هنوزهم آنانیکه فکر میکنند فیروزند، هیاطله را بیاد دارند. با آنکه ژرار ژُنت روایت را تولید زبانی برای بازگو کردن رویدادها تعریف میکند، ضرورت فهم تاثیر رویدادها در جامعه برجسته میشود. تاثیری که ژُنت آنرا از مجرای کلی راوی و مخاطب قابل فهم میداند، بگونهای که به خاطرجمعی بیانجامد. سیر روایتها و فهم تاثیر رویدادها جامعهشناسی را وا میدارد که تحلیلی در واقعیتهای موجود داشته باشد. اما بقول ویتگنشتاین: تبیین ماهیتِ پدیدههای اجتماعی بنحو عام، خود به فلسفه تعلق دارد. کنون که جامعهی ما درگیر روایتهاییست که عوام جهتِ رهایی و خواص گذار از توجیه روایتها میطلبند؛ سازماندهی و