سفر ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ملی ترکیه، به افغانستان در نگاه نخست شاید یک دیدار امنیتی دیگر میان آنکارا و طالبان به نظر برسد، اما ترکیب دیدارها، مقصدهای سفر و موضوعاتی که در این مذاکرات مطرح شده، تصویر گستردهتری ارائه میکند. کالین روز چهارشنبه به کابل و قندهار رفت و با شماری از مهمترین چهرههای امنیتی، نظامی و سیاسی طالبان دیدار کرد؛ از عبدالحق وثیق، رئیس استخبارات طالبان، تا سراجالدین حقانی، وزیر داخله، محمد یعقوب مجاهد، وزیر دفاع، و ملا عبدالغنی برادر، معاون نخستوزیر در امور اقتصادی. منابع ترکیهای میگویند هدف اصلی این دیدارها بررسی راههای گسترش همکاری امنیتی و استخباراتی میان دو کشور و گفتوگو درباره روابط دوجانبه و تحولات منطقهای بوده است.
اهمیت سفر اما فقط در فهرست دیدارها نیست؛ اینکه چه کسی از ترکیه به افغانستان آمده، خود بخشی از پیام سفر است. کالین وزیر خارجه ترکیه نیست، بلکه رئیس سازمان اطلاعات ملی این کشور است؛ نهادی که طبیعت فعالیتش با پروندههای امنیتی، شبکههای مسلح، تهدیدهای فرامرزی و تبادل اطلاعات گره خورده است. از همین رو، حضور او در کابل را نمیتوان در سطح یک سفر دیپلماتیک عادی تحلیل کرد. ترکیه از طریق این سفر نشان میدهد که افغانستان را صرفاً بهعنوان یک پرونده سیاسی یا انسانی دنبال نمیکند، بلکه تحولات امنیتی داخل افغانستان و ارتباط آن با محیط پیرامونی برای دستگاه تصمیمگیری آنکارا اهمیت مستقیم دارد.
از کابل تا قندهار؛ پیام دو مقصد
بخش دیگری از اهمیت این سفر به انتخاب مقصدها بازمیگردد. کالین تنها به کابل نرفت؛ او قندهار را نیز در برنامه خود قرار داد. گزارشهای رسمی درباره جزئیات دیدارهای او در قندهار اطلاعات زیادی منتشر نکردهاند، اما همین رفتوآمد میان پایتخت و قندهار قابل توجه است. کابل محل استقرار ساختار رسمی حکومت طالبان است، در حالی که قندهار در سالهای اخیر به یکی از مهمترین مراکز قدرت و تصمیمگیری در درون این گروه تبدیل شده است. بنابراین، سفر به هر دو شهر را میتوان نشانهای از تلاش آنکارا برای حفظ ارتباط با لایههای مختلف قدرت طالبان دانست. گزارش «نیوتُرکپُست» نیز تأکید کرده که سفر کالین در شرایطی انجام شده که ترکیه تحولات افغانستان را از زوایای امنیت، مهاجرت، کمکهای انسانی و روابط منطقهای دنبال میکند.
این نکته مهم است، زیرا رابطه ترکیه با افغانستان در سالهای گذشته فقط به موضوع طالبان و پاکستان محدود نبوده است. افغانستان برای ترکیه در نقطه تلاقی چند پرونده قرار دارد: امنیت منطقهای، مهاجرت، مبارزه با شبکههای قاچاق، تروریسم، مواد مخدر و ارتباطات آسیای مرکزی با خاورمیانه. بنابراین، هرچه بیثباتی و ناامنی در افغانستان افزایش یابد، بخشی از پیامدهای آن میتواند از مرزهای این کشور عبور کند و به مسیرهای مهاجرتی و شبکههای غیرقانونی منطقه برسد.
همکاری استخباراتی؛ مهمترین بخش سفر
شاید مهمترین بخش سفر کالین، دیدار او با عبدالحق وثیق باشد. دیدار رئیس سازمان اطلاعات ترکیه با رئیس استخبارات طالبان، برخلاف یک ملاقات سیاسی معمول، مستقیماً به ایجاد و حفظ کانالهای اطلاعاتی مربوط میشود. منابع ترکیهای میگویند دو طرف درباره گامهای لازم برای تعمیق همکاری امنیتی و استخباراتی گفتوگو کردهاند. در دیدارهای دیگر نیز موضوع مبارزه با تروریسم، قاچاق انسان و مواد مخدر مطرح شده است.
این همکاری میتواند برای ترکیه اهمیت عملی داشته باشد. افغانستان پس از خروج نیروهای خارجی و بازگشت طالبان، به صحنه فعالیت و رقابت چندین گروه مسلح تبدیل شده و نگرانی درباره شبکههای فرامرزی همچنان یکی از مسائل اصلی امنیت منطقه است. برای دستگاه اطلاعاتی ترکیه، شناخت این شبکهها و مسیرهای ارتباطی آنها، بهویژه در پیوند با آسیای مرکزی، مهاجرت و قاچاق، اهمیت زیادی دارد.
در همین چارچوب، دیدار کالین با سراجالدین حقانی نیز قابل توجه است. وزارت داخله طالبان اعلام کرده که در این دیدار درباره گسترش روابط افغانستان و ترکیه، بهویژه در زمینه امنیت، مبارزه با مواد مخدر، هماهنگی میان وزارتهای داخله دو کشور و برخی مسائل منطقهای گفتوگو شده است.
مهاجرت؛ پروندهای که نمیتوان نادیده گرفت
یکی از موضوعاتی که در تحلیل رابطه ترکیه و افغانستان کمتر مورد توجه قرار میگیرد، مهاجرت است. ترکیه سالهاست در مسیر اصلی مهاجرت افغانستانیها به سمت اروپا قرار دارد و موضوع مهاجران افغانستانی برای آنکارا یک مسئله صرفاً بشردوستانه نیست؛ بلکه با امنیت مرزی، قاچاق انسان و سیاست داخلی و خارجی ترکیه نیز ارتباط پیدا کرده است.
به همین دلیل، وقتی منابع ترکیهای از مبارزه با قاچاق انسان در کنار همکاری امنیتی و استخباراتی سخن میگویند، این بخش از سفر را نباید حاشیهای دانست. ترکیه به دنبال آن است که درک دقیقتری از مسیرهای مهاجرتی و شبکههایی داشته باشد که افغانستان را به ایران، ترکیه و سپس اروپا وصل میکنند.
در این میان، همکاری با ساختار امنیتی طالبان میتواند برای آنکارا اهمیت داشته باشد؛ حتی اگر این همکاری به معنای بهرسمیتشناختن رسمی حکومت طالبان نباشد.
مواد مخدر؛ پروندهای قدیمی با ابعاد تازه
موضوع مواد مخدر نیز در گفتوگوهای کالین و مقامهای طالبان مطرح شده است. این مسئله برای ترکیه اهمیت مستقیمی دارد، زیرا افغانستان سالها یکی از مهمترین سرچشمههای تولید مواد مخدر بوده و مسیرهای انتقال آن از طریق ایران و ترکیه به بازارهای دیگر امتداد یافته است.
بنابراین، همکاری ترکیه و طالبان در مبارزه با مواد مخدر میتواند یک همکاری صرفاً سیاسی نباشد. برای دستگاه امنیتی ترکیه، شناخت شبکههای انتقال و قاچاق و جلوگیری از رسیدن مواد مخدر به بازارهای منطقهای، بخشی از یک مسئله امنیتی گستردهتر است. خود مقامهای طالبان نیز در دیدار سراجالدین حقانی با کالین، مبارزه با مواد مخدر را در کنار همکاری امنیتی از محورهای مذاکرات اعلام کردهاند.
ترکیه و طالبان؛ رابطهای فراتر از دیپلماسی
سفر کالین همچنین نشان میدهد که رابطه آنکارا با طالبان به سطحی فراتر از تماسهای معمول دیپلماتیک رسیده است. ترکیه از جمله کشورهایی بوده که پس از بازگشت طالبان به قدرت، کانال ارتباطی خود با کابل را حفظ کرده است. این رابطه البته با شناسایی رسمی طالبان یکسان نیست؛ اما در عمل، تماسهای سیاسی و امنیتی میان دو طرف ادامه داشته است.
اکنون با سفر رئیس استخبارات ترکیه و ملاقات او با چند مقام کلیدی طالبان، این رابطه یک لایه امنیتی آشکارتر پیدا کرده است. اینکه کالین در یک سفر کوتاه با رئیس استخبارات، وزیر دفاع، وزیر داخله و معاون نخستوزیر طالبان دیدار کرده، نشان میدهد گفتوگو با افغانستان از نگاه آنکارا نیازمند تماس همزمان با بخشهای مختلف ساختار قدرت طالبان است.
پای ایران و جنگ منطقهای هم به مذاکرات باز شد
یکی از نکات مهمی که در گزارشهای اولیه کمتر برجسته شده، این است که مذاکرات کالین فقط درباره افغانستان نبود. منابع ترکیهای اعلام کردهاند که طرفین درباره تحولات منطقهای و بینالمللی نیز گفتوگو کردهاند و مشخصاً جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران در شمار موضوعات مطرحشده قرار داشته است.
این موضوع اهمیت سفر را یک مرحله دیگر گستردهتر میکند. افغانستان در همسایگی ایران قرار دارد و هر تحول عمده در روابط ایران با آمریکا و اسرائیل میتواند بر امنیت، تجارت، مهاجرت و سیاست خارجی طالبان اثر بگذارد. ترکیه نیز خود یکی از بازیگران مهم منطقه است و نمیتواند تحولات ایران و پیامدهای آن برای افغانستان را نادیده بگیرد.
بنابراین، گفتوگوی کالین با مقامهای طالبان را نمیتوان صرفاً یک نشست دوجانبه درباره افغانستان دانست. بخشی از آن به تصویری بزرگتر از تحولات منطقهای مربوط بوده است.
مسئله پاکستان
در این میان، تنش افغانستان و پاکستان همچنان یکی از مهمترین پروندههای روی میز است. یک منبع در حکومت طالبان به «العربی الجدید» گفته است که کالین در دیدارهای خود با مقامهای طالبان درباره وضعیت امنیتی منطقه و بهویژه تنش میان افغانستان و پاکستان گفتوگو کرده است.
اما قرار دادن پاکستان در مرکز تمام سفر، تصویر کاملی ارائه نمیکند. آنچه از مجموعه گزارشها به دست میآید، این است که پرونده پاکستان یکی از اجزای یک گفتوگوی امنیتی بزرگتر بوده است؛ گفتوگویی که تروریسم، مواد مخدر، قاچاق انسان، مهاجرت، همکاری استخباراتی، روابط دوجانبه و تحولات منطقهای را نیز دربر میگیرد.
ترکیه از یک سو با پاکستان روابط نزدیک دارد و از سوی دیگر تلاش کرده کانال ارتباطی خود با طالبان را حفظ کند. به همین دلیل، طبیعی است که بحران کابل و اسلامآباد برای آنکارا اهمیت داشته باشد؛ اما نقش ترکیه در افغانستان را نمیتوان تنها با میانجیگری میان این دو کشور توضیح داد.
آنکارا در افغانستان چه میسازد؟
شاید پرسش اصلی درباره این سفر این نباشد که «ترکیه برای حل کدام بحران آمده است؟»، بلکه این باشد که آنکارا در حال ساختن چه نوع رابطهای با افغانستان است؟
اگر روند تماسها را در کنار این سفر قرار دهیم، تصویری از یک رابطه تدریجی و چندلایه شکل میگیرد: رابطهای که از دیپلماسی آغاز میشود، به همکاری اقتصادی و انسانی میرسد و اکنون بخش امنیتی و اطلاعاتی آن نیز پررنگتر شده است.
برای ترکیه، افغانستان میتواند بخشی از سیاست گستردهتر این کشور در قبال آسیای مرکزی و جنوب آسیا باشد. برای طالبان نیز داشتن کانال ارتباطی با کشوری مانند ترکیه، که هم عضو ناتو است و هم روابط گستردهای با کشورهای منطقه دارد، اهمیت سیاسی و امنیتی دارد.
اما هنوز نباید از این سفر نتیجه گرفت که میان دو طرف توافقهای محرمانه یا گستردهای شکل گرفته است. جزئیات مذاکرات امنیتی طبیعتاً محدود منتشر میشود و آنچه تاکنون بهصورت رسمی اعلام شده، بیشتر بر گسترش همکاریهای امنیتی و استخباراتی و بررسی تحولات منطقهای متمرکز است.
در نهایت، سفر ابراهیم کالین به کابل و قندهار را باید در چارچوب بازتعریف جایگاه افغانستان در سیاست امنیتی ترکیه دید. پاکستان بخشی از این معادله است، اما تمام آن نیست. مهاجرت، مواد مخدر، تروریسم، امنیت منطقهای، روابط دوجانبه، تحولات ایران و حتی جایگاه ترکیه در آسیای مرکزی، همگی در پسزمینه این سفر قرار دارند.
کالین به کابل آمد، با دستگاه استخباراتی و مقامهای امنیتی طالبان نشست، به قندهار رفت و سپس افغانستان را ترک کرد؛ اما اهمیت این سفر احتمالاً در همان چیزی است که در بیانیهها کمتر دیده میشود: ترکیه میخواهد در افغانستان فقط یک ناظر سیاسی نباشد؛ میخواهد یک کانال امنیتی و اطلاعاتی فعال و قابل اتکا داشته باشد. و این، در افغانستان امروز، معنای بسیار بیشتری از یک سفر دیپلماتیک معمولی دارد.