در افغانستانِ امروز، جای خالیها بیشتر از همیشه سخن میگویند؛ جای خالی استاد در دانشگاه، جای خالی پزشکِ متخصص در شفاخانه و جای خالی دانشجویی که میتوانست فردای علمی این کشور را بسازد.
پشت این جای خالیها، داستانِ یک بحران بزرگتر قرار دارد؛ بحران سرمایه انسانی.
طالبان پس از بازگشت به قدرت در سال ۲۰۲۱، سیاستهایی را در حوزه آموزش و حضور اجتماعی زنان اجرا کردند که پیامدهای گستردهای بر ظرفیتِ علمی و تخصصی افغانستان گذاشت. بسته ماندن مکاتب دخترانه در مقاطع بالاتر، ممنوعیت تحصیل زنان در دانشگاهها و محدودیتِ آموزشهای تخصصی، بهویژه در بخشهای طبی برای دختران، مسیر تربیت نسل آینده متخصصان را محدود کرد.
همزمان، شمار زیادی از استادانِ دانشگاه، پزشکان، پژوهشگران، مهندسان و متخصصان افغانستان را ترک کردند. کسانی که رفتند، فقط افراد نبودند؛ بخشی از تجربه، دانش و توانایی علمی کشوری بودند که سالها برای ساختن آن هزینه شده بود.
اکنون همان حکومت برای جبران کمبودِ نیروی متخصص، بهدنبال استفاده از ظرفیت کشورهای دیگر است؛ از درخواست بازگشت استادان مهاجر گرفته تا تقاضای همکاری در بخشِ آموزش و درمان.
درخواست وزیر تحصیلات عالی طالبان از ترکیه برای استفاده از ظرفیت استادان و پزشکان متخصص، تنها یک خبر در روابط خارجی نیست؛ این درخواست، تصویری روشن از یک تناقض بزرگ است: «حکومتی که مسیرِ تربیت بخشی از متخصصان را محدود کرده، امروز برای تأمین همان نیازها به بیرون نگاه میکند.»
وقتی سرمایه انسانی افغانستان کم شد:
بحرانِ کادرهای متخصص افغانستان پس از سال ۲۰۲۱ به وجود نیامد؛ اما پس از تغییر نظام سیاسی، شدت بیشتری گرفت.
افغانستان پیش از آن نیز با مشکلاتِ فراوانی مانند جنگ، فقر، مهاجرت و ضعف زیرساختها روبهرو بود. با این حال، دانشگاهها فعال بودند، زنان و مردان در رشتههای مختلف تحصیل میکردند و نسل تازهای از متخصصان در حال شکلگیری بود.
پس از بازگشتِ طالبان، موج تازهای از مهاجرت آغاز شد. استادان دانشگاه، پزشکان، مهندسان، پژوهشگران و کارمندان متخصص، بهدلایل مختلف کشور را ترک کردند.
خروجِ یک متخصص، فقط از دست دادن یک نیروی کاری نیست. یک استاد دانشگاه، سالها تجربه تدریس و پژوهش را با خود میبرد. یک پزشکِ متخصص، بخشی از حافظه علمی و درمانی یک کشور است.
کشوری که چنین نیروهایی را از دست بدهد، برای بازسازی این ظرفیت، به سالها زمان نیاز دارد.
از بازگشتِ استادان تا درخواست متخصص خارجی:
نخستین نشانههای آشکارِ این بحران، زمانی دیده شد که طالبان تلاش کردند استادان از دسترفته دانشگاهها را دوباره به کشور بازگردانند.
در دسامبر ۲۰۲۲، ندا محمد ندیم، وزیر تحصیلات عالی طالبان، از استادانِ افغانستانی خارج از کشور خواست به افغانستان بازگردند و در دانشگاهها به تدریس ادامه دهند. این درخواست در شرایطی مطرح شد که پس از تغییر نظام، شمار زیادی از استادان دانشگاه کشور را ترک کرده بودند و کمبودِ کادر علمی به یکی از مشکلات جدی آموزش عالی تبدیل شده بود.
اما فراخوانِ بازگشت استادان مهاجر نتوانست خلأ ایجادشده در دانشگاهها را پر کند. بسیاری از استادان در خارج از کشور باقی ماندند و طالبان ناچار شدند برای جبران کمبودِ کادر علمی، به دنبال همکاری با کشورهای دیگر بروند.
در سال ۲۰۲۳، مقامهای وزارت تحصیلاتِ عالی طالبان در دیدارهای مختلف با کشورهای منطقه و نهادهای خارجی، بر همکاریهای علمی، آموزشی و تقویت ظرفیت دانشگاهها تأکید کردند. این تلاشها در زمانی انجام میشد که دانشگاههای افغانستان با کمبود استادانِ متخصص و محدودیتهای آموزشی روبهرو بودند.
در بخش صحت نیز وضعیت مشابه بود. در سالهای ۲۰۲۴ و پس از آن، مقامهای صحی طالبان در گفتوگو با نهادها و شرکای خارجی، خواهانِ همکاری برای تقویت ظرفیتهای درمانی، آموزش کارکنان صحی و بهبود خدمات پزشکی شدند.
اما مهمترین نشانه این وابستگی، درخواستهای جدید برای استفاده از ظرفیتِ استادان و پزشکان خارجی است. وزیر تحصیلات عالی طالبان در سال ۲۰۲۶ از ترکیه خواست در بخش استادان و پزشکان متخصص با افغانستان همکاری کند. این درخواست نشان میدهد کمبودِ نیروی تخصصی، دیگر یک مشکل پنهان نیست؛ بلکه به یک چالشِ آشکار برای ساختار آموزشی و درمانی افغانستان تبدیل شده است.
همچنین گزارشهایی درباره درخواستِ طالبان از روسیه برای همکاری در آموزش پزشکی منتشر شده است؛ اقدامی که نشان میدهد حکومت طالبان برای تقویت بخشهای تخصصی، به دنبال استفاده از ظرفیت کشورهای دیگر است.
بهای خاموشِ مهاجرت نخبگان:
مهاجرتِ متخصصان، تنها یک آمار در گزارشها نیست؛ پشت هر خروج، یک خلأ انسانی و علمی باقی میماند.
استادی که سالها در دانشگاه تدریس کرده بود، با رفتنش تنها یک کرسی آموزشی را خالی نکرد؛ او تجربهای را با خود برد که انتقالِ آن شاید سالها زمان ببرد.
پزشکی که کشور را ترک کرد، تنها یک جای خالی در یک شفاخانه ایجاد نکرد؛ بخشی از تجربه عملی و آموزش نسل بعدی پزشکان را نیز از چرخه خارج کرد.
افغانستان برای تربیتِ این نیروها سالها هزینه کرده بود؛ اما اکنون بخشی از همین سرمایه انسانی، خارج از مرزهای افغانستان بهکار گرفته میشود.
در دانشگاهها، کمبودِ استادان متخصص میتواند کیفیت آموزش را کاهش دهد. در مراکز درمانی، کمبود پزشکان باتجربه میتواند دسترسی مردم به خدمات تخصصی را دشوارتر کند. در بخشهای فنی و اداری نیز نبود کارشناسانِ حرفهای، روند توسعه و بازسازی را کُند میسازد.
سرمایه انسانی مانندِ ساختمان یا تجهیزات نیست که بتوان آن را در مدت کوتاه دوباره ساخت. یک ساختمان تخریبشده را میتوان بازسازی کرد؛ اما تربیت یک استاد، پزشک یا پژوهشگر، سالها آموزش و تجربه میخواهد.
بستنِ راه آموزش؛ ساختن بحران آینده:
اما مشکلِ اصلی فقط مهاجرت متخصصان نیست؛ مشکل بزرگتر، محدود شدن مسیر تربیت متخصصان آینده است.
پس از آنکه طالبان در دسامبرِ ۲۰۲۲ تحصیل زنان در دانشگاهها را ممنوع کردند، هزاران دانشجوی دختر از ادامه آموزش بازماندند.
در ادامه، محدودیتها بر آموزشهای طبی دختران نیز افزایش یافت. این تصمیمها نگرانیهای گستردهای درباره آینده نظامِ صحی افغانستان ایجاد کرد؛ زیرا جامعه افغانستان برای ارائه خدمات درمانی به زنان، به پزشکانِ زن نیاز دارد.
هر دانشجوی دختری که امروز از دانشگاه محروم میشود، میتوانست فردا پزشک، استاد، پژوهشگر یا متخصص باشد.
حذفِ زنان از آموزش، فقط یک مسئله آموزشی نیست؛ کاهش ظرفیت آینده یک کشور است.
متخصصِ وارداتی؛ راهحل موقت برای بحران عمیق:
استفاده از استادان و متخصصانِ خارجی در جهان امر تازهای نیست. بسیاری از کشورها برای انتقال دانش و تجربه از همکاری بینالمللی استفاده میکنند.
اما همکاری خارجی باید مکملِ ظرفیت داخلی باشد، نه جایگزین آن.
وقتی یک کشور برای توسعه یک رشته دانشگاهی از استادِ مهمان استفاده میکند، این یک همکاری علمی است. اما وقتی برای پر کردن خلأهای اساسی دانشگاه و نظامِ درمانی به بیرون وابسته میشود، نشاندهنده یک مشکل ساختاری است.
افغانستان امروز با چنین وضعیتی روبهرو است.
مسئله اصلی نبودِ چند استاد یا چند پزشک نیست؛ مسئله آسیب دیدن چرخهای است که باید هر سال متخصص جدید تولید کند.
دانشگاه باید مکانی باشد که دانشجو وارد شود، آموزش ببیند، پژوهش کند و روزی جای استادِ امروز را بگیرد. بیمارستان باید جایی باشد که پزشک جوان در کنار پزشک باتجربه رشد کند و نسل بعدی متخصصان شکل بگیرد.
اگر این چرخه متوقف شود، حتی حضورِ متخصصان خارجی نیز تنها یک راهحل کوتاهمدت خواهد بود.
نسلی که پشتِ دروازههای بسته ماند:
در میانِ همه پیامدهای بحران آموزشی، شاید بزرگترین زیان متوجه نسلی باشد که فرصت ساختن آینده خود را از دست میدهد.
هزاران دختر افغانستانی که میتوانستند وارد دانشگاه شوند، پزشک شوند، استاد شوند یا در رشتههای تخصصی دیگر فعالیت کنند، اکنون از این مسیر کنار گذاشته شدهاند.
این تنها محرومیتِ یک فرد نیست؛ محرومیت یک کشور از تواناییهای بخشی از جامعه است.
کشورها زمانی قدرتمند میشوند که بتوانند از همه استعدادهای خود استفاده کنند. هر جامعهای که بخشی از شهروندانِ خود را از آموزش و تخصص دور کند، در حقیقت ظرفیت رشد خود را کاهش میدهد.
بحرانِ آینده:
درخواستِ طالبان برای استاد و پزشک، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، نشانه یک «نیاز عمیق» است.
افغانستانِ امروز با دو بحران همزمان روبهرو است: «از دست دادن متخصصانی که کشور را ترک کردهاند و محدود شدن مسیرِ تربیت متخصصان جدید.»
راهحلِ این بحران در چند قرارداد خارجی یا اعزام چند نیروی متخصص خلاصه نمیشود. راهحل در بازسازی دانشگاهها، باز کردنِ مسیر آموزش برای همه، حفظ نخبگان و ایجاد محیطی است که دانش و تخصص در آن ارزش داشته باشد.
کشوری که راه تربیت متخصص را ببندد، دیر یا زود برای یافتنِ همان متخصص، دروازه کشورهای دیگر را خواهد زد.
بحرانِ کادرهای متخصص افغانستان، در نهایت بحران آینده است؛ آیندهای که بدون استاد، پزشک، دانشجو و نیروی انسانی ساخته نخواهد شد.