دیروز مراسم وداع با پیکر رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران در تهران آغاز شد و امروز قرار است بر او نماز بخوانند، همینگونه به شهر قم خواهد رفت و بعد به نجف و کربلا و سر انجام به مشهد دفن خاک خواهد شد. این جریان تا ۱۸ سرطان/ تیرماه ادامه خواهد داشت. در این مراسم مقامات بلندپایه ۳۰ کشور اشتراک کردند و میلیونها اشتراک کننده از سراسر جهان به ایران آمده است تا با او وداع کنند. تخمین زده میشود که ممکن ۲۰ میلیون تن در مراسم خاکسپاری وی اشتراک کند.
امروز خبری از ترامپ نیز نشر شده است که گفته است؛ از اشتراک مردم و اشک ریختن آنان در مراسم تشییع رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران تعجب کرده است، زیرا فکر میکرده که مردم ایران از او متنفر باشند. این میرساند که تا حالا رسانههای غربی در مورد این مرد شریف چقدر دروغ به خورد غربیها دادهاند، در حالیکه او رهبر محبوب انقلاب اسلامی ایران است و محبانِ فراوان دارد.
رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران در اولین روز تجاوز امریکا و اسراییل به تهران شهید شد و پس از توافقات ختم جنگ دولت ایران به او مراسم گسترده و ویژهای برگزار کرده است.
میان روایت رسانهها و واقعیت میدان
فیلسوف فرانسوی ژان بودریار معتقد بود که در عصر رسانهها، گاهی «تصویر» جای «واقعیت» را میگیرد؛ انسانها بیش از آنکه جهان را آنگونه که هست ببینند، آن را از دریچه روایتهایی میبینند که برایشان ساخته میشود.
در چهار دهه گذشته، بخش بزرگی از رسانههای غربی، رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران را عمدتاً در قالب پروندههای هستهای، تحریمها، تقابل با آمریکا و اسرائیل یا سیاستهای منطقهای ایران معرفی کردهاند. طبیعی است که چنین روایتی، بخش مهمی از شخصیت سیاسی او را در چارچوب رقابتهای ژئوپلیتیکی تعریف کند. اما آنچه این روزها در خیابانهای تهران و دیگر شهرهای ایران دیده میشود، روایت دیگری را نیز پیش روی افکار عمومی قرار داده است؛ روایتی که از پیوند عاطفی بخش بزرگی از جامعه ایران و هواداران جمهوری اسلامی ایران و جهان اسلام با رهبر فقید این کشور سخن میگوید.
البته هیچ جامعهای یکدست نیست و ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. در سالهای گذشته، این کشور هم شاهد اعتراضها و اختلافنظرهای سیاسی بوده است. اما همین واقعیت نیز مانع از آن نشده که در مراسم تشییع، جمعیت انبوهی از مردم برای وداع با کسی حضور یابند که بیش از سه دهه در رأس ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران قرار داشت و اقتدار امروز ایران مدیون تدبیر و جانفشانیهای اوست.
شاید مهمترین درس این روزها آن باشد که هیچ ملتی را نمیتوان تنها از پشت دوربین رسانهها شناخت. رسانهها همه واقعیت را بیان نمیکنند.
والتر لیپمن، نظریهپرداز برجسته رسانه، سالها پیش نوشت: «بیشتر انسانها نخست تصویری را میسازند و سپس بر اساس همان تصویر، واقعیت را تفسیر میکنند.» شاید همین جمله، بهترین توضیح برای شگفتی ترامپ باشد. تصویری که سالها از ایران و رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران در ذهن سیاستمداران و مخاطبان غربی شکل گرفته، تصویری یکبعدی، سیاسی و مبتنی بر اکاذیب است، طبیعی است که اکنون با دیدن میلیونها عزادار، با واقعیتی متفاوت روبهرو شوند.
از سوی دیگر، این مراسم تنها یک آیین سوگواری نیست؛ پیام سیاسی نیز در خود دارد. حضور هیئتهای خارجی، مقامهای رسمی و جمعیت گسترده، برای جمهوری اسلامی ایران فرصتی است تا نشان دهد که پس از جنگ و شهادت رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران، همچنان از انسجام سیاسی و اجتماعی برخوردار است و میتواند در برابر فشارهای خارجی، تصویری از تداوم و ثبات ارائه کند.
شاید بتوان گفت که امروز، بیش از آنکه شخصیت رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران موضوع بحث باشد، تفاوت دو روایت در برابر یکدیگر قرار گرفته است؛ روایتی که سالها در بسیاری از رسانههای غربی ساخته و بازتولید شد و روایتی که اکنون در خیابانهای تهران، قم، مشهد و دیگر شهرها با حضور میلیونها انسان دیده میشود. تاریخ بارها نشان داده است که هیچ رسانهای، هر اندازه هم قدرتمند باشد، نمیتواند برای همیشه جای تجربه مستقیم مردم را بگیرد.
پایان سخن اینکه؛
تشییع رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران، به یکی از مهمترین رویدادهای سیاسی و اجتماعی سال تبدیل شده است. این مراسم بار دیگر نشان داد که برای شناخت یک جامعه، نمیتوان تنها به روایت یک رسانه یا یک جریان سیاسی تکیه کرد.
اگر میلیونها نفر برای وداع با یک رهبر به خیابان میآیند، این واقعیتی است که باید دیده و تحلیل شود، نه آنکه صرفاً با پیشفرضهای سیاسی نادیده گرفته شود. این حضور گسترده بخشی از همان واقعیت است که رسانههای غربی آنرا سالها دستکاری کردهاند.
شاید مهمترین درس این روزها این باشد که حقیقت، معمولاً پیچیدهتر از آن چیزی است که در تیترهای خبری خلاصه میشود. گاهی خیابان، روایتی را مینویسد که هیچ رسانهای، با همه قدرتش، قادر به حذف کامل آن نیست. و شاید به همین دلیل است که تاریخ، در نهایت فقط آنچه را رسانهها گفتهاند، بلکه آنچه مردم با حضور خود نوشتهاند نیز به خاطر خواهد سپرد.