برخی انسانها در یک دوره زندگی میکنند، اما نامشان به یک دوره محدود نمیماند. آنان به بخشی از حافظه تاریخی یک ملت تبدیل میشوند؛ شخصیتهایی که زندگیشان با تحولات بزرگ جامعه گره میخورد و رفتنشان نیز پایان حضورشان نیست. پروفیسور برهانالدین ربانی از همین شمار بود؛ عالمی که از مدرسه و دانشگاه به میدان سیاست رسید، از سالهای دشوار جنگ عبور کرد و در واپسین مرحله زندگی، دغدغه پایان خشونت و دستیابی به صلح را دنبال نمود.
شناخت استاد ربانی بدون شناخت افغانستان چند دهه اخیر ممکن نیست. او در دورهای ظهور کرد که کشور درگیر دگرگونیهای عمیق سیاسی، اجتماعی و فکری بود. نسل او شاهد فروپاشی نظمهای سیاسی، اشغال، مقاومت، جنگ داخلی، ظهور گروههای مسلح و تغییرات پیدرپی در ساختار قدرت بود. در چنین فضایی، استاد ربانی نه در حاشیه، بلکه در متن بسیاری از این تحولات قرار داشت.
اما آنچه شخصیت او را از یک چهره صرفاً سیاسی متمایز میکرد، پیشینه علمی و دینی او بود. او نخست با دانش و آموزش شناخته شد و سپس وارد عرصه رهبری سیاسی گردید. همین پیوند میان دانش دینی، تحصیلات دانشگاهی و تجربه سیاسی، شخصیت او را به چهرهای چندبعدی تبدیل کرد.
استاد ربانی در ذهن بسیاری از شاگردان و هوادارانش، پیش از آنکه سیاستمدار باشد، «استاد» بود. این عنوان تنها یک لقب تشریفاتی نبود؛ بخش مهمی از هویت او را تشکیل میداد.
برای یک معلم، تأثیر واقعی زمانی آغاز میشود که اندیشهای را در ذهن شاگرد بنشاند و او را به پرسیدن، اندیشیدن و مسئولیتپذیری وادار کند. استاد ربانی نیز بخش قابل توجهی از زندگی خود را در محیطهای علمی و آموزشی سپری کرد و بعدها همین سرمایه فکری را وارد میدان اجتماع و سیاست ساخت.
او متعلق به نسلی بود که باور داشت اصلاح جامعه بدون تربیت فکری و اخلاقی انسانها امکانپذیر نیست. از همین رو، در بررسی میراث او نباید تنها به دوره ریاست جمهوری یا فعالیتهای سیاسیاش نگاه کرد؛ بخش مهمی از میراث او در شاگردان، اندیشهها و جریان فکریای نهفته است که از خود بر جای گذاشت.
زندگی استاد ربانی با دورهای همزمان شد که افغانستان به یکی از پیچیدهترین مراحل تاریخ معاصر خود وارد شد. تحولات سیاسی دهههای ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ خورشیدی، اشغال شوروی، شکلگیری جریانهای جهادی و سپس جنگهای داخلی، فضای سیاسی و اجتماعی کشور را دگرگون ساخت.
در چنین شرایطی، استاد ربانی به یکی از رهبران مهم جهاد افغانستان تبدیل شد و بعدها در ساختار دولت اسلامی افغانستان نیز نقش محوری پیدا کرد.
رسیدن به رأس قدرت سیاسی برای هر سیاستمدار یک آزمون بزرگ است؛ اما ماندگاری تاریخی یک رهبر تنها با میزان قدرتی که در اختیار داشته سنجیده نمیشود.
استاد ربانی در یکی از بحرانیترین دورههای تاریخ افغانستان ریاست دولت را تجربه کرد؛ دورهای که کشور با جنگ داخلی، رقابتهای مسلحانه و فشارهای منطقهای و بینالمللی روبهرو بود.
تجربه او نشان میدهد که در افغانستان، سیاست هرگز تنها مسئله رقابت میان افراد نبوده است؛ بلکه عوامل قومی، مذهبی، منطقهای، بینالمللی و نظامی نیز در آن نقش داشتهاند.
نجیب بارور، شاعر معاصر، در وصف جایگاه استاد ربانی میسراید:
«تو کشتیبانِ این گرداب بودی، نوح میداند
تو در جسمِ نبردِ ما دمیدی، روح میداند»
شاید مهمترین بخش زندگی پایانی استاد ربانی، مسئولیتی بود که برای برقراری صلح بر عهده گرفت.
او در سالهای پایانی عمر، ریاست شورای عالی صلح افغانستان را پذیرفت؛ نهادی که مأموریت آن کمک به روند گفتوگو و مصالحه با مخالفان مسلح بود. در ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۱، استاد ربانی در کابل در حملهای ترور و کشته شد؛ سازمان ملل متحد در واکنش به این رویداد، او را رئیس پیشین افغانستان و رئیس شورای عالی صلح معرفی کرد و بر ادامه تلاشهای صلح تأکید نمود.
این پایان زندگی، تصویری قابل تأمل در برابر ما قرار میدهد: شخصیتی که بخش بزرگی از عمرش در فضای مبارزه و جنگ سیاسی سپری شده بود، در واپسین سالهای زندگی مسئولیت گفتوگو و مصالحه را بر عهده گرفت.
از همینجا میتوان یکی از مهمترین درسهای زندگی او را دریافت؛ اینکه انسان سیاسی میتواند در مقاطع مختلف زندگی، از یک مرحله به مرحله دیگری عبور کند و تجربههای گذشته را در خدمت هدفی تازه قرار دهد.
هر شخصیت تاریخی بزرگ، میراثی چندلایه از خود باقی میگذارد. برخی از این میراثها مورد ستایش قرار میگیرند و برخی موضوع بحث و نقد قرار میگیرند.
استاد ربانی نیز از این قاعده مستثنا نیست.
برای یک نسل، او نماد استاد، مقاومت و رهبری بود؛ برای گروهی دیگر، سیاستمداری بود که در یکی از پیچیدهترین دورههای افغانستان مسئولیتهای سنگین سیاسی بر دوش داشت. برای نسل بعد، او بخشی از تاریخ معاصر افغانستان است که باید درباره او مطالعه و تحقیق شود.
این تفاوت دیدگاهها از اهمیت تاریخی او نمیکاهد؛ بلکه نشان میدهد که زندگی او هنوز موضوع بحث، پژوهش و حافظه جمعی جامعه افغانستان است.
نسل جدید افغانستان بیش از آنکه به قهرمانسازی از گذشته نیاز داشته باشد، به فهم گذشته نیاز دارد.
اگر از زندگی استاد ربانی چیزی برای امروز بیاموزیم، میتوان آن را در چند مفهوم خلاصه کرد: ارزش دانش، اهمیت آموزش، مسئولیت اجتماعی، نقش اخلاق در رهبری، دشواری سیاست در جامعه بحرانزده و ضرورت گفتوگو برای پایاندادن به خشونت.
کشوری که تاریخ خود را درست نخواند، ناگزیر است بارها هزینه اشتباهات گذشته را بپردازد. شناخت شخصیتهایی مانند استاد ربانی نیز زمانی سودمند است که از آن برای فهم بهتر تاریخ و ساختن آینده استفاده شود، نه صرفاً برای تکرار اختلافات گذشته.
پانزده سال پس از شهادت استاد ربانی، نام او همچنان در حافظه سیاسی و علمی افغانستان حضور دارد. عدهای او را «رهبر شهید» و «پیر خرد» مینامند و نسلهای دیگر او را بهعنوان یکی از شخصیتهای تأثیرگذار تاریخ معاصر مطالعه خواهند کرد.
یاد او برای دوستدارانش گرامی، و مطالعه میراثش برای نسلهای آینده مایه تأمل باد.
روح استاد پروفیسور برهانالدین ربانی شاد و یادش در تاریخ افغانستان ماندگار باد.