پنج سال پیش، طالبان با ورود به کابل نهتنها پایانِ یک جنگ طولانی را اعلام کردند، بلکه وعده آغاز فصل تازهای در افغانستان را نیز دادند؛ فصلی که قرار بود با امنیت، ثبات، حکومتداری متفاوت و تعامل با جهان همراه باشد.
اما پنج سال بعد، افغانستان در برابر یک پرسشِ بزرگ ایستاده است:« فاصله میان وعدههای آغازین طالبان و آنچه در عمل اتفاق افتاده، چقدر است؟»
برای سنجشِ یک حکومت، تنها چگونگی رسیدن آن به قدرت اهمیت ندارد؛ بلکه مهمتر از آن، پیامد تصمیمها و سیاستهای آن بر زندگی مردم، ساختار سیاسی کشور و جایگاه افغانستان در جهان است.
طالبان میگویند میراثِ دههها جنگ، مشکلات اقتصادی و فشارهای خارجی، مسیر اداره کشور را دشوار کرده است. منتقدان اما استدلال میکنند که هر حکومت در کنار میراث گذشته، مسئول تصمیمها و عملکردِ امروز خود نیز است.
این گزارش پنج حوزه کلیدی را بررسی میکند؛ حوزههایی که بیشترین بحث را درباره کارنامه پنجساله طالبان به وجود آوردهاند: «آموزش دختران، ساختار سیاسی، اقتصاد، روابط خارجی و وضعیت معیشتی مردم.»
دختران پشتِ درهای آموزش؛ نخستین شکاف میان وعده و عملکرد:
آموزشِ دختران، نخستین جایی بود که فاصله میان سخنان اولیه طالبان و سیاستهای عملی آنان آشکار شد.
پس از بازگشتِ طالبان، مقامهای این گروه تلاش کردند نگرانیها درباره آینده آموزش زنان را کاهش دهند. ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، در ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۱ گفت دختران مکاتب متوسطه بهزودی به آموزش بازخواهند گشت.
اما این وعده عملی نشد. با آغاز سال آموزشی ۱۴۰۱، دختران بالاتر از صنف ششم از رفتن به مکتب بازماندند. چند ماه بعد، در دسامبر ۲۰۲۲، وزارت تحصیلات عالی طالبان تحصیل زنان در دانشگاههای دولتی و خصوصی را نیز متوقف کرد.
این تصمیم، میلیونها دختر را از مسیر آموزش رسمی دور کرد و به یکی از اصلیترین مواردِ اختلاف طالبان با جامعه جهانی تبدیل شد.
مسئله فقط بسته ماندن صنفها و دانشگاهها نیست؛ مسئله آینده نسلی است که فرصتهای آموزشی خود را از دست میدهد. کشوری که برای بازسازی به نیروی انسانی نیاز دارد، با حذف بخشِ بزرگی از ظرفیت آموزشی زنان، با چالشی جدی برای آینده توسعه خود روبهرو میشود.
از همینرو، آموزش دختران به نخستین نشانه فاصله میان وعدههای آغازین طالبان و عملکردِ عملی آنان مبدل شده است.
حکومتِ فراگیر؛ وعده مشارکت، واقعیتِ تمرکز قدرت:
طالبان در روزهای نخست بازگشتِ خود، از تشکیل حکومتی سخن گفتند که همه اقشار افغانستان در آن سهم داشته باشند.
ذبیحالله مجاهد در نخستین نشست خبری طالبان در کابل در ۱۷ اوت ۲۰۲۱ گفت حکومت آینده فراگیر خواهد بود و کسی کنار گذاشته نمیشود.
اما تشکیلِ کابینه موقت طالبان در سپتامبر همان سال، بحثهای گستردهای درباره معنای واقعی این وعده ایجاد کرد.
ساختار جدید قدرت عمدتاً در اختیار چهرههای طالبان قرار دارد. زنان همچنان در کابینه و ساختار رسمی حکومت حضور ندارند و جریانهای سیاسی و اجتماعی بیرون از طالبان نیز سهمی در تصمیمگیریهای اصلی ندارند.
طالبان میگویند مشارکتِ سیاسی باید در چارچوب نظام کنونی تعریف شود؛ اما منتقدان معتقدند حکومتی که حضور گسترده گروههای مختلف و مشارکت واقعی شهروندان را تأمین نکند، نمیتواند پاسخگوی مفهوم حکومتِ فراگیر باشد.
پس از پنج سال، فراگیری سیاسی همچنان یکی از مهمترین چالشها در ساختار قدرت افغانستان باقی مانده است.
امنیت آمد، رونق نیامد؛ آزمونِ اقتصادی طالبان:
طالبان یکی از مهمترین دستاوردهای خود را پایانِ جنگ و تأمین امنیت عنوان میکنند. برای کشوری که نزدیک به چهار دهه درگیر جنگ و ناامنی بوده، کاهش درگیریهای گسترده یک تغییر قابل توجه بهشمار میرود.
اما امنیت، تنها زمانی به یک دستاوردِ پایدار تبدیل میشود که بتواند راه را برای زندگی بهتر مردم باز کند.
طالبان در روزهای نخست حکومت خود وعده دادند که پایان جنگ، زمینه تجارت، سرمایهگذاری و بازسازی اقتصادی را فراهم خواهند کرد. اما اقتصاد افغانستان پس از تغییر نظام با فشارهای سنگینی روبهرو شد: «کاهش کمکهای خارجی، محدودیتهای مالی بینالمللی، خروج بخشی از نیروی متخصص و کاهش سرمایهگذاری».
بانک جهانی در گزارشهای خود پس از سال ۲۰۲۱ از بحران اقتصادی، کاهش فعالیتهای تجاری و افزایش فقر در افغانستان سخن گفت؛ هرچند در کنار آن، از برخی نشانههای ثبات در مدیریت درآمدهای داخلی نیز یاد کرده است.
طالبان افزایش درآمدهای گمرکی و کاهشِ فساد اداری در بخشهایی از نظام مالی را از موفقیتهای خود میدانند. اما برای شهروندی که با بیکاری، کاهش قدرت خرید و دشواری تأمین نیازهای روزمره روبهرو است، معیارِ موفقیت اقتصادی تنها ارقام درآمد دولت نیست.
پایان جنگ، یک فرصت ایجاد کرد؛ اما تبدیل این فرصت به توسعه اقتصادی، اشتغال و رفاه عمومی، همچنان یک آزمون حلنشده باقی مانده است.
امنیت آمده است، اما رونقِ اقتصادی هنوز نتوانسته جای آن را پُر کند.
درهای دیپلماسی باز، دروازه مشروعیت بسته:
طالبان پس از بازگشت به قدرت تلاش کردند به جهان نشان دهند که افغانستانِ جدید خواهان انزوا نیست.
در نخستین نشست خبری پس از ورود به کابل، ذبیحالله مجاهد در ۱۷ اوت ۲۰۲۱ گفت طالبان خواهان روابط خوب با همه کشورها هستند و افغانستان نمیخواهد بهگذشته بازگردد.
در پنج سال گذشته، طالبان توانستند با شماری از کشورهای منطقه روابطِ کاری برقرار کنند. نمایندگان آنان در نشستهای منطقهای حضور یافتند، گفتوگوهای دیپلماتیک ادامه یافت و برخی کانالهای ارتباطی با جهان باز ماند.
اما میان داشتن ارتباط با جهان و بهدست آوردنِ مشروعیت گسترده بینالمللی، فاصلهای بزرگ وجود دارد.
روسیه در سال ۲۰۲۵ نخستین کشوری بود که حکومت طالبان را بهعنوان دولت افغانستان بهرسمیت شناخت؛ اقدامی که نقطه عطفی در وضعیت دیپلماتیک طالبان بهشمار میرود، اما بهمعنای پذیرش گسترده جهانی این حکومت نیست.
مسئله حقوقِ زنان، ساختار سیاسی داخلی، میزان مشارکت سیاسی و نگرانیهای امنیتی، از جمله عوامل اصلی تداوم این وضعیت بودهاند.
طالبان میگویند نظام کنونی نتیجه شرایط افغانستان است و جهان باید واقعیت موجود را بپذیرد. اما بسیاری از کشورها مشروعیتِ یک حکومت را فقط با کنترل سرزمین نمیسنجند؛ بلکه عملکرد آن در زمینه حقوق شهروندان، مشارکت سیاسی و تعهدات بینالمللی را نیز در نظر میگیرند.
کارنامه خارجی طالبان در پنج سال گذشته یک تصویر دوگانه دارد: «ارتباط با جهان وجود دارد، اما پذیرشِ رسمی همچنان دستنیافتنی مانده است.»
دولت در حالِ جمعآوری درآمد، جامعه در حال تحمل فقر:
طالبان پس از بازگشت به قدرت، ایجاد یک نظام مالی منظمتر و افزایشِ درآمدهای داخلی را از اهداف اصلی خود اعلام کردند.
مقامهای این گروه بارها از افزایش درآمدهای گمرکی و مالیاتی سخن گفتهاند و آن را نشانه بهبود مدیریت اقتصادی دانستهاند.
اما پرسش اصلی این است: «آیا درآمدِ بیشتر دولت، به زندگی بهتر مردم منجر شده است؟»
برای میلیونها شهروند افغانستان، اقتصاد در گزارشهای مالی خلاصه نمیشود. اقتصاد یعنی داشتن کار، توانایی پرداخت هزینههای زندگی، دسترسی به خدمات و امید به آینده.
گزارشهای سازمان ملل متحد و نهادهای اقتصادی بینالمللی در سالهای اخیر بارها از گستردگی فقر و نیاز میلیونها افغانستانی به کمکهای بشردوستانه هشدار دادهاند.
طالبان میگویند مشکلات کنونی نتیجه دههها جنگ و وابستگی اقتصادی گذشته است و کشور برای رسیدن به توسعه به زمان نیاز دارد. اما منتقدان میگویند معیارِ نهایی موفقیت هر حکومت، تغییر در زندگی مردم است.
شکاف میان توانایی دولت برای جمعآوری درآمد و توانایی جامعه برای عبور از فقر، یکی از مهمترین پرسشهای اقتصادی افغانستان امروز است.
پس از پنج سال؛ آزمونِ واقعی حکمرانی:
پنج سال حکومت طالبان نشان داده است که رسیدن به قدرت و اداره یک کشور، دو آزمونِ کاملاً متفاوت است.
طالبان توانستند جنگ گسترده را کاهش دهند، کنترل سراسری کشور را بهدست گیرند و ساختارِ سیاسی جدیدی ایجاد کنند. اما حکومتداری فقط حفظ قدرت نیست؛ سنجش اصلی آن در کیفیت زندگی مردم، کارآمدی نهادها و توانایی ساختن آینده یک جامعه است.
در آموزش، سیاست، اقتصاد، روابط خارجی و معیشت، میان وعدههای آغازین طالبان و عملکردِ پنج ساله آنان تفاوتهای آشکاری دیده میشود.
طالبان بر ثبات و امنیت تأکید میکنند؛ منتقدان بر محدودیتها و هزینههای اجتماعی این سیاستها. میان این دو روایت، زندگی روزمره مردم افغانستان قرار دارد؛ مردمی که پیامدِ هر تصمیم سیاسی را در مکتب، بازار، خانه و آینده فرزندان خود تجربه میکنند.
پنج سال، پنج شکست؟:
پاسخ به این پرسش، به معیارِ سنجش بستگی دارد. اما پس از پنج سال، یک پرسش بزرگتر همچنان باقی است: «آیا قدرت میتواند به اعتماد، توسعه و آیندهای قابل اتکا برای افغانستان تبدیل شود؟»