صلاحالدین سالار، یکی از فرماندهان بدخشانی طالبان، در واکنش به کشتار مردم یفتل نوشت که مردم بیگناه کشته شدهاند و او در برابر خداوند و مردم بدخشان پاسخی ندارد. وقتی این یادداشت را خواندم، بیاختیار حکایت «مخنث و لوطی» در مثنوی مولوی به یادم آمد. مولوی داستان مخنثی را روایت میکند که هنگام لواطت، خنجری بر کمر بسته بود. لوطی از او میپرسد این خنجر به چه کار میآید؟ پاسخ میدهد: «برای آنکه اگر کسی با من بداندیشی کند، شکمش را بدرم.» لوطی در حالی که بر او سوار بود، با طعنه گفت: «الحمدلله که من با تو بد