عبارت «عالم درباری» از عبارات نوظهورِ است. این عبارت معمولا از سوی جریانهای اسلام سیاسی به عالمان دینیای اطلاق میگردد که در کنار حاکمان میایستند و یا در برابر حاکمان قیام نمیکنند و موضع انقلابی نمیگیرند. یوسف قرضاوی، عالم دینی مصری نیز بارها مخالفان اخوانالمسلمین و عالمان دینی طرفدار حاکمان را «عالمان درباری» خواندهاست. او در این راه حتا فتوای قتل برخی از این علما را نیز صادر کرد. او زیر نام عالمان درباری به قتل رمضانالبوطی، عالم دینی سوری فراخواند و گفت: «برخی علما متاسفانه سخن باطل میگویند و به حمایت از بشار الاسد فرامیخوانند. یک عالم، هویت و عقل خود را از دست داده، او شیخ محمد سعید رمضان البوطی است.» در همین برنامه، مجری از او میپرسد که آیا هدف قرار دادن طرفداران نظام سوریه و در صدر آن عالمان درباری جواز دارد؟ او در پاسخ میگوید: «کسانیکه با سلطه حاکم کار میکنند، باید با تمام آنها – نظامیها، غیرنظامی، عالمان و جاهلان- بجنگیم. هر کسی که با این حکومت همکاری میکنند، مثل آن ظالم است و حکم آنرا میگیرد.»[1]
قرضاوی شیخ الازهر، دکتر احمدالطیب را نیز از عالمان درباری خوانده و او را به دستداشتن در کشتار بیگناهان متهم نموده است.[2] باری او از طرفداران خود خواست تا شیخ الازهر را سرجایش بنشانند.[3] در واکنش به این سخنان قرضاوی، طرفداران او اقامتگاه شیخالازهر را محاصره نمودند.[4]
باوصف این همه، اما با معیارهای و داوریهای این چنینی قرضاوی خود او در رأس عالمان درباری قرار میگیرد. در اینجا در پی اتهام کسی نیستیم. آنچه از موضعگیریهای او در برابر حاکمان عرب دیده میشود، چنین ادعای را تقویت میکند.
قرضاوی و حاکمان عرب؛ از تأیید تا تشویق به انقلاب
رابطه قرضاوی با شماری از حاکمان عرب قابل تأمل است. او در ابتدا این حاکمان را تعریف و تمجید نموده و به کاخهای آنها رفته و با آنها نشست و برخاست نموده و حتا عکس یادگاری گرفته؛ اما پس از مدتی در برابر آنها شوریده و شهروندان این کشورها را به مقاومت در برابر آنها تشویق نموده و آنها را برعلیه این حاکمان تحریک نموده است. از سوی دیگر، او تا پایان زندگی در قطر در آسایش و رفاه زندگی نموده و با حاکم این کشور رابطه نزدیک و خیلی صمیمی داشته است. در اینجا به موضعگیرهایی او در رابطه به شماری از حاکمان عرب اشاره میکنم.
فتوای قرضاوی در حمایت از نظام حسنی مبارک
قرضاوی در دیسمبر ۲۰۰۷ م. مقالهای زیر عنوان «الخلل في فقه الخروج على الحكام» «خلل در فقه خروج در برابر حاکمان» نوشته است. او در این مقاله میگوید: «یکی از خللهایی که گروههای خشونتپیشه مرتکب شدهاند، این است که آنها باور دارند زمانیکه حاکمان به آنچه خدا نازل نموده حکم نمیکنند و با دشمنان خدا دوستی و با دعوتگران دشمنی مینمایند و خود را بر ملتهایشان – بدون رضایت و انتخاب آنها- تحمیل نمودهاند، خروج [قیام] در برابر آنها واجب است.» او میگوید: «اصلاح کاستیهایی که از سوی حاکمان سرمیزند، باید با نرمی صورت بگیرد؛ حتا اگر آنها در ستمگری به سرحد زدن رعیت و گرفتن اموالها نیز رسیده باشند. عزل حاکم و خروج در برابر آن و جنگ با او -حتا اگر فاسق، ظالم و حقتلف هم باشد- جواز ندارد.» او میافزاید: « هنگام بروز کاستیها و کارشکنی از سوی حاکمان، باید ملتها بهجای آشوب و درگیری به فکر تغییر مسالمتآمیز باشند. خروج در برابر حاکمان ناموفق بوده و منجر به آشوب و نارامی و خونریزی بیفایده گردیده است.»
وی میگوید: «تاریخ در گذشته و اکنون ثابت نموده که قیامهای مسلحانه در برابر امیران و حاکمان موفق نبوده و شکست خورده و نتیجه آن برای مردم، آشوب و نارامی، بیثباتی و خونریزی بیفایده بوده است. کافیست که نگاهی با احادیث زیر عنوان «باب صبر در برابر جور حاکمان و ترک جنگ با آنها و خودداری از دست به شمشیر بردن» باندازیم. ابن عباس از پیامبر خدا روایت میکند: «کسی که از امیر خود چیزی ناخوشایندی را ببیند باید صبر کند؛ زیرا فردی که از جماعت جدا شود و بمیرد به مرگ جاهلی مرده است.» او در این نوشته احادیث زیادی را در حمایت از حاکم و خودداری از قیام در برابر آنها نقل میکند و شهروندان را به صبر در برابر جور حاکم و خودداری از قیام فرامیخواند.
قرضاوی و حمایت از اردوغان
قرضاوی از طرفداران رجب طیب اردوغان بهشمار میرود. اتحادیه جهانی علمای مسلمان به ریاست قرضاوی در ۱۳ مارچ ۲۰۱۷ م. بیانیهای در حمایت از رجب طیب اردوغان صادر نمود. در این بیانیه آمده است که: «این اتحادیه اقدامات هولند در برابر مقیمان هولند و سیاستمداران ترک را محکوم میکند و آنرا از نظر سیاسی و اخلاقی غیرقابل قبول میخواند. این اتحادیه از جهان عرب و اسلام میخواهد تا در کنار ترکیه بایستد و با آن همدردی نماید. نظامی که اردوغان به آن فرامیخواند، همان نظامی است که با آموزههای اسلامی همخوانی دارد. این آموزهها امیر المومنین و رییس دولت را فرد شماره یک دستگاه حاکم میداند.»[5] پس از صدور این بیانیه دکتر جاسر عوده ناگهان از این اتحادیه بیرون گردید.[6]
قرضاوی در سال ۱۹۶۱ م. به قطر رفت و تا پایان عمر در همانجا ماند. او از حمایت بیدریغ و سخاوت کریمانه امیران قطر برخوردار گردید و در این کشور به رفاه، آسایش و ثروت و شهرت رسید. در مقابل این همه لطف قطریها او نیز در کنار امیران این کشور ایستاد و با آنها رابطه خوب برقرار نمود و هیچگاه از حاکمیت و سیاستهای قطر علنا انتقاد نکرد. در اینجا چند نمونه را ذکر میکنم:
۱ – پایگاه نظامی آمریکا در نزدیک منزل قرضاوی در دوحه قرار دارد. باوصف این، زمانیکه از او در باره موجودیت این پایگاه در قطر میپرسند، میگوید: «موجودیت هر گونه پایگاه آمریکا در قطر را انکار میکنم.»[7]
۲ – در باره دیدارهای متقابل و همکاریهای مشترک میان قطر و اسراییل سکوت نمود. این در حالی است که او و طرفدارانش کشورهایی را که با اسراییل روابط برقرار نمودهاند، به خیانت متهم نموده است.
۳ – در فراز منبر و خطبه جمعه پیروزی قطر برای میزبانی جام جهانی فوتبال در سال ۲۰۲۲ م. را تبریک گفت.
۴ – قرضاوی و اتحادیه جهانی علمای مسلمان برخی کشورهایی عربی را که روابط خود را با قطر قطع نموده، محکوم نموده و موضعگیری آنها را «از لحاظ شرعی حرام» دانسته اند.
دکتر یوسف قرضاوی در سال ۲۰۰۳ م. در سفری به لیبیا، در وصف معمر القذافی گفت: «برادر رهبر انقلاب در باره تحولات و رویدادها تحلیلهای عمیق و روشن دارد.» او در در مقابل قذافی گفت: «علمای دینی آماده هستند که خدمتگارِ خادمان شریعت باشند.» وی همچنین در خاطرات خود مینویسد:« پس از اینکه نشست تمام شد، برای ما اطلاع دادند که قذافی میخواهد با شما در طرابلس دیدار کند. به مقر شورای فرماندهی انقلاب رسیدیم و نیمساعت منتظر ماندیم تا قذافی رسید. او در باره موضوعات مختلف صحبت نمود و در باره علما و نقش علما نیز سخن گفت. من گفتم: علما آماده هستند که خدمتگار، خادمان شریعت باشند. در اینجا شیخ ابو زهره گفت: ما خادم هیچ کسی – هرکه باشد- نیستیم. من گفتم: مولانا ما خادم خادمان شریعت هستیم. خدمت ما در واقع خدمت به شریعت است. گفت: ما سرور هستیم و خادم نیستیم.»[8]
قرضاوی پسانها در ۲۲ فبروری سال ۲۰۱۱ م. انقلاب در برابر قذافی را تایید نمود و ریختن خون او را مباح خواند. قرضاوی میگوید: «هرکسی میتواند، قذافی را بکشد، باید بکشد. هرکسی میتواند به سوی او شلیک بکند، باید شلیک بکند تا مردم و امت [اسلامی] از شر این مرد دیوانه خلاص شود. من در اینجا به هرکسی از ارتش لیبیا که میتواند به سوی قذافی شلیک کند، فتوا میدهم که او را بکشد و مردم را از شر او خلاص کند.»[9] او همچنین طلب همکاری انقلابیون لیبی از نیروهای ناتو را نیز جایز دانست.[10]
قرضاوی و زین العابدین بن علی
قرضاوی در سال ۲۰۰۹ م. به تونس سفر کرد و با زین العابدین بن علی، رییسجمهور این کشور دیدار نمود و او را توصیف کرد. او گفت: «رییسجمهور زین العابدین بن علی در سخنرانی خود توجه به فرهنگ اسلامی را ابراز نمود. شکی نیست هرکسی که به تونس سفر میکند، آثار این توجه را در بخشهای ساختوساز و نهضت عمومی و بهویژه زیربناها و توجه به انسان به ویژه در عرصه آموزش و صحی و امور اسلامی و رادیوی زیتونه مشاهده میکند. این امور سبب میگردد تا از تونس و فضلیتمأب رییسجمهور زین العابدین بن علی ستایش صورت بگیرد. تمام این علاقه به تقویت جنبه معنوی و برقراری رابطه میان مردم و ریشههای تاریخی و میراث آنها، امر مهمی است.»
قرضاوی در خطبه جمعه یکی از روزهای سال ۲۰۱۱ م. زین العابدین بن علی را «قاتل» و «مستبد» خواند و گفت: رییسجمهور کشور [تونس] دیروز با زبان نرم پس از چهار هفته صحبت نمود. این همه در حالی است که مردم در نتیجه تیراندازی کشته میشوند و فوج فوج در قبرستانها دفن میگردند. لازم است که این قاتل و هرکسی که ملت را اذیت نموده و حق آنرا خورده و ثروت آنرا چور نموده، محاسبه شود. جای تأسف است که مسلمانان با این حاکمان مستبدی که سرزمینهایشان را غارت میکنند، دچار هستند. باید مردم انقلاب نمایند.»
قرضاوی در مناسبتهای مختلف از بشار الاسد تعریف نموده و سیاستها و موضعگیریهای او را در رابطه به مقاومت و در برابر آمریکا ستوده است. او این سخنان را در سفری به سوریه در ماه اپریل ۲۰۰۴ م. گفته و همچنین تأکید نموده که سوریه به رهبری بشار الاسد در برابر سلطهجویی غرب به ویژه آمریکا موضعگیری مناسبی اتخاذ نموده است. قرضاوی بار دیگر در سال ۲۰۰۹ م. به سوریه سفر کرد و با بشار الاسد دیدار نمود.
پسانتر رابطه قرضاوی با بشار الاسد نیز متحول گردید و او شیعههای علوی را تکفیر کرد. او، فتوای قتل بشار الاسد را صادر نمود و مردم را به جهاد در برابر نظام او فراخواند. قرضاوی در خطبه جمعه یکی از روزهای نوامبر سال ۲۰۱۳ م. نظام سوریه را ظالم و مستبد خواند و گفت: «نظام ظالم و مستبد سوریه از ۵۰ سال به این سو آزادی ملت را قبول ندارد و میخواهد این ملت اسیر یک خانواده مشخص بماند؛ در حالیکه نظام خانوادگی در مصر، تونس، لیبیا و یمن به پایان رسیده است. باید این نظام در سوریه نیز به پایان برسد.» او تمام افرادی را که در ارتش سوریه باقی مانده و از آن جدا نشده، معلون از جانب خدا، فرشتهگان و تمام مردم خواند و افراد ارتش سوریه را «سگها و حیوانات وحشی» دانست.[11] وی از آمریکا تشکری کرد که از جنگجویانی که در برابر ارتش سوریه میرزمند، حمایت نموده است. او گفت: «از ایالات متحده آمریکا بهخاطر تقدیم سلاح برای جنگجویان به مقدار ۶۰ میلیون دالر سپاسگزاری میکنیم و خواهان کمکهای بیشتر هستیم. لازم است آمریکا از سوریها دفاع کند و مردانه بهخاطر خدا، خیر و حق در کنار آنها بایستد.»[12]
قرضاوی در ماه جولای ۲۰۰۶ م. در جنگ «وعده صادق» از حزبالله حمایت نمود و از پیروزی آن خوشحال گردید. او از تمام کسانیکه در این جنگ با حزبالله همکاری نموده، سپاسگزاری کرد.[13] وی همچنین در گفتوگوی با جریده «الوفد» گفت: «مقاومت لبنان جهاد مشروع و نمونه بهترین مقاومت است. بر هر مسلمان یاریرساندن به این مقاومت در برابر دشمن اسراییلی فرض است.»[14]
رابطه و حمایت او از حزبالله نیز دیری دوام نکرد. او دو سال بعد در سال ۲۰۰۸ م. گفت: «حملات ایران و شیعه در برابر جوامع اسلامی سنی ادامه دارد.» وی در نامهای که به دکتور احمد کمال ابو المجد به تاریخ ۹ اکتوبر ۲۰۰۸ م. فرستاده از او خواسته تا پرونده شیعه و سنی را بدون مکث بسته کند. او مینویسد: «از دکتور ابو المجد توقع داشتم که این چنین نامه را به شیفتهگان ایران و حزب الله بفرستد.» قرضاوی همچنین بهگونه کامل از موضوع تقریب سنی و شیعه دست کشید. وی ایران و حزبالله را به توطئه در برابر جهان سنی متهم کرد.[15] او در نوامبر ۲۰۱۳ در خطبه نماز جمعه در دوحه، حزبالله را «حزب شر و شیطان» خواند و گفت: حزبالله، حزب شیطان و حزب شر و حزب طغیان است که در راه طاغوت جنگ میکند و خداوند آنرا شکست خواهد داد و مؤاخذه خواهد نمود.»[16]
[1] – https://www.youtube.com/watch?v=Wxy7IM9MV4g
[2] – وبسایت رسمی دکتر قرضاوی به تاریخ ۲۰ سبتمبر و «الرد علی شیخ الازهر و مفتي العسکر».
[3] – تاریخ ۳۰ آگست ۲۰۱۳ م. خطبه نماز جمعه در مسجد عمر بن الخطاب در دوحه.
[4] – حسين القاضي، تحولات القرضاوي… من نبذ العنف إلى احتضانه، دار الوابل الصيب، 2018، ص117.
[5] – http://iumsonline.org/ar/aboutar/newsar/ystnkr-lthd-lmmrst
[6] – https://www.facebook.com/jasser.auda
[7] – )https://www.youtube.com/watch?v=BThSZ-MC-vE
[8] – مذكرات القرضاوي، دار الشروق، القاهرة (3/256، 257، 258).
[9] – https://www.youtube.com/watch?v=nAGHGw6a_Ac
[10] – https://www.youtube.com/watch?v=Ex4tNYQdaHI
[11] – http://archive.arabic.cnn.com/2013/middle_east/5/3/qardawi.hezbullah/index.htm
[12] – https://www.youtube.com/watch?v=dTo7m4ZMvSI
[13] – http://www.youtube.com/watch?v=A0ZHzujZT6U&feature=
[14] – جريدة الوفد، حوار مع الشيخ القرضاوي، 27 يونيو، 2007م.
[15] – د. هاني نسيرة، معارك القرضاوي: التناقضات والتحولات من الشرعي إلى السياسي، شباط (فبراير) 2014.
[16] – http://archive.arabic.cnn.com/2013/middle_east/5/3/qardawi.hezbullah/index.html