در برنامه کافه پرسش روایت پایگاه خبری‑تحلیلی روایت، محمد محق، نویسنده و پژوهشگر دینی، به بازخوانی میراث ابن تیمیه پرداخت و گفت که شماری از علمای اسلامی معتقد اند که این اندیشمند را سلفیها مصادره کردهاند. او تأکید کرد ابن تیمیه احیاگر نظریه اهل حدیث و تجدد جریان سلفیت است، اما آثارش بیشتر توسط شاگردان نوشته شده و دارای تناقضاتی است. محق همچنین زبان تند ابن تیمیه در قبال مخالفان را ناشی از عوامل متعدد از جمله شرایط پرتنش زمانه دانست.
ابن تیمیه، فقیه و متکلم سلفی قرن هفتم و هشتم هجری، همواره یکی از شخصیتهای جنجالی جهان اسلام بوده است. برخی او را مرجع فکری گروههایی مانند القاعده و داعش میدانند و برخی دیگر خواستار خوانش منصفانهتر از میراث او هستند. برنامه کافه پرسش روایت با حضور محمد محق، به بررسی ابعاد مختلف اندیشه این چهره تأثیرگذار پرداخت.
ابن تیمیه؛ تجدد جریان سلفیت و احیاگر اهل حدیث
محمد محق گفت؛ ابن تیمیه همتراز امام غزالی و فخررازی است و حتی در تئوری از امام احمد ابن حنبل بالاتر است. وی افزود که ابن تیمیه احیاگر نظریه اهل حدیث و تجدد جریان سلفیت است و تمرکز او بر ظاهر نص میباشد. او تاکید کرد که ابن تیمیه دارای دانش فقهی، کلامی و علم منطق و حتی فلسفه بوده است.
محق ادامه داد؛ ابن تیمیه در زمانی وارد شد که فضای پرتشنج مذهبی حاکم بود و امروز نیز شرایط مشابهی داریم. به همین دلیل، همان اندیشهها در قالب گروههایی مانند القاعده و داعش بازتولید میشود و آنان به ابن تیمیه به عنوان مرجع نگاه میکنند.
روایتهای منصفانه از ابن تیمیه؛ مخالف با تصویر سلفی
محقق با اشاره به نظر بعضی از پژوهشگران معاصر گفت؛ میتوان به نحو دیگری به ابن تیمیه نگاه کرد. مثلاً رائد سمتوری روایت منصفانهتری از ابن تیمیه ارائه میدهد و با تصویر سلفی از او مخالف است. همچنین ابوی عرب مرزوقی از دریچه فلسفه وارد اندیشه ابن تیمیه میشود و او را در جایگاه یک فیلسوف مطالعه کرده است.
محق افزود؛ فوزی البدری از تونس میگوید که سلفیها ابن تیمیه را از ما ربودند و ما باید او را برگردانیم و نباید این میراث مختص سلفیها باشد.
مقایسه ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب
محق در پاسخ به این پرسش که آیا عقاید محمد بن عبدالوهاب در تقلید از ابن تیمیه بوده و یکی است، گفت؛ عبدالوهاب در مقام تئوریسن نبوده و بیشتر نقش عملی داشته است. او از زمان استفاده کرد و در تأسیس حکومت آل سعود نقش داشت، اما به لحاظ نظری چندان مطرح نیست. عقاید او متأثر از ابن تیمیه است، اما معلوم نیست که چه تعداد از آثار ابن تیمیه را خوانده باشد و زیاد در کتاب های هم که نوشته ارجاع نداده است.
وی افزود؛ ابن تیمیه آثار اکثر علما را خوانده، اما ابن عبدالوهاب چنین نبوده است.
نقش سعودیها در ترویج افکار ابن تیمیه و سلفیت
محق درباره نقش خاندان سعودی گفت؛ پس از جنگهای جهانی و مخالفت با عثمانیها، ابن سعود از سلفیت به عنوان ابزاری برای مشروعیتبخشی به حکومت خود استفاده کرد. سلفیها تصور داشتند حکومت دینی بسته و سلفی تشکیل میشود، اما ال سعود با جمع کردن سلفی های معتدل تر کنار خودبا کشورهای مختلف رابطه برقرار کرد و وهابیها و سلفیهای میانهرو را در کنار خود گرفت.
آثار ابن تیمیه؛ نوشته شاگردان، نه خود او
محق گفت؛ اکثر آثار منسوب به ابن تیمیه را خودش ننوشته، بلکه شاگردانش نوشتهاند. همچنین به شکل آکادمیک و بیطرفانه جمعآوری نشده است. از سویی هم تعارضها و تناقضها در آنها زیاد است. همچنین صحت انتساب و شیوه گردآوری محل تردید است.
زبان تند و تناقض در اسماء و صفات
محق در پاسخ به این پرسش که چرا زبان ابن تیمیه تند است و انتقاد را برنمیتابد، گفت که شاید تیپ شخصیتی، شرایط زمانی و برخوردهای که وی شد و مخصوصا تحت حاکمیت الجایتو از وی احتمالا یک عالم تند زبان ساخت. که البته این تند زبانی مختص ابن تیمیه هم نیست و بسیاری از علما چنین زبان تندی داشته اند. دوم اینکه ابن تیمیه در اسماء و صفات خدا دچار تناقض است. او میخواهد تصویر تنزیهی از خدا ارائه کند، اما با دیدگاه سلفی به مشکل میخورد. از دید او خدا به نوعی جسم است، اما وقتی تلاش میکند خدا را تنزیهی بداند، دچار تضاد و تناقض میشود.
وی افزود؛ همین دیدگاه ایدئولوژیک سیاه و سفید و کافر خواندن مخالفان باعث شده که او در همان چارچوب اهل حدیث باقی بماند.
تکفیر مخالفان و تأثیر شرایط زمانه
محق گفت؛ ابن تیمیه با مخالفان فکری خود از واژه «کافر» استفاده میکرد و مثلاً ابن عربی را چنین خطاب میکرد. شاید شخصیت او، زندان، تأثیر اهل حدیث بودن و نگاه سیاهوسفید به جهان باعث این امر شده است.
در پاسخ به این پرسش که آیا ادبیات زننده او دستاویز پیروانش نشده است، محق گفت؛ عصر کنونی با عصر ابن تیمیه تفاوت دارد. او در شرایط الجایتو زندگی میکرد که ظلم بر اهل سنت جریان داشت و واکنش او تحت تأثیر همان شرایط بود. باید هرکس را در شرایط خودش بررسی کنیم و البته از ادبیات آنان فاصله بگیریم.
منازعات کلامی؛ ادبیاتی بیمار
محق در پایان تأکید کرد؛ منازعات کلامی و فرقهای با نگاه سیاه و سفید و رویکرد تکفیر یک ادبیات بیمار است و باید از این ادبیات و رویکرد فاصله گرفت.