به ورزش در اسلام توجه خوبی شده و جایگاه خودش را دارد. پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم مسلمانان را به نیرومندی و سلامت تشویق کرده و در حدیث آمده است: المومن القوي خير وأحب إلى الله من المومن الضعيف. انسان سالم و نیرومند، هم برای زندگی خود و هم برای خدمت به دین و جامعه توان بیشتری دارد. بنابراین، ورزش و توجه به سلامت بدن، اگر با اخلاق و ارزش های اسلامی همراه باشد، کار خوب و پسندیده ای است.
در سال های اخیر، ورزش در جامعه ما تا اندازه ای رشد کرده و در میان رشته های مختلف، فوتسال جایگاه ویژه ای پیدا کرده است. موفقیت های تیم ملی فوتسال افغانستان و حضور خوب آن در مسابقات جهانی، شور و شوق جوانان ما را به فوتبال و فوتسال بیشتر کرده است. این علاقه به ویژه در میان جوانان شمال کابل/ کوهدامن و شمالی بیشتر دیده می شود. در دو سه سال اخیر، ساخت سالن های فوتسال در شمال کابل و شمالی نیز بیشتر شده است و سرمایه گذاران عزیز با توجه به علاقه جوانان، در این بخش سرمایه گذاری کرده اند. اصل این کار قابل تقدیر و ستایش است؛ اما در کنار تقدیر، چند نکته نیز وجود دارد که به نظرم باید با دقت به آن توجه کنیم.
آنچه قابل تقدیر است:
۱. ورزش برای سلامت بدن و روحیه انسان مفید است و چه خوب است جوانان ما به جای وقت گذرانی در کوچه و بازار، به ورزش و فعالیت سالم مصروف باشند.
۲.سالن های ورزشی می تواند جوانان را از بسیاری از کارهای نادرست و محیط های ناسالم و جنجال ها دور نگه دارد.
۳. در میان همین جوانان، استعدادهای خوب ورزشی پیدا می شود و می توان از آنها برای تیم های ملی کشور استفاده کرد.
۴. ورزش می تواند جوانان را از مواد مخدر، مسکرات و بسیاری از آسیب های اجتماعی دور کند.
۵. ورزش به جوانان نظم، همکاری، تحمل و تلاش را یاد می دهد؛ چیزهایی که در زندگی روزمره نیز بسیار مهم است.
۶. رشد ورزش می تواند برای مربیان، داوران و جوانانی که در این بخش استعداد دارند، زمینه کار و فعالیت ایجاد کند.
۷. اگر ورزش در کنار علم و دانش رشد کند، می توانیم جوانانی سالم، با نشاط، باسواد و توانمند داشته باشیم.
اما سخن اصلی اینکه در کنار این نکات مثبت، چند نگرانی هم وجود دارد که لازم است به آن توجه و پرداخته شود.
نکته اول: ما در سال های گذشته از کوهدامن و شمالی بازیکنان خوب فوتبال و فوتسال داشته ایم و امروز هم در تیم های ملی بازیکنان و مربیان با تجربه داریم. بنابراین، مشکل اصلی ما تنها کمبود ورزشگاه نیست. نگرانی من این است که مبادا توجه زیاد به یک بخش، ما را از بخش های دیگر غافل کند. جامعه فقط به ورزشکار نیاز ندارد؛ ما به استاد، داکتر، مهندس، عالم دین، پژوهشگر، متخصص و نیروی فنی نیز نیاز داریم.
نکته دوم: در حضور یکی از بازیکنان مطرح فوتسال که زمانی با ایشان هم بازی بودم، این موضوع را مطرح کردم. ایشان گفتند که در غرب کابل بیش از صد سالن فوتسال وجود دارد و از این جهت جای نگرانی نیست. گفتم درست است، اما در غرب کابل در کنار سالن های ورزشی، در کوچه ها و پس کوچه های برچی، کورس های زبان، ریاضیات، علوم قرآنی و مراکز آموزشی و تحصیلی نیز وجود دارد. یعنی در کنار ورزش، زمینه آموزش و درس خواندن هم فراهم است. از مکاتب خصوصی گرفته تا مراکز آموزشی و استادان مختلف، همه در کنار ورزشکاران فعالیت دارند. و به شدت علاقه مندی به تعلیم و تحصیل در میان جوانان شان موج میزند.
نکته سوم: نگرانی اصلی من درباره شمال کابل/کوهدامن و شمالی است. در این مناطق، به اندازه ای که سالن های فوتسال ساخته می شود و قرار است ساخته شود، مراکز آموزشی، کورس های زبان، مراکز فنی و حرفه ای و موسسات تحصیلی ساخته نشده است. چند مرکز آموزشی که در گذشته فعالیت داشتند نیز اکنون به دلایل مختلف غیر فعال شده اند. این وضعیت باید ما را نگران کند. یک جوان بعد از دوازده سال مکتب نباید احساس کند که دیگر کاری از دستش ساخته نیست. بعد از مکتب تازه باید فرصت پیدا کند که زبان، کمپیوتر، حرفه، تخصص و یا تحصیلات عالی خود را ادامه دهد. در کنار ورزش، به آموزش هم فکر کنیم؛ من با ساخت سالن های فوتسال مخالف نیستم بلکه خوشحالم و استقبال هم میکنم؛ و آن را یک کار خوب می دانم. اما حرف من این است که در کنار هر سالن ورزشی، باید به فکر یک مرکز آموزشی، یک کتابخانه، یک کورس زبان، یک مرکز کمپیوتر و یا یک مرکز آموزش حرفه ای نیز باشیم. اگر برای ساختن سالن ورزش سرمایه داریم، برای آموزش جوانان نیز سرمایه گذاری کنیم. اگر جوانان ما دو ساعت برای ورزش وقت می گذارند، زمینه ای فراهم کنیم که چند ساعت دیگر را نیز برای درس، مطالعه و یادگیری مهارت های جدید مصرف کنند.
جامعه فقط با ورزشکار ساخته نمی شود؛ همان گونه که فقط با عالم، ملا و دانشمند نیز ساخته نمی شود. ما به ورزشکار، ملا، استاد، عالم، داکتر، مهندس، متخصص و نیروی فنی در کنار هم نیاز داریم. من از علاقه جوانان به ورزش و رونق فوتسال خوشحال هستم و روزگاری هم خودم در سطح درجه اول فوتسال/فوتبال بازی میکردم؛ و از سرمایه گذارانی که در این بخش کار می کنند تشکر و قدردانی می کنم. اما بیایید در کنار ساختن سالن های فوتسال، به فکر ساختن مراکز آموزشی در بخش های مختلف نیز باشیم. نگذاریم چند سال بعد، تعداد سالن های ورزشی ما بسیار زیاد باشد، اما تعداد جوانان تحصیل کرده و کادرهای علمی ما کم . و این تلک زیباو فریبنده ای باشد برای به دام افتاده جوانان ما و تمام هم و غم جوانان ما گول زدن باشد و از گول های روزگار و اطراف خود و جامعه غافل شودند.
ورزش بدن جوانان را قوی می سازد و علم و آموزش فکر آنان را؛ ما به هر دو نیاز داریم.