، توهین، رقابتهای ناسالم و اختلافات شخصی فاصله بگیریم.
باید یاد بگیریم که موفقیت یک فرد یا یک گروه، الزاماً شکست ما نیست.
اگر یک جوان تاجیک در حوزه علمی موفق میشود، این موفقیت میتواند سرمایه همه جامعه باشد.
اگر یک نویسنده اثری ارزشمند خلق میکند، باید از آن حمایت شود.
اگر یک فعال فرهنگی قدمی برای حفظ زبان و فرهنگ برمیدارد، باید به جای دلسرد کردن او، زمینه رشد فعالیتش فراهم شود.
جامعه زمانی رشد میکند که اعضای آن به جای کشیدن یکدیگر به پایین، دست یکدیگر را برای بالا رفتن بگیرند.
یکی از مهمترین پایههای انسجام، زبان و فرهنگ است.
اگر زبان خود را به نسل آینده منتقل نکنیم، اگر تاریخ خود را ثبت نکنیم و اگر ادبیات و میراث فرهنگی خود را به جوانان معرفی نکنیم، بخشی از هویت ما به تدریج از حافظه نسلهای آینده حذف خواهد شد.
از خانه باید آغاز کنیم.
با کودکان خود به زبان فارسی صحبت کنیم، کتاب بخوانیم، تاریخ خانوادهها و بزرگان خود را ثبت کنیم، از نویسندگان و هنرمندان حمایت کنیم و در فضای مجازی محتوای فرهنگی و آموزشی تولید کنیم.
هویت فقط با گفتن «ما تاجیک هستیم» حفظ نمیشود؛ هویت با شناخت، آموزش و عمل زنده میماند.
انسجام واقعی یعنی کار مشترک
اگر میخواهیم انسجام تاجیکان تنها یک شعار نباشد، باید آن را به برنامه تبدیل کنیم.
ایجاد شبکههای ارتباطی میان جوانان، فرهنگیان، دانشجویان و متخصصان؛
راهاندازی برنامههای آموزشی و فرهنگی؛
ثبت تاریخ شفاهی و روایتهای مردم؛
حمایت از زبان و ادبیات فارسی؛
معرفی شخصیتهای علمی، فرهنگی و تاریخی؛
تقویت رسانهها و تولید محتوای مسئولانه؛
و ایجاد فضای سالم برای گفتوگو میان دیدگاههای مختلف.
این اقدامات شاید در ابتدا کوچک باشند، اما هیچ حرکت بزرگی بدون قدمهای نخست شکل نگرفته است.
این دعوت، خطاب به همه ماست
مخاطب این سخن فقط سیاستمداران و افراد شناختهشده نیستند.
مخاطب، هر تاجیکی است که در خراسان/افغانستان، ایران، اروپا، آمریکا یا هر نقطه دیگری از جهان زندگی میکند.
اگر معلم هستی، آموزش بده.
اگر نویسندهای، بنویس.
اگر دانشجویی، تحقیق کن.
اگر خبرنگاری، روایت مردم را ثبت کن.
اگر متخصصی، دانش خود را در اختیار جامعه قرار بده.
اگر توانایی مالی داری، از فعالیتهای فرهنگی و آموزشی حمایت کن.
اگر توانایی فنی داری، در ساختن شبکههای ارتباطی و رسانهای سهم بگیر.
و اگر هیچکدام از این امکانات را نداری، دستکم دیگری را تخریب نکن و مانع کار خوب نشو.
انسجام از همینجا آغاز میشود.
آینده را باید امروز ساخت
هیچ جامعهای با انتظار کشیدن قدرتمند نمیشود.
اگر میخواهیم نسل آینده زبان و تاریخ خود را بشناسد، اگر میخواهیم صدای جامعه ما شنیده شود و اگر میخواهیم در آینده خراسان/افغانستان جایگاه شایستهای داشته باشیم، باید از امروز مسئولیت خود را بپذیریم.
ما نیازمند انسجامی آگاهانه، مدنی، فرهنگی و اجتماعی هستیم؛ انسجامی که در آن اختلاف نظر جرم نباشد، گفتوگو جای توهین را بگیرد، خرد جمعی جای فردمحوری را بگیرد و منافع عمومی بر منافع شخصی مقدم باشد.
تاجیکان برای قدرتمند شدن نیازی به دشمنسازی ندارند؛ به اعتمادسازی، نهادسازی و همکاری نیاز دارند.
بنابراین، به جای آنکه تنها بپرسیم:
«چه کسی باید رهبر ما باشد؟»
بهتر است نخست بپرسیم:
«من برای جامعه خود چه کاری میتوانم انجام دهم؟»
اگر هزاران نفر همین پرسش را از خود بپرسند و هرکدام مسئولیت کوچکی را بر عهده بگیرند، آنگاه پراکندگی ما میتواند به یک شبکه گسترده از توانایی و همکاری تبدیل شود.
وقت آن رسیده است که:
از پراکندگی به همدلی،
از همدلی به گفتوگو،
از گفتوگو به همکاری،
و از همکاری به انسجامی پایدار و مؤثر برسیم.
آینده جامعه ما با شعار ساخته نمیشود؛ با آگاهی، اعتماد، مسئولیتپذیری و کار مشترک ساخته میشود.
اگر امروز برای انسجام خود کاری نکنیم، فردا نباید از پراکندگی وحذف شدن از جامعه خود شکایت کنیم.