وضعیت اسفناک زنان افغانستان
پس از بازگشت طالبان به قدرت، زندگی زنان و دختران افغانستان با یکی از گستردهترین و نظاممندترین محدودیتهای سیستماتیک روبهرو شده است. میلیونها زن ودختر از حق آموزش محروم شدهاند، زنان از بسیاری فرصتهای کاری کنار گذاشته شدهاند و آزادی تردد، حضور اجتماعی، فعالیت مدنی و مشارکت سیاسی آنان بهشدت محدود کم رنگ شده است.
زنان زمانی که دانشآموز، دانشجو، آموزگار، خبرنگار، کارمند، فعال مدنی و تصمیمگیرنده در جامعه بود، امروز در بسیاری از عرصهها با دیوارهای بلند تبعیض جنسیتی و محدودیت مواجه است. این وضعیت تنها محرومیت یک نسل نیست؛ بلکه تهدیدی جدی علیه آینده خانواده، جامعه و افغانستان است.
امید از آموزش، کار، زندگی و آزادی:
با وجود این همه محدودیت، زنان افغانستان نباید امید خود را از دست بدهند. آموزش، کار، زندگی آزاد و حضور اجتماعی حق اساسی هر زن و دختر است، نه امتیازیست که بتوان آن را از آنها سلب کرد.
جامعه جهانی، نهادهای حقوق بشری ،سازمان های بینالمللی و خود زنان افغانستان باید اجازه ندهند محرومیت زنان به یک وضعیت عادی و دائمی تبدیل شود. سکوت در برابر این وضعیت، میتواند به عادیسازی تبعیض جنسیتی، زبانی قومی و فراموششدن یک نسل منجر شود.
زنان نباید تسلیم شوند:
زنان افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگری به پایداری، آگاهی و شجاعت نیاز دارند. تسلیمشدن در برابر محدودیتها به معنای پذیرفتن آیندهای است که در آن دختران از حق انتخاب، آموزش و ساختن زندگی خود محروم باشند.
مقاومت زنان تنها به اعتراض خیابانی محدود نمیشود بلکه ادامه تحصیل، آموزش آنلاین، نوشتن، اطلاعرسانی، فعالیت مدنی، حمایت از زنان دیگر و حفظ صدای اعتراض نیزمشکل مهم مقاومت است.
زنان باید فراخوان بدهند:
زنان افغانستان باید صدای خود را بلندتر رساتر و منسجمتر کنند و برای دفاع از حقوق و آزادیهای اساسی خود فراخوانهای مشترک صادر کنند.
فراخوان برای بازگشایی مکاتب و دانشگاهها، حق کار، آزادی رفتوآمد، مشارکت اجتماعی و سیاسی و پایان تبعیض جنسیتی باید به یک مطالبه عمومی و مستمر تبدیل شود.
صدای زنان زمانی قدرتمندتر میشود که پراکنده نباشد و زنان از شهرهای مختلف افغانستان و از جامعه مهاجران و دیاسپورا، با وجود تفاوت دیدگاهها، بر خواستههای مشترک خود متحد گردند.
زنان باید از یکدیگر حمایت کنند:
یکی از مهمترین نیازهای امروز زنان افغانستان، همبستگی ،وحدت و حمایت متقابل از همدیگر شان است.
هیچ زنی نباید در برابر تهدید، بازداشت، محرومیت، خشونت یا فشار اجتماعی احساس کند که تنها مانده است. زنان خبرنگار باید از زنان خبرنگار حمایت کنند، فعالان مدنی از فعالان مدنی،دانشجویان از دانشجویان، و زنان مهاجر از زنان داخل افغانستان.
وحدت وهمبستگی زنان میتواند شبکهای از امید و مقاومت ایجاد کند،شبکهای که اجازه ندهد صدای هیچ زن و دختری در سکوت و ترس ناپدید شود.
جمعبندی:
وضعیت زنان افغانستان اسفناک و نگرانکننده است، اما آینده هنوز نوشته نشده است. محرومیت امروز نباید به سرنوشت دائمی زنان افغانستان تبدیل شود.
زنان نباید تسلیم شوند، نباید سکوت کنند و نباید یکدیگر را تنها بگذارند. آنان باید از آموزش، کار، آزادی، کرامت و حق انتخاب خود دفاع کنند، فراخوانهای مشترک بدهند و در کنار یکدیگر بایستند وهم پذیر باشند.
نجات آینده زنان افغانستان یک راه حل کلیدی دارد، تنها میتوانیم با همبستگی، آگاهی، مقاومت مدنی و حمایت گسترده ملی و بینالمللی ممکن است وبس
تا زمانی که یک دختر افغانستانی از ابتدایی ترين حق که همانا آموزش است محروم گردد،مبارزه برای آموزش ادامه خواهد داشت تا زمانی که یک زن از کار و آزادی محروم است، مطالبه آزادی ادامه دارد، و تا زمانی که زنان از حقوق اساسی خود محروماند، صدای آنان نباید خاموش شود.
زنان افغانستان تنها نیستند، صدای آنان باید شنیده شود و حقوق آنان باید به رسمیت شناخته شود.