هژده سنبله، سالروز شهادت قهرمان ملی، شهید احمدشاه مسعود است. مبارزی باخدا و مؤمنی معتدل که نامش با تاریخ معاصر افغانستان گره خورده است.
مسعود در سرزمینی پر از جنگ، نفرت و انزجار زاده شد. سرزمینی که هیچگاه از تجاوز بیگانگان در امان نبوده است. او در چنین شرایطی برای آزادی و استقلال افغانستان قیام کرد و مبارزهای را آغاز نمود که نام افغانستان را در سطح جهان بلند آوازه ساخت. به قول یکی از بزرگان، اگر افتخار جهاد علیه شوروی را از افغانستان بگیریم، افتخار چندانی برای این سرزمین باقی نمیماند.
مسعود مبارزه را تنها یک رویارویی نظامی نمیدانست؛ پشت آن، یک جهانبینی و مجموعهای از اصول و ارزشها قرار داشت. به باور من، یکی از مهمترین ویژگیهای او این بود که مبارزهاش را بر پایه ارزشهای اسلامی و انسانی استوار کرده بود. روایتهای فراوانی از یارانش درباره شبزندهداریها و تلاوت مداوم قرآن کریم او نقل شده است؛ روایتهایی که از روحیه معنوی و باور عمیق او حکایت دارد.
اسلام، دین میانهروی و اعتدال است و این روحیه در سخنان و رفتار مسعود نیز بهوضوح دیده میشد. او تلاش میکرد این اصل را نه فقط در سخن، بلکه در عمل نیز نشان دهد. همین پیوند میان ایمان، اعتدال، آزادگی و مبارزه، به شخصیت او ویژگیای بخشیده بود که فراتر از یک فرمانده نظامی بود.
گاهی آنچه مرا به حیرت وا میدارد، میزان بلند محبوبیت او پس از شهادت است؛ شخصیتی که حتی شماری از مخالفان و دشمنانش نیز نهتنها بر کاریزما و جایگاه او، بلکه بر حقانیت داعیهاش مهر تأیید گذاشتهاند. در تاریخ جهان، ملتها و جوامع زیادی بزرگان و قهرمانان خویش را از دست دادهاند؛ اما کمتر کسی را میتوان یافت که مانند مسعود، پس از شهادتش، همچنان در حافظه جمعی یک ملت چنین زنده و ماندگار باقی مانده باشد.
به باور من، راز این ماندگاری تنها در فرماندهی و شهرت نظامی او نیست؛ بلکه در شخصیت، باورها و مسیر فکری اوست. مردانی را میتوان با قدرت و امکانات به شهرت رساند، اما ماندگار شدن در حافظه یک ملت، چیزی فراتر از قدرت و امکانات میطلبد.
از هژده سنبله سال ۱۳۸۰ تا امروز، جای خالی قهرمان ملی در عرصههای سیاسی، مبارزاتی و حکومتداری افغانستان، همواره بهشدت احساس شده است. این خلأ شاید بیش از همه در روزهایی آشکار میشود که افغانستان با بحرانهای بزرگ سیاسی و اجتماعی دستوپنجه نرم میکند و جامعه بیش از همیشه به رهبری نیاز دارد که عزت، استقلال و منافع مردمش را بر منافع شخصی ترجیح دهد.
این روزها کوههای هندوکش در سوگ مردی نشستهاند که روزگاری بر سر ریگ و سنگ همین کوهستانها، برای تغییر مسیر تاریخ و رسیدن افغانستان به عزت و سربلندی برنامه میریخت. شاید هیچ تصویری گویاتر از این نباشد که مردی از دل همین کوهها برخاست و نامش از مرزهای افغانستان فراتر رفت.
اما دریغ که شماری از یاران و همسنگران مسعود پس از او از مسیر فکری و سیاسیاش فاصله گرفتند و در پی جاه و جلال رفتند؛ تا جایی که عزت و اعتبار خویش را نیز قربانی این خواستههای زودگذر کردند. شاید یکی از تلخترین بخشهای میراث مسعود همین باشد که برخی از کسانی که روزگاری در کنار او برای آرمانهای بزرگ میجنگیدند، بعدها از همان آرمانها فاصله گرفتند.
اینروزها که افغانستان روزهای دشوار و بحرانی خویش را نیز بر دوش میکشد، نبود او بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. زن و مرد آزاده این سرزمین، جای خالی رهبری را احساس میکنند که میتوانست برای افغانستان عزت، استقلال و سربلندی را آرزو کند.
افغانستان امروز در انتظار «مسعود دیگری» است؛ اما شاید این انتظار، انتظاری نابجا باشد، زیرا تاریخ شخصیتها را تکرار نمیکند.
یاد و نام قهرمان ملی کشور جاودانه باد!