آسمان بعد از زمین آغاز شد اما من پس از تماشای خال بر رویت. اولینبار که دیدم، باخود گفتم: بارکالله. بعد که نگاهی انداختم به چشمانت، به زیر لب اضافه کردم: سبحانالله! چشمانت را از کجا کشف کردهاند به این زیبایی؟ مادر کلان میگفت، وقتی زمین پیدا شد، سیاه بود و ستارهها آفریده شدند روشن شود تا ره گذری جایی سقوط نکند و از کوه و کتلی پرت نشود- ولی من از روزی به صورتت نگاه میکنم، به یاد ستارهها میافتم، و هرگاه دق میکنم خورشید با نگاهش میتواند خرابههای روحم را آباد کند. نام دوم چشمانت را خورشید