نشست شورای امنیت سازمان ملل درباره افغانستان، تصویری را پیش روی جهان گذاشت که رژیم طالبان تلاش میکند آن را پنهان کند: افغانستانی که طالبان مدعیاند در آن «امنیت» برقرار کردهاند، هنوز با بحران امنیتی، تروریسم، فقر، بحران انسانی، حذف زنان و یک بنبست سیاسی عمیق دستوپنجه نرم میکند.
روز چهارشنبه، ۲۵ سنبله، جورجت گانیون، سرپرست یوناما، تازهترین گزارش این سازمان درباره افغانستان را به شورای امنیت ارائه کرد. سخنان نمایندگان کشورها نیز عمدتاً حول پنج مسئله چرخید: فعالیت گروههای تروریستی، تنش میان طالبان و پاکستان، بحران بشردوستانه، سرکوب زنان و چگونگی تعامل جهان با رژیم طالبان. همین پنج موضوع بهتنهایی نشان میدهد که پس از پنج سال، طالبان نهتنها مسئله افغانستان را حل نکردهاند، بلکه افغانستان همچنان یکی از نگرانیهای جدی جامعه جهانی است.
طالبان اما همچنان اصرار دارند که افغانستان را به «کشوری امن» تبدیل کردهاند. اما امنیتی که با خاموشکردن صدای مخالف، بستن فضای سیاسی و حذف زنان از جامعه تعریف شود، امنیت مردم نیست؛ امنیت یک رژیم در برابر مردم است.
طالبان؛ آرامش برای رژیم، بحران برای جامعه
یکی از تناقضهای بزرگ روایت طالبان همینجاست. آنان کاهش برخی درگیریهای گسترده را نشانه تأمین امنیت معرفی میکنند، اما امنیت فقط نبود جنگ میان گروههای مسلح نیست. امنیت زمانی معنا دارد که انسان بتواند آزادانه زندگی کند، زن بتواند درس بخواند و کار کند، خبرنگار بتواند بدون ترس گزارش بدهد، مخالف سیاسی بتواند سخن بگوید و شهروند بداند که قانون از او در برابر قدرت دفاع میکند. افغانستان امروز از بسیاری از این حقوق محروم است.
در نشست شورای امنیت، نگرانی درباره فعالیت گروههای تروریستی نیز بار دیگر مطرح شد. بر اساس گزارش ارائهشده، رویدادهای امنیتی در مقایسه با دوره مشابه سال گذشته افزایش یافته و مخالفان مسلح طالبان مسئولیت دهها حمله را بر عهده گرفتهاند. حضور و فعالیت گروههایی مانند القاعده، داعش خراسان، جنبش اسلامی ترکستان شرقی و تحریک طالبان پاکستان نیز همچنان موضوع نگرانی اعضای شورای امنیت است. نماینده امریکا نیز طالبان را به پناهدادن به گروههای تروریستی متهم کرد؛ اتهامی که طالبان آن را رد میکنند.
اما حتی اگر از این اتهامات بگذریم، یک پرسش همچنان باقی است: چرا کشوری که طالبان ادعا میکنند کاملاً در کنترول آنان است، هنوز باید درباره تهدید گروههای تروریستی در آن به شورای امنیت گزارش بدهد؟
بحران تنها امنیتی نیست. میلیونها انسان با ناامنی غذایی و فقر دستوپنجه نرم میکنند و بازگشت گسترده افغانستانیها از کشورهای همسایه فشار بیشتری بر جامعهای وارد کرده که فرصتهای اقتصادی آن محدود شده است. در چنین وضعیتی، طالبان بهجای آنکه یک ساختار سیاسی پاسخگو در برابر مردم ایجاد کنند، بیشتر انرژی خود را صرف تثبیت انحصار قدرت کردهاند. و در مرکز همه این بحرانها، مسئله زنان قرار دارد.
رژیم طالبان با محرومکردن دختران از آموزش بالاتر از صنف ششم، زنان از دانشگاه و اعمال محدودیتهای گسترده بر کار و حضور اجتماعی آنان، نیمی از جامعه را عملاً از آینده افغانستان کنار زده است. این فقط مسئله زنان نیست؛ این تصمیم، آینده علمی، اقتصادی و اجتماعی تمام افغانستان را هدف گرفته است.
با این حال، بخشی از جامعه جهانی هنوز درباره «چگونگی تعامل» با طالبان بحث میکند. برخی کشورها بر فشار و پاسخگویی تأکید دارند و برخی دیگر گفتوگو و همکاری اقتصادی را راه عبور از بحران میدانند. این اختلافنظر قابل فهم است، اما یک اصل نباید فراموش شود: تعامل با طالبان نباید به معنای پذیرفتن حذف مردم افغانستان از تصمیمگیری درباره آینده کشور باشد.
طالبان افغانستان نیستند. افغانستان بزرگتر از گروهی است که با زور اسلحه قدرت را در دست گرفته است.
پنج سال پس از بازگشت طالبان، هنوز شورای امنیت درباره افغانستان جلسه برگزار میکند، هنوز زنان افغانستان برای ابتداییترین حقوق خود مبارزه میکنند، هنوز تروریسم یک نگرانی جدی است، هنوز میلیونها انسان نیازمند کمکاند و هنوز مردم افغانستان از داشتن یک نظام سیاسی مبتنی بر اراده عمومی محروماند.