داوود ناجی، رییس کمیته سیاسی جبهه آزادی افغانستان، اتهام طالبان مبنی بر حمایت پاکستان از این جبهه در جنگهای بدخشان را رد کرده و میگوید ریشه مقاومت مسلحانه در این ولایت را باید در شرایط اجتماعی، سیاسی و امنیتی خود بدخشان جستوجو کرد، نه در حمایت خارجی.
ناجی که در برنامه «کافه پرسش» پایگاه خبری ـ تحلیلی «روایت» سخن میگفت، تأکید کرد که بدخشان به دلیل سابقه حضور گسترده نیروهایش در ارتش پیشین افغانستان، سطح بالای سواد و تحصیلات، سابقه فعالیت سیاسی و همچنین محرومیت اقتصادی و استخراج گسترده منابع طبیعی، زمینههای داخلی لازم برای شکلگیری مقاومت را داشته است.
او گفت اتهام وابستگی جبهه آزادی به پاکستان با واقعیتهای آغاز مبارزه این جبهه نیز سازگار نیست؛ زیرا به گفته او، جبهه آزادی زمانی مبارزه خود را آغاز کرد که پاکستان از مهمترین حامیان طالبان بود.
چرا بدخشان؟
ناجی برای توضیح چرایی شکلگیری مقاومت در بدخشان، به چند ویژگی این ولایت اشاره کرد.
به گفته او، بدخشان از ولایتهایی بود که شمار زیادی از نیروهای ارتش ملی افغانستان را در خود داشت و در جریان جنگ جمهوری پیشین با طالبان نیز تلفات سنگینی متحمل شد.
او گفت پس از سقوط جمهوری، شماری از این نیروها در بدخشان باقی ماندند و سلاحهای خود را کنار گذاشتند، اما طالبان به گفته او، آنان را رها نکردند و با آزار، شکنجه و فشار مواجه کردند.
ناجی این وضعیت را یکی از زمینههای شکلگیری مقاومت در بدخشان دانست و گفت بخشی از نیروهایی که پیشتر در ساختارهای نظامی حکومت افغانستان حضور داشتند، پس از سقوط نظام سیاسی به مقاومت پیوستند.
او در همین زمینه به «قوماندان کریم» اشاره کرد و گفت او از خود بدخشان برخاست و اکنون از فرماندهان جبهه آزادی است.
«بدخشان جامعهای باسواد و سیاسی است»
رییس کمیته سیاسی جبهه آزادی، سطح تحصیلات و پیشینه سیاسی بدخشان را از دیگر عوامل مهم در توضیح مقاومت این ولایت دانست.
او گفت بدخشان در گذشته یکی از ولایتهایی بوده که شمار زیادی از دانشجویان و افراد تحصیلکرده را در دانشگاهها داشته و از این منظر، جامعهای باسواد به شمار میرود.
ناجی همچنین به سابقه ظهور چهرههای سیاسی برجسته از بدخشان اشاره کرد و از استاد برهانالدین ربانی و طاهر بدخشی نام برد.
او گفت این پیشینه نشان میدهد که بدخشان جامعهای «پرباسواد، پرنفوس و سیاستآشنا» است؛ جامعهای که به باور او، درک سیاسی و اجتماعی لازم برای واکنش به شرایط موجود را دارد.
معادن طلا و پرسش سهم مردم بدخشان
ناجی در بخش دیگری از سخنانش، وضعیت اقتصادی و منابع طبیعی بدخشان را نیز در شکلگیری نارضایتیها مؤثر دانست.
او با اشاره به فعالیتهای استخراج طلا در این ولایت ادعا کرد که اکنون در بدخشان حدود ۵۰۰ معدن طلا و ۲۱ هزار دستگاه سنگین در حال فعالیت است؛ دستگاههایی که به گفته او، حتی متعلق به مردم بدخشان نیستند و سهم قابل توجهی از منافع این منابع به مردم محلی نمیرسد.
او گفت در چنین شرایطی، جامعهای که هم از نظر تحصیلات و آگاهی سیاسی در سطح بالایی قرار دارد و هم از منابع اقتصادی خود سهم کافی نمیگیرد، برای اعتراض و مقاومت لزوماً به حمایت یک کشور خارجی نیاز ندارد.
ناجی گفت:
«یک جامعه باسواد، پرنفوس و سیاستآشنا که از همه چیز محروم میشود، نیاز به حمایت پاکستان ندارد.»
او در ادامه تأکید کرد که افغانستان نزدیک به نیم قرن درگیر جنگ بوده و دسترسی به سلاح و تجربه جنگی در بخشهایی از جامعه وجود دارد؛ بنابراین، به باور او، شکلگیری مقاومت مسلحانه در بدخشان را نمیتوان صرفاً به حمایت خارجی نسبت داد.
«اتهام طالبان به ما نمیچسپد»
ناجی با رد صریح اتهام طالبان گفت نسبتدادن مقاومت بدخشان به پاکستان، از نظر او، تلاشی برای نادیدهگرفتن عوامل داخلی بحران است.
او گفت:
«این اتهام طالبان به ما نمیچسپد.»
ناجی در مقابل، طالبان را متهم کرد که خود سابقه روابط عمیق با پاکستان داشتهاند و گفت سفیر طالبان در پاکستان نیز درباره روابط این گروه با پاکستان اظهاراتی داشته است.
او نتیجه گرفت که اگر بحث درباره وابستگی یا روابط نزدیک با پاکستان مطرح باشد، این اتهام به باور او بیشتر متوجه طالبان است تا جبهه آزادی.
«ما زمانی جنگ را شروع کردیم که پاکستان حامی جدی طالبان بود»
یکی از مهمترین استدلالهای ناجی برای رد اتهام وابستگی به پاکستان، به زمان آغاز فعالیت جبهه آزادی مربوط میشود.
او گفت جبهه آزادی مبارزه خود را در شرایطی آغاز کرد که پاکستان از جدیترین حامیان طالبان بود.
ناجی افزود:
«ما وقتی مبارزه را شروع کردیم که پاکستان جدیترین حامی طالبان بود.»
او با اشاره به روابط تاریخی طالبان و پاکستان گفت در زمان بازگشت طالبان به قدرت، اسلامآباد از حامیان اصلی این گروه بود و حتی به گفته او، پاکستان در شکلگیری ساختار حکومت طالبان نقش مهمی داشت.
از نگاه ناجی، همین واقعیت با ادعای حمایت پاکستان از جبهه آزادی در تضاد است؛ زیرا اگر پاکستان در آن مقطع حامی اصلی طالبان بوده، نسبتدادن مقاومت علیه طالبان به حمایت همان کشور، به گفته او، با روند زمانی شکلگیری این مقاومت سازگار نیست.
از تصور «طالبان تغییرکرده» تا نگرانیهای جهانی
ناجی در ادامه به تغییر نگاه جامعه جهانی نسبت به طالبان اشاره کرد.
او گفت پس از بازگشت طالبان به قدرت، بسیاری در جهان تصور میکردند این گروه نسبت به گذشته تغییر کرده و ممکن است رفتاری متفاوت از دوره نخست حکومت خود داشته باشد.
اما به گفته او، ادامه فعالیت گروههای تروریستی در افغانستان و افزایش نگرانی کشورهای منطقه و جامعه جهانی نسبت به این وضعیت، باعث تغییر تدریجی این نگاه شده است.
ناجی گفت اکنون کشورهایی مانند چین و دیگر کشورهای منطقه و همچنین شورای امنیت سازمان ملل متحد نسبت به حضور گروههای تروریستی در افغانستان ابراز نگرانی میکنند.
او این تغییر رویکرد را تا حدی نتیجه تلاش مخالفان طالبان برای مستندسازی وضعیت افغانستان دانست.
«لابیگری کار ماست»
رییس کمیته سیاسی جبهه آزادی گفت این جبهه در سطح بینالمللی نیز فعال است و تلاش میکند وضعیت افغانستان، حضور گروههای تروریستی و سیاستهای طالبان را برای کشورهای مختلف توضیح دهد.
او گفت روابط جبهه آزادی با کشورهای منطقه و جهان «منظم» است و این جبهه در تلاش است از طریق ارتباطات سیاسی و دیپلماتیک، بر سیاست کشورهای مختلف در قبال افغانستان تأثیر بگذارد.
ناجی گفت:
«اگر کشوری تغییر موضع میدهد و ابراز نگرانی میکند، این نتیجه لابیگری ما است.»
او تأکید کرد که لابیگری در عرصه بینالمللی بخشی از فعالیت سیاسی جبهه آزادی است و این جریان از چنین فعالیتی استقبال میکند.
در عین حال، ناجی میان «لابیگری» و «وابستگی» تفاوت قائل شد و گفت ارتباط سیاسی و تلاش برای اثرگذاری بر سیاست کشورهای دیگر، به معنای وابستگی جبهه آزادی به یک کشور خارجی نیست.
جنگ روایتها بر سر بدخشان
سخنان ناجی نشان میدهد که در کنار جنگ نظامی در بدخشان، یک جنگ روایی نیز میان طالبان و مخالفان این گروه در جریان است.
طالبان تلاش میکنند مقاومت مسلحانه در بدخشان را به عوامل خارجی و حمایت پاکستان نسبت دهند؛ در مقابل، جبهه آزادی میگوید ریشه این مقاومت را باید در عوامل داخلی، از جمله سابقه نظامی، سطح تحصیلات، آگاهی سیاسی، فشارهای امنیتی و محرومیت اقتصادی مردم این ولایت جستوجو کرد.
در این روایت، بدخشان نه میدان یک پروژه خارجی، بلکه نمونهای از واکنش یک جامعه محلی به شرایط پس از بازگشت طالبان معرفی میشود.
ناجی همچنین تلاش دارد با اشاره به نقش پاکستان در حمایت تاریخی از طالبان، اتهام وابستگی جبهه آزادی به اسلامآباد را وارونه کند و آن را اتهامی بیاساس بداند.