عملیاتِ نظامی اخیر نیروهای موسوم به «سپاهیانِ میهن» در شهرستان یفتل بدخشان که دو روز پیش رخ داد، فراتر از یک درگیری محلی، پیام سیاسی و روانی مهمی به همراه داشت. این رویداد نشان داد که هیبت ساختهشده طالبان بزرگتر از توان واقعی آنان است و دیوار اقتدارشان آنچنان بلند و شکستناپذیر نیست.
یفتل ثابت کرد که مسئله اصلی، بیش از قدرت مطلق طالبان، نبود یک جبهه منسجم، سازمانیافته و مردمی در برابر آنان بوده است.
رویدادِ یفتل را نباید تنها یک درگیری محلی دانست. اهمیت این عملیات در پیام سیاسی و روانی آن نهفته است؛ پیامی که روایت شکستناپذیری طالبان را به چالش کشید و نشان داد میان تصویر ساختهشده از قدرت آنان و واقعیت میدان فاصله وجود دارد.
طالبان پس از بازگشت به قدرت در سال ۱۴۰۰، با در اختیار گرفتن ساختارهای دولتی و امنیتی تلاش کردند خود را بهعنوان نیرویی بدون رقیب معرفی کنند. آنان با تکیه بر کنترل جغرافیا و ابزار نظامی، تصویری از اقتدار مطلق ساختند؛ اما یفتل نشان داد که کنترل مراکز اداری، الزاماً بهمعنای تسلطِ کامل بر جامعه نیست.
قدرت پایدار تنها با نیروی نظامی ساخته نمیشود. هر ساختار سیاسی زمانی دوام میآورد که میان حکومت و جامعه پیوندی واقعی وجود داشته باشد. زمانی که این پیوند ضعیف شود، حتی ساختارهای قدرتمند نیز با شکافهای داخلی و بیرونی روبهرو خواهند شد.
یفتل؛ شکاف در روایتِ قدرت مطلق طالبان:
مهمترین پیامِ یفتل این است که طالبان آن نیروی شکستناپذیری نیستند که در تبلیغات خود معرفی میکنند. یک عملیات محدود اما سازمانیافته توانست نشان دهد که ساختار امنیتی آنان نیز دارای نقاط ضعف است و در برابر نیروهایی که از شناختِ محیط، انگیزه و هماهنگی برخوردار باشند، آسیبپذیر خواهد بود.
این رویداد همچنین نشان داد که دوامِ طالبان در سالهای اخیر تنها نتیجه قدرت آنان نبوده است؛ بلکه پراکندگی مخالفان و نبود یک محور مشترک، نقش مهمی در تثبیت موقعیت آنان داشته است.
در بسیاری از مناطقِ افغانستان، نارضایتی از وضعیت موجود وجود دارد؛ اما این نارضایتیها تاکنون نتوانستهاند به یک نیروی منسجم سیاسی و اجتماعی تبدیل شوند. همین خلأ، به طالبان فرصت داده است تا خود را قدرتمندتر از واقعیت نشان دهند.
مسئله اصلی؛ نبودِ جبهه متحد مردمی:
درس اصلی یفتل این نیست که طالبان بهزودی سقوط خواهند کرد؛ بلکه این است که قدرتِ آنان مطلق و بدون چالش نیست. مسئله اصلی در برابر طالبان، تنها ایجاد فشار نظامی نیست؛ بلکه شکلگیری یک جبهه منسجم، دارای برنامه و برخوردار از پایگاه اجتماعی است.
تجربه افغانستان نشان داده است که هیچ نیرویی تنها با ابزارِ نظامی نمیتواند آینده کشور را تعیین کند. هر جریان سیاسی که خواهان تغییر باشد، نیازمند اعتماد مردم، سازماندهی مؤثر و ارائه یک چشمانداز روشن برای آینده است.
تا زمانی که مخالفان طالبان پراکنده باقی بمانند، طالبان میتوانند از این شکاف استفاده کنند. اما اگر نیروهای مخالف بتوانند اختلافها را کنار گذاشته و یک محور مشترک ایجاد کنند، معادلات سیاسی و امنیتی میتواند تغییر کند.
پیامِ روانی یفتل؛ شکستن ترس از طالبان:
اهمیتِ اصلی عملیات یفتل، شاید بیش از دستاورد نظامی آن، در شکستن تصویر روانی ساختهشده پیرامون طالبان باشد. سالها تلاش شد این تصور تثبیت شود که طالبان نیرویی بدون رقیب و دستنیافتنی است؛ اما سپاهیانِ میهن در یفتل، این روایت را به چالش کشیدند و نشان دادند که هیبت طالبان بزرگتر از واقعیت قدرت آنان است.
شکستن هیبت یک قدرت، گاهی پیش از شکست عملی آن رخ میدهد. زمانی که جامعه باور کند یک ساختار قدرتمند نیز قابل چالش است، فضای سیاسی تغییر میکند.
البته یک عملیاتِ محدود بهمعنای فروپاشی فوری طالبان نیست. طالبان همچنان ابزارهای نظامی و اداری گستردهای در اختیار دارند. اما نادیده گرفتن پیامِ یفتل نیز اشتباه است؛ زیرا این رویداد نشان داد که دیوار اقتدار طالبان، برخلاف تصویری که ساختهاند، بلند و شکستناپذیر نیست.
آینده؛ آزمونِ بزرگ برای مخالفان طالبان:
یفتل یک پرسش اساسی را پیشِروی مخالفان طالبان قرار داد: «آیا میتوانند از مرحله اعتراضهای پراکنده عبور کرده و به یک نیروی منسجم تبدیل شوند؟»
آینده افغانستان تنها با تغییر در میدان جنگ تعیین نخواهد شد؛ بلکه به توانایی جریانهای سیاسی برای ایجاد اعتماد، سازماندهی و ارائه بدیل بستگی دارد.
اگر نارضایتیهای پراکنده به یک حرکت منظم و دارای برنامه تبدیل شود، رویدادهایی مانند یفتل میتواند آغاز یک روند تازه باشد. اما اگر پراکندگی ادامه یابد، طالبان همچنان از ضعف هماهنگی مخالفان خود بهره خواهند برد.
پیامِ نهایی یفتل روشن است: طالبان شکستناپذیر نیستند؛ آنچه تاکنون به دوام وضعیت موجود کمک کرده، بیش از قدرت مطلقِ آنان، نبود یک جبهه منسجم و مردمی بوده است.
عملیاتِ یفتل شاید بهتنهایی معادله افغانستان را تغییر ندهد، اما یک تصور را شکست: «تصور اینکه دیوار اقتدار طالبان بلندتر از توانِ مردم برای ایستادگی است.»