نام استاد واصف باختری، برای من تداعیکنندهی در هم تنیدگی دیالکتیکی شعر و سیاست بود. نخستین آشنایی حضوری با استاد در دفتر کار جاودان یاد بدخشی بزرگ اتفاق افتاد. به لطف این مرد عدالتخواه و مبارز نستوه با دکتر رازقرویین و حیدر لهیب هم آشنا شدم. «سر سوزن ذوقی» (سهراب سپهری) در شعر و ادبیات فارسی داشتم. برای پرورش این ذوق دستور پیر و مراد ما بدخشی کبیر این بود که از استاد واصف باختری بیاموزم؛ به استادباختری سفارش کرده بودند. اشعار پراکندهای سروده بودم، آن ها را در مجموعه ای تحت عنوان«نقشی در آبگینه و باران» گرد