سامح عسکر، تحلیلگر مصری در یادداشتی به بررسی شماری از ویژگیهای برجسته و قابل احترام شخصیت و منش آیتالله سید علی خامنهای، رهبر شهید انقلاب ایران پرداخته است.
سامح عسکر، در صفحه کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس (توئیتر سابق) نوشت که او یک نویسنده لیبرال است و با وجود تفاوتهای فکری متعدد با دیدگاههای آیتالله سید علی خامنهای، رهبر شهید انقلاب ایران، وی ۱۱ دلیل اصلی برای مدح و ستایش منش و شخصیت رهبر شهید انقلاب در برابر منتقدانش دارد.
این تحلیلگر مصری نوشته است: این دلایل عبارتند از:
اول: آیتالله خامنهای به دست آلودهترین، پلیدترین و پستترین نهاد سیاسی تروریستی در تاریخ معاصر به شهادت رسید.
دوم: ایشان جان خود را فدای دفاع از کشورش کرد، زیرا حاضر نبود حتی ذرهای از حاکمیت ملی و اقتدار میهنش را فدای منافع دیگران کند.
سوم: شهادت ایشان در راه دفاع از مسأله فلسطین بود؛ مسألهای که ایشان آن را بزرگترین مسأله انسانی تاریخ معاصر میدانست و هرگز حاضر به رها کردن آن نشد. شخص دیگری ۲۰۰ میلیارد دلار از آمریکا میگرفت و فلسطین و کسانی را که آن را به وجود آورده بودند، رها میکرد.
چهارم: آیتالله خامنهای به طرز خائنانهای در یک ترور سیاسی تروریستی فجیع به شهادت رسید و نحوه شهادت ایشان نشاندهنده قدرت تأثیر و نفوذ ایشان و نفوذ و تأثیر کشورش بر کسانی است که او را به شهادت رساندند.
پنجم: ایشان در سادهزیستی مطلق درگذشت؛ دارایی او تنها یک خانه ساده بود که در آن حتی خدمات اساسی و اولیه نیز به سختی در دسترس بود.
ششم: دستان ایشان همواره برای کمک به مسلمانان باز بود و هرگز به کسی پشت نمیکرد. او در ایجاد پیوند و محبت با همسایگان عرب خود پیشقدم بود، به طوریکه اکثر آنها به ایشان احترام میگذاشتند.
هفتم: دشمنی ایشان تنها محدود به دو گروه بود؛ اسرائیل و آمریکا. او اسرائیل را به عنوان دست استعمار و خرابکاری در خاورمیانه و ریشه اصلی مشکلات منطقه میشناخت و با این دو در تقابل بود.
هشتم: ایشان به هنر احترام میگذاشت. در دوران رهبری ایشان، ایران به جایگاهی پیشرو و جهانی در عرصه هنر دست یافت، به گونهای که مراسم تشییع پیکرشان اکنون توسط گروههای هنری معتبر و با شکوه خاصی برگزار میشود.
نهم: ایشان خواستار وحدت اعراب و مسلمانان شد، نه تحت یک قدرت، بلکه وحدتی از احساس و اقتصاد که آنها را در جهانی که فقط به فراکسیونها اعتقاد دارد، گرد هم آورد و این امر به ویژه مایه افتخار ایشان است.
دهم: آیتالله خامنهای از انتقاد از صحابه پیامبر (ص) و شخصیتهای مذهبی اهل سنت خودداری کرده و به آنها احترام میگذاشت و هرگونه اهانت یا بیاحترامی به آنها را ممنوع میدانست. در دوران رهبری ایشان، چاپ برخی از کتابهای مذهبی شیعه دوازده امامی که صحابه را نقد میکنند، از جمله بخشهایی از دایرهالمعارف بحارالانوار، ممنوع شد.
یازدهم: ایشان مصر را دوست میداشت، آن را تحسین میکرد و به نمادها و شخصیتهای مصری از تمامی جریانهای فکری (لیبرال، روشنفکری، سکولار و غیره) احترام میگذاشت و هیچکس را استثنا نمیکرد. ایشان نامهایی از شخصیتهای لیبرال و سکولار مصر را به عنوان شخصیتهای قابل احترام مصری میشمرد که برای ایرانیان و خود ایشان جایگاه ویژهای داشتند.
این تحلیلگر مصری در پایان یادآور میشود که تأکید بر این مشترکات، میتواند شکافها و فاصلههای عمیق میان مذاهب اسلامی از یک سو، و میان اعراب و مسلمانان از سوی دیگر را کاهش دهد.
وی در جمعبندی نهایی استدلال کردخ است که اگر این 11 اصل و ویژگی اخلاقی و سیاسی برجسته توسعه یابد و به پروژههای فکری، سیاسی و انسانی تبدیل شود، اعراب و مسلمانان میتوانند به جایگاهی دیگر و احترام جهانی دست یابند که امروزه از آن بیبهرهاند.