همزمان با اعلام موجودیت جریان «همصدایی ملی»؛ نشست «کافه پرسش» پایگاه خبری تحلیل- روایت، برای بررسی نقاط و قوت و ضعف این جریان برگزار شد؛ جریانی که حاصل پیوستن سه مجموعه بزرگ سیاسی—شورای عالی مقاومت ملی، مجمع ملی برای نجات و حرکت ملی برای صلح و عدالت—است و در چهار سال گذشته بیسابقهترین همگرایی میان احزاب و جریانهای مخالف طالبان به شمار میرود. در این نشست، دکتر برنا صالحی، دکتر فیاضالدین غیاثی، دکتر ناصر وطنیار، عبدالشهید ثاقب و سالم وحدت از زوایای متفاوتی این اعلامیه را بررسی کردند؛ دیدگاههایی که در مجموع تصویری پیچیده، چندلایه و پر از امید و تردید را درباره آینده این حرکت سیاسی ترسیم میکند.
برنا صالحی: ائتلاف جدید نکات مثبت و منفی دارد، هدف آن بیشتر فشار سیاسی بر طالبان است
برنا صالحی بحث را با این نکته آغاز کرد که رفتار سیاسی همیشه با شکلگیری و فروپاشی ائتلافها همراه است و نمیتوان ذاتاً تشکیل چنین حرکتهایی را نقد کرد. او گفت مهم این است که امروز سه جریان اصلی ضدطالب در کنار چهرههای مطرح سیاسی توانستهاند به یک جمعبندی مشترک برسند و همین، وزن سیاسی این حرکت را افزایش داده است. به باور او، این تشکل به جای تأکید بر تقابل مسلحانه، راهحل را در گفتوگو، قانونمداری و بازگشت به حاکمیت مبتنی بر رأی مردم تعریف کرده است و از همین رو هیچ اشارهای به جنگ در مفاد آن دیده نمیشود.
صالحی اعلامیه جریان همصدایی را تلاشی برای تلفیق صداهای مختلف و ایجاد فشار داخلی و خارجی بر طالبان دانست؛ فشاری که احتمالا مانع از تثبیت بلندمدت حکومت این گروه شود. او گفت شکلگیری این جریان ناشی از دو عامل اساسی بوده است: نخست، نیاز جامعه جهانی به وجود یک بدیل قابل گفتوگو و دوم، نگرانی مخالفان از استحکام حاکمیت طالبان در بلندمدت. صالحی در شرح نقاط قوت اعلامیه گفت پس از چهار سال، برای نخستینبار شاهد شکلگیری یک صدای واحد هستیم؛ صدایی که میتواند وزن سیاسی مخالفان را در سطح بینالمللی افزایش دهد، برنامه سیاسی آنان را منسجم نمایش دهد و شاید روزنهای برای پایان جنگ نیز ایجاد کند.
او در کنار این مزایا، نقاط ضعف جدی را نیز مطرح کرد. مهمترین آنها بیاعتمادی تاریخی میان رهبران جریانهای سیاسی است. صالحی گفت هنوز روشن نیست که این حرکت را باید ائتلاف، سازمان یا یک همصدایی غیرتشکیلاتی دانست؛ و نبود ساختار منسجم میتواند آن را فروبپاشد.
به باور او، رقابتهای قومی و سهمخواهی در مراحل نزدیک به قدرت نیز میتواند دوباره همان اختلافاتی را تکرار کند که در گذشته مانع موفقیت جریاتان سیاسی افغانستان شده بود. او همچنین تأکید کرد طالبان نه در گذشته و نه امروز تمایلی به گفتوگو با این چهرهها نشان ندادهاند و همین، یکی از چالشهای اساسی این حرکت خواهد بود. در نهایت، او آینده جریان جدید را وابسته به میزان همصدایی داخلی، شدت یا ضعف آمادگی طالبان برای مذاکره و همچنین رویکرد کشورهایی مانند چین، روسیه، ایران و پاکستان توصیف کرد.
فیاضالدین غیاثی: تجربه شکستخورده ائتلافها امید مردم را محدود میکند
فیاضالدین غیاثی سخنانش را با اشاره به اهمیت وحدت از منظر دینی و تاریخی آغاز کرد، اما بلافاصله افزود که تجربه چند دهه اخیر افغانستان نشان میدهد ائتلافها معمولاً زیر فشار استخبارات منطقه و رقابتهای درونی فروپاشیدهاند. او به تجربه ۲۰ سال گذشته اشاره کرد و گفت از اجلاس «بن» تا توافق «دوحه» سهم اقوام غیرپشتون از حدود ۷۰ درصد به ۱۰ تا ۱۵ درصد کاهش یافت و این روند، نتیجه شکستهای پیهم ائتلافهایی بوده که بسیاری از چهرههای آن امروز نیز در این همصدایی تازه حضور دارند.
غیاثی معتقد است طالبان با بسیاری از مفاد اعلامیه جدید مشکل دارند و آن را قابل پذیرش نمیدانند. با این حال کشورهای منطقه و جهان—بهویژه آنانی که جنگ را به ضرر امنیت خود میدانند—میکوشند نوعی اجماع برای گفتوگو با طالبان شکل گیرد. او گفت با وجود چنین فشارهایی، به دلیل تجربههای تلخ فروپاشی در گذشته، نمیتوان بسیار امیدوار بود که این حرکت تازه به نتیجه قطعی برسد.
او ضعفهای مهم دیگری را نیز برشمرد: نبود استراتژی نظامی در میان مخالفان، مشخص نبودن نوع نظام مورد نظر جریان همصدایی، و پراکندگی فکری میان مخالفان طالبان. غیاثی تأکید کرد که بدون توافق بر یک طرح روشن برای آینده افغانستان، هیچ ائتلافی با وجود حمایت منطقه—به موفقیت نخواهد رسید.
ناصر وطنیار: بدون انسجام، امکان تبدیل شدن به اپوزیسیون رسمی وجود ندارد
ناصر وطنیار تحلیل را با اشاره به ماهیت متشتت جامعه افغانستان آغاز کرد و گفت در چنین جامعهای هیچ جریان سیاسی نمیتواند بهتنهایی قدرت را در اختیار بگیرد. او شکلگیری ائتلافها را نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت دانست و تأکید کرد که افغانستان همواره در مسیر ائتلافسازی حرکت خواهد کرد. وطنیار طالبان را در حالت «بلاتکلیفی و بنبست کامل» توصیف کرد و گفت حتی اگر نظامی با رأی مردم روی کار آید، در صورتی که با نظم جهانی همسو نباشد، محکوم به شکست است؛ چه رسد به نظام طالبان که از اساس با نظم جهانی سر سازگاری ندارد.
او گفت اعلامیه همصدایی میتواند امید مردم را تازه کند، زیرا یکی از شکایتهای همیشگی کشورهای منطقه این بوده است که مخالفان طالبان منسجم نیستند. به باور او، اگر اختلافات داخلی جریان همصدایی سرباز نکند، این حرکت میتواند به یک اپوزیسیون منظم و قابل پذیرش منطقه تبدیل شود. بااینحال، نگرانیها درباره نقش برخی چهرهها نیز بهجا است؛ چهرههایی که به گفته او «بخشی از شکست گذشته بودهاند» و طبیعی است که مردم نسبت به بازگشت دوباره آنها به صحنه سیاسی احساس تردید داشته باشند.
وطنیار تأکید کرد کسانی که به مذاکره باور ندارند محکوم به شکستاند. او گفت در نیم قرن اخیر، بازیگران داخلی افغانستان توان ساختن یا براندازی نظامها را نداشتهاند و تأثیر واقعی از سوی قدرتهای بیرونی اعمال شده است. او با اشاره به تجربه دوره جمهوریت گفت طالبان تا اواسط دهه ۹۰ شمسی آنان حتی توان سقوط یک ولایت را نداشتند اما با حمایت بازیگران بیرونی و ایجاد دفتر سیاسی برای گفتگو موفق شدند خود را مطرح کنند. به باور او، کنار سیاست نمیتوان از بُعد نظامی نیز غافل شد، هرچند محور اصلی باید مذاکره و فشار سیاسی باشد.
عبدالشهید ثاقب: این جریان نه حزب است، نه جبهه؛ فقط اعلامیهای برای نفی نظام طالبانی است
عبدالشهید ثاقب، نویسنده پزوهشگر در ابراز نظری، در سخنان خود تأکید کرد آنچه امروز منتشر شده «ائتلاف» یا «حزب» به معنای کلاسیک آن نیست، بلکه صرفاً یک «اعلامیه همصدایی» است. او گفت این اعلامیه بر سر اصول کلی توافق ایجاد کرده و هر جریان سیاسی همچنان میتواند مسیر خود—چه سیاسی و چه نظامی—را دنبال کند. به باور او، این همصدایی نه برای نفی طالبان بهعنوان یک گروه، بلکه برای نفی «نظام طالبانی» شکل گرفته است.
او گفت طالبان و حامیانشان طی سالهای اخیر تلاش کردهاند مخالفان را فاقد بدیل سیاسی معرفی کنند و این اعلامیه در اصل نشان میدهد که بدیل واقعی نه گروههایی مانند داعش، بلکه جریانهای باسابقه سیاسی کشور هستند. ثاقب منتقدان این اعلامیه را نیز در سه دسته توصیف کرد: کسانی که نقد را حرفه و ابزار جذب لایک ساختهاند، افراد ناآگاه که محتوای اعلامیه را نخواندهاند، و جریان انزواگرای تازهای که در میان بخشی از جامعه تاجیک شکل گرفته و به دنبال خلوصسازی و طرد دیگران است. او گفت تاجیکان در تاریخ معاصر همواره دارای قدرت نرم بودهاند—ازجمله زبان فارسی، شبکه خویشاوندی و اعتدالگرایی—اما اکنون یک جریان کوچک و طردگرا تلاش میکند تصویری تنگنظرانه ارائه دهد که به انسجام سیاسی آسیب میزند.
وارث سیغانی: نسل جوان باید ابتکار عمل را بهدست گیرد، نه آنکه دنبالهرو سیاستهای ناکام گذشته باشد
در ادامه نشست، وارث سیغانی نیز با دیدگاهی انتقادی نسبت به شکلگیری این ائتلاف تازه سخن گفت. او تأکید کرد که در ترکیب این جریان، افرادی حضور دارند که در گذشته تعهد سیاسی لازم را نداشتهاند و همین مسئله باعث بیاعتمادی بخشی از جامعه شده است. سیغانی با اشاره به تجربه چهار سال گذشته گفت که در این مدت، ائتلافها و تشکلهای گوناگونی اعلام موجودیت کردند، اما هیچیک نتوانستند تأثیر ملموس و قابلسنجشی بر وضعیت سیاسی و اجتماعی کشور بگذارند.
به باور او، سیاسیون در این سالها بیشتر مشغول برنامهها و منازعاتی بودهاند که برای مردم نتیجهای عینی و قابل لمس نداشته است. او افزود که پرسش اساسی این است که چرا در چنین شرایطی یک حرکت مستقل، مردمی و اثرگذار از سوی نسل جوان شکل نمیگیرد. به گفته سیغانی، به جای آنکه جوانان صرفاً از سیاستگذاریهای ناکام چهرههای گذشته پیروی کنند، بهتر است خود ابتکار عمل را به دست گرفته و دور از اختلافات رایج سیاسی، طرح و برنامهای نو و کارآمد برای آینده کشور ارائه نمایند.
سالم وحدت: نگرانی مردم از حضور چهرههای غیرمتعهد در این حرکت است
سالم وحدت در پایان نشست گفت اصل مخالفت مردم نه با تشکیل ائتلاف، بلکه با حضور چهرههایی است که سابقه تعهد سیاسی ندارند و در دوره جمهوریت نیز عملکرد مطلوبی از خود نشان ندادهاند. او بهطور مشخص از حنیف اتمر نام برد و گفت این فرد هیچ جایگاه مردمی نداشته و در بیست سال جمهوریت حتی در روستای خود نیز نمیتوانست آزادانه رفتوآمد کند.
وحدت افزود بسیاری از نگرانیهای مردم ناشی از تجربه فریب خوردن از شخصیتهایی است که در بزنگاههای حساس تعهد نشان ندادهاند. او پرسید چرا باید دوباره از همان چهرههایی حمایت شود که در گذشته بخشی از بحران بودهاند و تأکید کرد نسل جوان باید مسیر مستقل و برنامهمحور خود را پی بگیرد و بهجای تکرار سیاستهای ناکام گذشته، حامل طرحهای تازه و ملموس باشد.
جلسه کافه پرسش تصویری چندصدایی و پرتنش از واکنشها به اعلامیه همصدایی ملی ارائه داد. از یک سو کارشناسانی چون صالحی و وطنیار این حرکت را گامی مثبت برای ایجاد فشار سیاسی و نمایش یک بدیل منسجم میدانند؛ و از سوی دیگر چهرههایی مانند غیاثی و وحدت نسبت به گذشته مبهم رهبران، عدم وجود ساختار مشخص و تجربه شکستهای مکرر هشدار میدهند. در مجموع، موفقیت این حرکت نهتنها به توانایی رهبران در ایجاد اعتماد داخلی وابسته است، بلکه به واکنش طالبان، موضع بازیگران منطقهای و توان جریانهای سیاسی در تبدیل این «اعلامیه» به یک ساختار واقعی و پاسخگو گره خورده است.