تجمعهای شبانه مردم ایران در حمایت از کشور و نظام جمهوری اسلامی به ۲۰۰ روز رسیده است؛ تجمعهایی که از نخستین روزهای تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد و با گذشت بیش از دوصد روز، همچنان ادامه دارد.
دوصد روز حضور در خیابان، در شرایط جنگ و تهدید، حرکت کوچکی نیست. این حجم از حضور مستمر، بیش از آنکه یک تجمع معمولی باشد، نشانهای از یک بسیج اجتماعی گسترده و ارادهای برای ایستادگی در برابر تجاوز خارجی است.
این تجمعها چند پیام روشن داشت. نخست، به کسانی که در داخل کشور با تحریک و حمایت آمریکا و اسرائیل به دنبال ایجاد آشوب بودند، نشان داد که خیابان در اختیار آنان نیست. حضور گسترده مردم، مجال و جرئت تبدیل جنگ خارجی به آشوب داخلی را از آنان گرفت.
دوم، تبلیغات غربی درباره شکاف میان جمهوری اسلامی و مردم ایران را به چالش کشید. اگرچه در ایران اختلافنظرهای سیاسی و اجتماعی فراوان است، اما در برابر تجاوز خارجی، مردم ایران نشان داد که دفاع از کشور را بر اختلافات داخلی مقدم میداند.
سوم، این حضور برای رزمندگان میدان قوت قلب بود. سربازی که در میدان میجنگد، وقتی میبیند مردم کشورش شبانه به خیابان آمدهاند و از مقاومت حمایت میکنند، احساس نمیکند تنهاست. میداند پشت سر او مردمی ایستادهاند که سرنوشت خود را به سرنوشت کشورشان گره زدهاند.
و چهارم، این تجمعها تصویری از همبستگی ملی ایرانیان در برابر تجاوز خارجی ارائه کرد؛ همبستگیای که فراتر از اختلافات سیاسی، قومی و اجتماعی شکل گرفت.
اما راز این تابآوری ۲۰۰ روزه چیست؟
به گمان من، نخست باید از تشیع سخن گفت؛ فرهنگی که در جامعه ایران با مفاهیمی چون مبارزه، ایستادگی، شهادت و فداکاری پیوند خورده است. فرهنگ عاشورا برای بسیاری از ایرانیان تنها یک خاطره تاریخی نیست؛ الگویی برای ایستادن در برابر ظلم و تسلیم نشدن در برابر قدرت برتر است.
عامل دوم، ملیگرایی قدرتمند ایرانیان است. ایران برای ایرانیان فقط یک محدوده جغرافیایی نیست؛ سرزمینی با هزاران سال تاریخ، فرهنگ و خاطره است. هنگامی که این سرزمین مورد حمله قرار میگیرد، حس دفاع از وطن میتواند بسیاری از اختلافات را به حاشیه براند.
عامل سوم، جایگاه رهبر جمهوری اسلامی در میان هوادارانش است. شهادت رهبر جمهوری اسلامی، برای بخش بزرگی از جامعه ایران یک حادثه سیاسی معمولی نبود؛ بلکه از نگاه آنان، شهادت رهبری دینی و سیاسی بود که محبوبیت و نفوذ گستردهای در میان پیروان خود داشت. همین مسئله میتواند انگیزه مقاومت را در میان آنان تقویت کرده باشد.
و عامل چهارم، حافظه تاریخی ایرانیان است؛ حافظهای که هنوز خاطره حمله اسکندر، یورش مغول و دیگر تجاوزهای تاریخی را در خود دارد. ملتی که چنین گذشتهای را به یاد دارد، طبیعی است که نخواهد بار دیگر شاهد تکرار همان تجربه باشد.
دوصد روز مقاومت و حضور، نیازمند حوصله، باور و اراده است. راز این تابآوری را باید در ترکیب همین عوامل جستوجو کرد: ایمان، هویت ملی، خاطره تاریخی و احساس دفاع از وطن.
ایران در این ۲۰۰ روز نشان داده است که در روزهای سخت، جامعه میتواند حول یک احساس مشترک جمع شود: ایران نباید تسلیم تجاوز شود.