هویت هر انسان، بخشی از وجود اوست؛ چیزی که با تولد، خانواده، زبان، فرهنگ، تاریخ و سرزمینی که از آن ریشه گرفته است، شکل میگیرد. انسان حق دارد خودش را همانگونه که هست بشناسد و دیگران نیز او را با همان هویت واقعیاش به رسمیت بشناسند.
زبان نیز تنها وسیلهای برای صحبت کردن نیست. زبان، حافظهی یک ملت است؛ در واژههای آن تاریخ، فرهنگ، ادبیات، خاطرات و تجربههای نسلهای گذشته زنده میماند. وقتی زبانی تضعیف میشود، تنها چند واژه از بین نمیرود؛ بخشی از حافظه و هویت یک جامعه نیز در معرض فراموشی قرار میگیرد.
قرآن کریم نیز تفاوت میان انسانها و ملتها را نفی نکرده، بلکه آن را به رسمیت شناخته است. خداوند در سوره حجرات، آیه ۱۳ میفرماید:
««یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا»»
یعنی:
««ای مردم! ما شما را از یک مرد و یک زن آفریدیم و شما را ملتها و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید.»»
این آیه یک پیام روشن دارد: شناخت و تفاوت، بخشی از واقعیت انسانی است. قرار نیست همه انسانها یکسان باشند یا همه فرهنگها و زبانها در یک قالب قرار بگیرند.
اما شناخت هویت نباید به معنای برتریجویی و تحقیر دیگران باشد. همان آیه ادامه میدهد که معیار برتری انسانها نزد خداوند، تقواست؛ نه قومیت، زبان، تبار و نژاد.
بنابراین، دفاع از زبان و هویت خود، به معنای دشمنی با زبان و هویت دیگران نیست.
یک تاجیک حق دارد تاجیک باشد و با هویت تاجیکی خود شناخته شود؛ همانگونه که یک پشتون، هزاره، ازبک، ترکمن، بلوچ و دیگر اقوام خراسان/افغانستان حق دارند هویت خود را حفظ کنند و با همان هویت مورد احترام قرار گیرند.
هیچکس نباید مجبور شود برای پذیرفته شدن، زبان، فرهنگ یا ریشههای خود را پنهان کند.
ما اگر از زبان و هویت خود دفاع میکنیم، برای حذف دیگری نیست؛ برای این است که خودمان حذف نشویم.
خراسان/افغانستان سرزمین اقوام، زبانها و فرهنگهای گوناگون است و زیبایی آن نیز در همین گوناگونی نهفته است. آینده این کشور زمانی میتواند عادلانه باشد که هیچ قومی مجبور نباشد برای دیده شدن، هویت خود را کنار بگذارد و هیچ زبانی به دلیل تعلق داشتن به یک قوم، کوچک شمرده نشود.
زبان فارسی/دری نیز بخش بزرگی از میراث فرهنگی خراسان/افغانستان است؛ زبانی که قرنها در این سرزمین در شعر، دانش، آموزش، فرهنگ و زندگی مردم حضور داشته است. حفظ آن نه تنها مسئولیت یک قوم، بلکه بخشی از مسئولیت فرهنگی همه کسانی است که این میراث را ارزشمند میدانند.
امروز بیش از هر زمان دیگری باید به نسل جوان خود بیاموزیم که هویت با نفرت ساخته نمیشود؛ با شناخت ساخته میشود.
تاریخ خود را بشناسیم، زبان خود را یاد بگیریم، فرهنگ خود را حفظ کنیم و در کنار آن، به زبان و فرهنگ دیگران نیز احترام بگذاریم.
ما حق داریم نام خود را همانگونه که هست بیان کنیم، زبان خود را سخن بگوییم، تاریخ خود را بشناسیم و با هویت واقعی خود زندگی کنیم.
هویت، امتیاز نیست؛ حق انسان است.
زبان، ابزار سادهی گفتوگو نیست؛ بخشی از حافظهی یک ملت است.
و شناختن خود، نخستین قدم برای حفظ خود است.
اگر امروز از هویت و زبان خود آگاه نباشیم، ممکن است فردا نسلی داشته باشیم که ریشههای خود را میشناسد اما دیگر زبان بیان آن ریشهها را ندارد.
پس بیایید پیش از آنکه دیر شود، هویت خود را بشناسیم، زبان خود را پاس بداریم، تاریخ خود را ثبت کنیم و این میراث را سالم به نسل بعد بسپاریم.
ما برای برتری بر دیگران نمیخواهیم شناخته شویم؛
ما فقط میخواهیم همانگونه که هستیم، شناخته و محترم شمرده شویم.