بستهشدن مدرسه و دانشگاه خاتمالنبیین از سوی طالبان، در شرایطی رخ داده است که نشانههایی از فعالترشدن حضور اقتصادی و سیاسی عربستان در افغانستان دیده میشود؛ موضوعی که خاطرات فضل احمد معنوی، وزیر پیشین عدلیه و عضو پیشین ستره محکمه افغانستان، درباره سفرهایش به عربستان را بار دیگر قابل تأمل کرده است.
طالبان در هفتههای اخیر مدرسه و حوزه علمیه خاتمالنبیین و تلویزیون تمدن را متوقف کرده و سپس جواز فعالیت دانشگاه خاتمالنبیین را نیز لغو کرده است. وزارت تحصیلات عالی طالبان دلیل این تصمیم را «عدم رعایت سیاستهای وزارت»، «توهین به ارزشهای اسلامی» و «عملکرد خلاف اصول دانشگاه» اعلام کرده است. در مقابل، محمدجواد محسنی، صاحبامتیاز دانشگاه، گفته است که این تصمیم پس از فشار وزارت عدلیه طالبان و به دلایل «مذهبی و نژادی» گرفته شده است.
اما در کنار این روایتهای رسمی، خاطرات فضل احمد معنوی از روابط افغانستان و عربستان در سالهای پس از سقوط نخستین رژیم طالبان، پرسش دیگری را مطرح میکند؛ پرسشی درباره رقابت بر سر نفوذ مذهبی در کابل.
طرح بزرگ عربستان برای ایجاد یک مرکز دینی در کابل
معنوی روایت میکند که پس از سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱، عربستان سعودی در کنار فعالیتهای دیپلماتیک، در حوزههای دینی، آموزشی، خیریه و اجتماعی نیز در افغانستان فعال بود.
به گفته او، در آن دوره مرحوم مولوی فضلهادی شینواری، رئیس ستره محکمه و رئیس شورای سراسری علمای افغانستان، خواستار ایجاد یک مرکز بزرگ دینی و آموزشی در کنار مسجدی وسیع در کابل شده بود.
طرف سعودی نیز آمادگی خود را برای اختصاص مبلغ قابل توجهی برای اجرای این پروژه اعلام کرده و از دولت افغانستان خواسته بود زمین مناسبی برای ساخت آن تعیین کند.
اما این پروژه هیچگاه به مرحله اجرا نرسید.
معنوی میگوید بعدها روشن شد که مسئله تنها پول و تأمین مالی نبود. انتخاب زمین، وجود قبرستان، ملاحظات شهری و مهمتر از همه حساسیتهای سیاسی و مذهبی درباره ایجاد یک مرکز بزرگ دینی با حمایت یک قدرت منطقهای، از موانع اجرای این طرح بود.
خاطرهای که امروز درباره خاتمالنبیین اهمیت پیدا کرده است
یکی از بخشهای مهم خاطرات معنوی به سفر سال ۲۰۰۶ هیأت افغانستان به ریاض بازمیگردد.
او میگوید در این سفر، یکی از مقامهای وزارت خارجه عربستان که مسئول میزبانی هیأت افغانستان بود، درباره مرکز دینی خاتمالنبیین در کابل از او پرسید.
معنوی توضیح داد که این مرکز با حمایت مالی ایران ساخته شده است. مقام سعودی در پاسخ پرسید: اگر ایران توانسته است چنین مرکزی را در کابل ایجاد کند، چرا پروژهای که عربستان برای ایجاد یک مرکز دینی در افغانستان در نظر گرفته بود، هنوز عملی نشده است؟
این پرسش، نزدیک به دو دهه بعد، در سایه بستهشدن خاتمالنبیین معنای تازهای پیدا میکند.
زیرا روایت معنوی نشان میدهد که موضوع ایجاد مراکز دینی بزرگ در کابل، تنها مسئلهای آموزشی یا مذهبی نبوده و از همان زمان با رقابت بر سر نفوذ منطقهای نیز پیوند داشته است.
دیدار با مفتی اعظم؛ حساسیت مذهبی در ریاض
معنوی همچنین از دیدار هیأت افغانستان با عبدالعزیز آلالشیخ، مفتی اعظم وقت عربستان، خاطرهای نقل میکند که به گفته او نشاندهنده حساسیت مسائل مذهبی در روابط دو طرف بود.
او میگوید مفتی اعظم عربستان در آغاز دیدار درباره مذهب اعضای هیأت پرسید و خواست بداند آیا در میان آنان فردی شیعه حضور دارد یا خیر.
رئیس هیأت پاسخ منفی داد، اما معنوی مداخله کرد و گفت یک قاضی شیعه نیز در هیأت حضور دارد و به مرحوم ضامنعلی بهسودی اشاره کرد.
به روایت معنوی، بهسودی در این دیدار تأکید کرد که اختلاف مذهبی را مانعی برای همکاری نمیداند.
تپه نادرخان؛ پروژهای که هرگز ساخته نشد
معنوی میگوید برای ساخت مرکز دینی مورد نظر عربستان، «تپه نادرخان» در اطراف کارته نو یکی از گزینههای مطرح بود.
اما وجود قبرها، مسئله انتقال قبور، وضعیت زمین و سپس ساختوسازهای غیرپلانشده در اطراف آن، مشکلات تازهای ایجاد کرد و در نهایت این پروژه هیچگاه به سرانجام نرسید.
اکنون خاطرات آن پروژه، در کنار تحولات جدید افغانستان، اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ بهویژه آنکه طالبان در حال برخورد گسترده با مجموعه خاتمالنبیین است؛ مجموعهای که حوزه علمیه، دانشگاه و تلویزیون تمدن را شامل میشود.
بازگشت پای عربستان به افغانستان؟
در همین روزها، یک تحول اقتصادی مهم نیز رخ داده است. افغانستان و شرکت سعودی «دلتا اینترنشنال انرژی» قرارداد اکتشاف و استخراج نفت و گاز در حوزه کشک–تیرپل در غرب افغانستان را امضا کردهاند. ارزش سرمایهگذاری اولیه این قرارداد ۲۰۰ میلیون دالر اعلام شده و قرارداد برای ۲۵ سال تنظیم شده است.
این قرارداد الزاماً به معنای تصمیم رسمی دولت عربستان برای گسترش نفوذ سیاسی یا مذهبی در افغانستان نیست؛ اما حضور یک شرکت سعودی در یک قرارداد بزرگ انرژی با طالبان، در کنار سابقه تلاش عربستان برای ایجاد یک مرکز بزرگ دینی در کابل، نشان میدهد که نقش و منافع سعودی در افغانستان را نمیتوان کاملاً نادیده گرفت.
از همینجا پرسش درباره خاتمالنبیین جدیتر میشود:
آیا بستهشدن این مرکز صرفاً نتیجه اختلافات داخلی طالبان با مجموعه خاتمالنبیین است، یا فعالشدن دوباره منافع و حضور عربستان در افغانستان نیز میتواند بخشی از زمینه این تحولات باشد؟
تا اکنون سند مستقیمی درباره دخالت عربستان در تصمیم طالبان برای بستن خاتمالنبیین منتشر نشده است. اما کنار هم گذاشتن خاطرات معنوی، حساسیت تاریخی ریاض نسبت به ایجاد مراکز دینی در کابل، پرسش مستقیم یک مقام سعودی درباره خاتمالنبیین و قرارداد تازه یک شرکت سعودی با طالبان، این احتمال را به موضوعی قابل بررسی تبدیل میکند.
پاسخ این پرسش نیازمند اسناد و اطلاعات بیشتری است؛ اما آنچه روشن است این است که افغانستان بار دیگر در حال تبدیلشدن به میدان رقابت منافع منطقهای است و خاتمالنبیین نیز ممکن است تنها یک پرونده آموزشی و اداری نباشد.