دیروز هنگامی که ویدیوی حضور صالح محمد ریگستانی، فرمانده ارشد جبهه مقاومت ملی، در کوهپایههای هندوکش منتشر شد، واکنشهای متفاوتی را برانگیخت. بسیاریها شجاعت، دلیری و تعهد او به ارزشها را ستودند و برخیها نیز به خاطر استفادهاش از گوشی هوشمند و اشتراکگذاری ویدیو از موقعیت حضورش اظهار نگرانی کردند.
همانقدری که آن تحسینها و ستایشها بهجا بود، به باور من این نگرانی نیز قابل درک است. زیرا استفاده از گوشی هوشمند و حضور در شبکههای اجتماعی، نظارت دشمن را سهل و آسان میسازد و خطر آسیبپذیری یک مبارز را افزایش میبخشد.
تصور نمیکنم که این خطر را آقای ریگستانی با آنهمه تجربهای که دارد، درک نکند. اما مشکل اصلی این است که ما امروزه در عصر «جنون ارتباط» زندگی میکنیم؛ عصر دیجیتال.
من در این روزها کتابی از بیونگ چول هان، فیلسوف کرهای-آلمانی، میخوانم که زیر عنوان «اینفوکراسی» به فارسی ترجمه شده است.
او در این کتاب، عصر کنونی را عصر «رژیم اطلاعات» مینامد. او این مفهوم را در تقابل با «رژیم انضباطی» مطرح میکند که فوکو از آن سخن میگفت.
فوکو رژیم انضباطی را شیوهای از اعمال قدرت میدانست که صرفاً متکی به زور و قوه قهریه نیست، بلکه تلاش میکند از طریق نظارت، کنترل، عادیسازی، هنجارمند کردن و درونیکردن انضباط، رفتار افراد را تنظیم و مطلوب کند. در این رژیم، بدن انسان موضوع اصلی قدرت است. قدرت میکوشد بدنهایی مطیع، منضبط و قابل کنترل تربیت کند.
اما «رژیم اطلاعات» به تعبیر هان، «شکلی از سلطه است که در آن اطلاعات و پردازش اطلاعات با الگوریتمها و هوش مصنوعی اثر تعیینکننده بر فرایندهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دارند.»
رژیم اطلاعات، برخلاف رژیم انضباطی، فقط با بدن انسان سروکار ندارد، بلکه میکوشد از مسیر اطلاعات، ارتباطات و سازوکارهای روانی، بر رفتار و اراده انسان اثر بگذارد. هان از این وضعیت با مفهوم «روانسیاسی» یاد میکند؛ یعنی استفاده از مسیرهای روانشناختی مانند انگیزش، پیشران، هویت، شناخت و ادراک برای تأثیرگذاری بر رفتار و اراده مردم.
قدرت این رژیم تا حد زیادی از اطلاعاتی تغذیه میکند که ما آگاهانه یا ناآگاهانه در فضای دیجیتال تولید و به اشتراک میگذاریم. ما نهتنها اطلاعاتی را که خودمان منتشر میکنیم در اختیار این نظام قرار میدهیم، بلکه از طریق جستوجوها، ارتباطات، موقعیت مکانی، علایق، رفتار و ردپاهای دیجیتال نیز دائماً داده تولید میکنیم.
هان میگوید هر رژیمی سیاستهای رویتپذیری خود را دارد.
۱. رژیمهای سنتی تلاش میکردند از طریق نمایش قدرت خود بر مردم اعمال سلطه کنند. جشنها، رژهها و مراسمهای عمومی برگزار میکردند و قدرت خود را به نمایش میگذاشتند. یا مردم را در محضر عام شکنجه میکردند تا همگان بدانند که قدرت دست کیست. سیاست رژیمهای سنتی، رویتپذیر ساختن قدرت سلطه و نامرئی ساختن مردم بود.
۲. رژیمهای انضباطی مدرن، اما به نمایش خود چندان اهمیت نمیدهند، بلکه تلاش میکنند به مردم بفهمانند که شما تحت نظر و دوربین سراسربین هستید و هیچ لحظه از نظارت و چشم دولت نمیتوانید پنهان بمانید. در رژیمهای انضباطی، مردم از اینکه در معرض دید و رویتپذیری باشند، میترسند و تلاش میکنند مطیعانه رفتار کنند.
۳. رژیم اطلاعات عصر دیجیتال نیز سیاستش رویتپذیری مردم است؛ اما با این تفاوت که دیگر مردم از رویتپذیری نمیترسند، بلکه مشتاقانه خود را نمایش میدهند. در رژیم اطلاعات، دیگر کسی لزوماً احساس نمیکند که تحت نظارت است؛ بلکه احساس آزادی میکند و آزادی را نیز همین آزادی ارتباط، پست گذاشتن، کامنت گذاشتن و لایک کردن میداند.
در قدرت سنتی، حاکم دیده میشود؛ در قدرت انضباطی، فرد دیده میشود؛ و در رژیم اطلاعات، فرد با میل خود را به نمایش میگذارد.
تکنولوژی اطلاعات دیجیتال، ارتباط را به نظارت تبدیل میکند. تلیفونهای هوشمند به ابزارهایی برای جمعآوری داده و نظارت مبدل میشوند. ما هفت روز هفته، آگاهانه یا ناآگاهانه، اطلاعاتی درباره خود تولید و شریک میکنیم. به تعبیر هان، این تلیفونها خبرچینهای کارآمدیاند؛ ردپاهای اطلاعاتی ما را ثبت میکنند و این دادهها میتواند در اختیار ساختارهای قدرت و نظامهای پردازش اطلاعات قرار گیرد.
در رژیمهای انضباطی، اگر افراد خطرناک در حکومتها پروفایل داشتند، در رژیم اطلاعات ما هر کدام مشتاقانه پروفایلی برای خود ایجاد میکنیم و هر روز نیز آن را بهروز مینماییم. و این کار را «خودشکوفایی» مینامیم.
اینگونه، بدون آنکه الزاماً احساس کنیم تحت سلطهایم، خودمان به تولید اطلاعات و در نتیجه به تحکیم رژیم اطلاعات کمک میکنیم.
خلاصه اینکه عصر امروز، عصر جنون ارتباط است. هر کس تلاش میکند به نحوی خود را در معرض نمایش قرار دهد.
ما میخواهیم دیده شویم، شنیده شویم، واکنش بگیریم و حضور خود را ثبت کنیم.
این کار شاید برای همه خطرناک باشد، اما برای یک مبارز جنگ چریکی خطرناکتر است. زیرا
یک تصویر یا ویدیو میتواند اطلاعاتی درباره زمان حضور، موقعیت، مسیر حرکت، افراد همراه، تجهیزات و محیط اطراف در اختیار دشمن قرار دهد؛ دادههایی که ممکن است وقتی در کنار دادههای دیگر قرار میگیرند، تصویری از یک فرد یا یک گروه و الگوی رفتوآمد آنها بسازند.
در عصر رژیم اطلاعات، گاهی آنچه ما برای دیدهشدن منتشر میکنیم، میتواند همان چیزی باشد که دشمن برای پیدا کردن ما به آن نیاز دارد.