بعضی انسانها فقط در یک دوره از تاریخ زندگی نمیکنند بلکه خود به بخشی از تاریخ تبدیل میشوند.
بعضی نام ها با گذشت زمان کم رنگ نمیشوند بلکه هرچه فاصله از روزگارشان بیشتر میشود ابعاد تازهای از شخصیت و میراث آنان آشکارتر میگردد.
پروفسور برهانالدین ربانی از همین تبار انسان ها بود مردی که زندگی اش با یکی از دشوارترین و خونین ترین فصل های تاریخ معاصر افغانستان گره خورد مردی که از سنگر مبارزه و مقاومت برخاست، در میدان سیاست مسئولیت پذیرفت و در واپسین سال های زندگی، راه صلح و گفتوگو را در پیش گرفت.
ربانی را نمیتوان تنها در یک عنوان خلاصه کرد.
او استاد و اندیشمند بود
رهبر سیاسی بود
از چهرههای برجسته جهاد و مقاومت افغانستان بود
رئیس جمهور پیشین کشور بود و در واپسین مرحله زندگی سیاسی اش،مسئولیت تلاش برای صلح و آشتی ملی را بر دوش گرفت.
اما فراتر از همه این عنوان ها او فرزند یک سرزمین جنگ زده بود سرزمینی که دهه ها در میان رقابت قدرت های داخلی و خارجی، جنگ، مهاجرت، فقر، ویرانی و بیثباتی گرفتار شده بود.
مردی که جوانی اش را به سرنوشت افغانستان پیوند زد نسلی که ربانی به آن تعلق داشت در روزگاری بزرگ شد که افغانستان با تحولات عمیق سیاسی و اجتماعی رو به رو بود.
او از همان سال های جوانی به دانش و اندیشه روی آورد و سپس در فضای سیاسی و مذهبی کشور وارد مبارزه شد.
اما آنچه زندگی او را از زندگی یک استاد دانشگاه فراتر برد شرایطی بود که افغانستان را به میدان یکی از بزرگ ترین منازعات دوران معاصر تبدیل کرد.
با ورود افغانستان به دوره جنگ و اشغال، ربانی نیز همچون بسیاری از رهبران آن نسل وارد میدان مبارزه شد.
او سالهای طولانی را در مقاومت سیاسی و جهادی سپری کرد سال هایی که برای بسیاری از مردم افغانستان با مهاجرت، آوارگی، شهادت عزیزان، ویرانی خانه ها و از دست رفتن آرامش همراه بود.
برای او نیز این مسیر، مسیری ساده و بیهزینه نبود.
تاریخ افغانستان تاریخ انسان هایی است که برای باورهای خود هزینه پرداختند و ربانی یکی از چهرههای برجسته این نسل بود.
از مقاومت تا مسئولیت سیاسی
پس از سقوط حکومت کمونیستی و تحولات سیاسی دهه ۱۳۷۰ خورشیدی، ربانی به ریاست دولت افغانستان رسید و کشور وارد مرحلهای تازه و بسیار دشوار شد.
اما افغانستان در آن زمان دیگر آن افغانستان آرام گذشته نبود.
جنگهای داخلی، رقابتهای سیاسی و نظامی، اختلافات گروه های مختلف و دخالت قدرت های بیرونی، کشور را در وضعیت پیچیدهای قرار داده بود.
ربانی در میان همین طوفان سیاسی، مسئولیت رهبری کشور را بر عهده داشت مسئولیتی که تاریخ درباره آن داوری های گوناگون دارد و هنوز نیز یکی از موضوعات مهم پژوهش و گفتوگو درباره تاریخ معاصر افغانستان است.
با این حال، یک واقعیت انکارناپذیر است
او یکی از شخصیت های مرکزی تاریخ سیاسی افغانستان در چند دهه اخیر بود شخصیتی که نمی توان تاریخ معاصر کشور را بدون نام و نقش او روایت کرد.
افغانستان فراتر از قوم، حزب و جغرافیا اگر قرار باشد از ربانی امروز سخن بگوییم نباید شخصیت او را تنها در محدوده یک حزب یا یک جریان سیاسی محصور کنیم.
افغانستان سرزمین اقوام، زبانها، مذاهب و فرهنگهای گوناگون است.
تاریخ این کشور نیز تنها متعلق به یک گروه نیست.
از همین رو، شخصیت های تاریخی افغانستان را باید در متن گستردهتری دید در متن سرنوشت یک ملت.
ربانی با همه موافقان و مخالفانش، بخشی از تاریخ افغانستان است تاریخی که متعلق به همه مردم این سرزمین است.
او را می توان از یک زاویه، فرزند یک جریان سیاسی دانست اما از زاویه تاریخ، بخشی از حافظه سیاسی یک ملت است.
و شاید یکی از مهم ترین درس های زندگی او همین باشد که شخصیت های تاریخی را نباید در حصار مرزهای قومی و جناحی زندانی کرد.
مردی که در پایان راه، صلح را برگزید
اما شاید مهم ترین فصل زندگی ربانی، همان سالهایی باشد که نگاه او به مسئله افغانستان بیش از گذشته با مفهوم صلح پیوند خورد.
افغانستان پس از دههها جنگ، دیگر بیش از هر چیز به یک راه خروج از چرخه خشونت نیاز داشت.
ربانی در سال های پایانی زندگی، ریاست شورای عالی صلح افغانستان را پذیرفت نهادی که مأموریت آن تلاش برای فراهم کردن زمینه گفتوگو و صلح در کشور بود.
این مرحله از زندگی او اهمیت ویژهای دارد.
مردی که سال های جوانیاش را در میدان مبارزه سپری کرده بود در سال های پایانی عمر در جستوجوی راهی برای پایان جنگ بود.
این تغییر مسیر را می توان یکی از مهم ترین فرازهای زندگی سیاسی او دانست از مقاومت در برابر تجاوز،به مبارزه برای پایان جنگ،از سنگرهای جهاد،به میز گفتوگو،از رو یا رویی نظامی،به تلاش سیاسی برای صلح.
و اینجاست که مفهوم شهید صلح در روایت زندگی ربانی جایگاه ویژهای پیدا میکند.
شهادتی در مسیر صلح
۲۰ سپتامبر ۲۰۱۱ خبر ترور پروفسور برهانالدین ربانی رهبر معظم جهاد و مقاومت افغانستان را تکان داد.
مردی که مسئولیت تلاش برای صلح را بر عهده داشت، در حالی جان خود را از دست داد که برای گفتوگو و پایان جنگ تلاش میکرد.
مرگ او تنها پایان زندگی یک سیاستمدار نبود حادثهای بود که بار دیگر هزینه سنگین خشونت سیاسی در افغانستان را به نمایش گذاشت.
ربانی رفت اما پرسش صلح باقی ماند.
او رفت اما افغانستان همچنان با همان پرسش بزرگ رو به رو بود:
چگونه می توان جنگ را به پایان رساند و میان فرزندان یک سرزمین صلح برقرار کرد؟
شاید بزرگ ترین تراژدی تاریخ افغانستان همین باشد که بسیاری از کسانی که در طول زندگی خود با جنگ دست و پنجه نرم کردند سرانجام آرزوی صلح را با خود به خاک بردند.
میراثی که نباید به یک نسل محدود شود امروز، سالها پس از شهادت پروفسور برهانالدین ربانی، نسلهای جدید افغانستان او را بیشتر از طریق تاریخ می شناسند تا از طریق تجربه مستقیم.
اما تاریخ فقط مجموعهای از نامها و تاریخها نیست.
تاریخ حافظه یک ملت است.
و در این حافظه، ربانی جایگاهی دارد که نمی توان آن را نادیده گرفت.
می توان درباره تصمیمهای سیاسی او بحث کرد
می توان درباره دوره های مختلف زندگی سیاسیاش دیدگاههای متفاوت داشت
می توان عملکرد رهبران آن دوره را نقد تاریخی کرد اما نمی توان نقش او را در تاریخ معاصر افغانستان انکار کرد.
ربانی بخشی از آن تاریخی است که افغانستان امروز را ساخته است با تمام پیروزیها، شکستها، آرمانها، خطاها، رنجها و امیدهایش.
شخصیت ربانی تنها در چارچوب مرزهای افغانستان قابل بررسی نیست.
تحولات افغانستان در دهههای گذشته تأثیرات گسترده منطقهای و بینالمللی داشته است و ربانی نیز در بسیاری از این تحولات، یکی از چهرههای شناخته شده سیاسی افغانستان بود.
از این منظر، نام او بخشی از تاریخ سیاسی منطقه نیز محسوب میشود تاریخی که در آن افغانستان نه یک جزیره جداافتاده، بلکه کشوری در قلب تحولات ژئوپلیتیک منطقه بوده است.
اما فراتر از سیاست منطقهای، آنچه میتواند شخصیت او را فراملی کند مفاهیمی است که زندگی اش با آنها گره خورده بود
آزادی، استقلال، مقاومت، مسئولیت سیاسی، گفتوگو و صلح.
این مفاهیم متعلق به یک قوم یا یک کشور نیستند.
ربانی و نسل آینده
شاید بهترین راه برای زنده نگهداشتن نام ربانی، تنها برگزاری مراسم یاد بود یا تکرار عناوین تاریخی نباشد.
بلکه باید از زندگی او پرسید
نسلهای آینده از جنگهای افغانستان چه خواهند آموخت؟
از مقاومت چه خواهند آموخت؟
از سیاست چه خواهند آموخت؟
و مهمتر از همه، از تلاش برای صلح چه خواهند آموخت؟
اگر تاریخ افغانستان قرار است برای نسل آینده درسی داشته باشد یکی از مهم ترین درسهای آن این است که جنگ ممکن است یک نسل را به میدان بیاورد، اما صلح باید مقصد نهایی یک ملت باشد.
مردی که در تاریخ ماند برهانالدین ربانی در میان ما نیست.
اما تاریخ، انسان ها را تنها با حضور جسمانی شان حفظ نمیکند.
گاهی یک انسان با اندیشهاش باقی میماند،گاهی با مبارزهاش،گاهی با تصمیمهایش و گاهی با پرسشی که پس از مرگش همچنان بی پاسخ باقی میماند.
ربانی از میان ما رفت، اما افغانستان هنوز با همان پرسشی رو به رو ست که در واپسین سالهای زندگی او نیز مطرح بود
راه رسیدن به صلح پایدار کجاست؟
و شاید این، بزرگترین میراث یک شهید صلح باشد اینکه نام او ما را نه به ادامه جنگ، بلکه به اندیشیدن درباره پایان جنگ فرا بخواند.
پروفسور برهانالدین ربانی مردی از تبار اندیشه،
فرزند روزگار مقاومت، رهبر یکی از فصل های مهم تاریخ سیاسی افغانستان،استاد و سیاستمدار،
مبارز و دولتمرد، و در واپسین فصل زندگی، جوینده صلح. او از سنگر برخاست،از میدان سیاست گذشت،به سوی گفتوگو رفت،و سرانجام در مسیر صلح جان باخت.
نام او را می توان در تاریخ افغانستان خواند
اما درس زندگی او را باید برای آینده افغانستان فهمید.
زیرا افغانستان بیش از آنکه به قهرمانان جنگ نیاز داشته باشد به نسلی نیاز دارد که صلح را به میراث تبدیل کند.
یاد پروفسور برهانالدین ربانی رهبر معظم جهاد و مقاومت افغانستان گرامی
یاد همه قربانیان جنگ و خشونت افغانستان گرامی
و امید که سرزمین ما روزی به جایی برسد که هیچ افغانستانی برای رسیدن به آزادی، عدالت و کرامت انسانی، مجبور نباشد اسلحه به دست بگیرد.