این که امروز طا-لبان از کمبود کادرهای علمی تخصصی و مسلکی در افغانستان سخن میگویند یک پرسش اساسی را به میان میآورد چه کسی این بحران را به وجود آورد و چه کسانی پاسخگوی این فاجعه انسانی و علمی هستند؟
افغانستان از کمبود انسانهای با استعداد و متخصص رنج نمیبرد
افغانستان از سیاست هایی رنج میبرد که متخصصان، دانشمندان و نخبگانش را به حاشیه رانده و مجبور به ترک وطن کرده است.
هزاران استاد دانشگاه، پژوهشگر، داکتر، مهندس، متخصص و جوان تحصیلکرده نه به دلیل نداشتن توانایی بلکه به دلیل نبود فرصت بیثباتی، فقر و ناامیدی از آینده راه مهاجرت را در پیش گرفتند.
سرزمینی که باید با دانش فرزندان خود آباد میشد امروز شاهد پراکندگی بزرگترین سرمایه انسانی خویش در کشورهای مختلف جهان است.
دردناکتر این که به جای پرسیدن اینکه چرا نخبگان افغانستان فرار کردند و چگونه میتوان آنان را بازگرداند تلاش میشود صورت مسئله تغییر داده شود و کمبود نیروی علمی به عنوان یک مشکل طبیعی جلوه داده شود.
از سوی دیگر محروم ساختن زنان افغانستان از آموزش و کار ضربهای مستقیم به آینده علمی و توسعه ای کشور است.
جامعهای که نیمی از جمعیت خود را از دانش تخصص و فعالیت اجتماعی محروم کند چگونه میتواند ادعای پیشرفت و استقلال علمی داشته باشد؟
حذف زنان از عرصههای علمی در حقیقت حذف بخشی از آینده افغانستان است.
تأسف آورتر از همه این است که در چنین شرایطی به جای اعتماد به ظرفیتهای داخلی و باز کردن راه برای بازگشت متخصصان افغانستانی نگاهها به سوی کشورهای دیگر دوخته میشود.
کشوری که فرزندان دانشمند خود را از دست داده و سپس برای جبران این خلأ به نیروی خارجی نیاز پیدا میکند با یک شکست بزرگ در مدیریت سرمایه انسانی روبهرو است.
این واقعیت نشان میدهد که مشکل اصلی افغانستان نبود متخصص نیست مشکل نبود یک سیاست درست برای حفظ پرورش و استفاده از متخصصان داخلی است.
نخبگانی که سالها برای کسب دانش تلاش کردهاند نباید قربانی تصمیمهای سیاسی و بیتوجهی مدیریتی شوند.
ملت ها با بیگانه پروری ساخته نمیشوند ملت ها زمانی پیشرفت میکنند که به فرزندان خود به دانشمندان خود و به نسل جوان خود اعتماد کنند.
آوردن متخصص از بیرون در حالیکه متخصص افغانستانی در تبعید و بیکاری به سر میبرد یک تناقض تلخ و نشانه شکست یک نگاه سیاسی است.
تاریخ قضاوت خواهد کرد که چگونه سرمایه علمی یک ملت نادیده گرفته شد چگونه دانشگاهها و فرصتهای آموزشی محدود گردید چگونه زنان از میدان دانش کنار زده شدند و چگونه نسلی از نخبگان مجبور به ترک خانه و وطن خود شدند.
افغانستان امروز بیش از هر چیز به آزادی اندیشه احترام به دانش شایستهسالاری و بازگشت اعتماد نیاز دارد.
بدون اینها هیچ کمکی از بیرون نمیتواند جای خالی نخبگان داخلی را پر کند.
فرار دادن مغزها و سپس شکایت از نبود مغزها بزرگترین تناقض یک مدیریت ناکارآمد است زخمی که نتیجه آن نه تنها عقب ماندگی امروز بلکه محرومیت نسلهای آینده افغانستان خواهد بود.