امروز روز جهانی سوادآموزی است؛ روزی که در بسیاری از نقاط جهان، کودکان با کتاب و قلم به مدرسه میروند، بزرگسالان برای یادگیری دوباره پشت میزهای درس مینشینند و دولتها از ضرورت مبارزه با بیسوادی سخن میگویند.
اما در افغانستان، این روز برای میلیونها انسان معنای تلخ دیگری دارد.
اینجا هنوز دخترانی هستند که صبحها با صدای زنگ مدرسه از خواب بیدار نمیشوند؛ دخترانی که کتابهایشان را در گوشهای از خانه نگه داشتهاند و نمیدانند چه زمانی دوباره اجازه خواهند داشت به کلاس برگردند. هنوز پسرانی هستند که در میان فقر، مهاجرت و بحران اقتصادی، فرصت یادگیری باکیفیت را از دست میدهند. و نسلی در حال بزرگشدن است که بخش مهمی از کودکی و جوانیاش را در پشت درهای بسته آموزش سپری میکند.
از زمانی که طالبان دوباره قدرت را در افغانستان به دست گرفتند، دروازههای مکتب به روی دختران بالاتر از صنف ششم بسته شد و زنان از تحصیلات دانشگاهی نیز محروم شدند. یونسکو میگوید ۲.۲ میلیون دختر همچنان از رفتن به مکتب محروماند و محدودیتهای آموزشی، آینده یک نسل کامل را تهدید میکند.
وقتی قلم جرم میشود
تلخترین بخش ماجرا این است که آموزش فقط در افغانستان قربانی یک بحران اقتصادی یا کمبود امکانات نیست؛ با تصمیم سیاسی نیز محدود شده است.
طالبان میتوانستند پس از سالها جنگ، دانشگاه و مکتب را به محل بازسازی افغانستان تبدیل کنند؛ میتوانستند نسلی را تربیت کنند که پزشک، معلم، مهندس، پژوهشگر، نویسنده و متخصص شود. اما بهجای آن، بخشی از درهای آموزش را بستند و میلیونها دختر را از مسیر طبیعی زندگیشان بیرون راندند.
این تصمیم فقط امروز را از افغانستان نمیگیرد؛ فردای افغانستان را نیز میسوزاند.
کشوری که دخترانش نمیتوانند درس بخوانند، فردا با کمبود معلم زن، پزشک زن، قابله، مهندس، پژوهشگر و متخصص روبهرو خواهد شد. یونیسف هشدار داده است که ادامه محدودیتهای آموزشی و کاری زنان میتواند تا سال ۲۰۳۰ به از دست رفتن حدود ۲۰ هزار معلم زن و ۵۴۰۰ نیروی صحی زن منجر شود.
سواد فقط توانایی خواندن یک جمله نیست. سواد یعنی انسان بتواند جهان اطرافش را بفهمد، سؤال بپرسد، حق خود را بشناسد و برای آیندهاش تصمیم بگیرد. به همین دلیل است که محرومکردن یک کودک از آموزش، تنها گرفتن کتاب از دست او نیست؛ گرفتن بخشی از آینده اوست.
امروز جهان از سواد سخن میگوید و افغانستان، بیش از هر زمان دیگر، به آن نیاز دارد. کشوری که دههها جنگ دیده، برای ساختن دوباره خود به ذهنهای باز، دانشگاههای زنده و میلیونها کودک آموزشدیده نیاز دارد؛ نه نسلی که با ترس، محرومیت و بیافقی بزرگ شود.
با این حال، هنوز امید نمرده است. دخترانی که در خانه، در کلاسهای مخفی یا از طریق آموزش آنلاین درس میخوانند، نشان دادهاند که میتوان در را بست، اما میل به دانستن را نمیتوان بهسادگی زندانی کرد.
شاید روز جهانی سوادآموزی امسال برای افغانستان بیش از یک مناسبت تقویمی باشد؛ یادآوری این حقیقت که هیچ قدرتی نمیتواند برای همیشه جلوی خواست انسان برای دانستن را بگیرد.
طالبان میتوانند دروازه مکتب را ببندند، اما آیا میتوانند اشتیاق یک دختر افغانستانی برای خواندن، فهمیدن و ساختن آینده خودش را نیز از میان ببرند؟