طالبان پس از خروج نیروهای آمریکایی، در اواسط اگست ۲۰۲۱ بار دیگر کنترل افغانستان را به دست گرفت و بهسرعت محدودیتها و قوانین سختگیرانهای را علیه زنان و دختران، بهویژه در زمینه آموزش و اشتغال، اعمال کرد. این وضعیت با شرایط افغانستان در دهه ۱۹۲۰ تفاوت بسیاری دارد؛ کشوری که طی بیش از یک قرن، شاهد حکومت پادشاهان و رؤسای جمهور گوناگون بوده است. افغانستان در سال ۱۹۲۹ دورهای را تجربه کرد که از آن بهعنوان یکی از دورههای طلایی و صفحات درخشان تاریخ این کشور یاد میشود؛ دورهای که زنان بیش از هر گروه دیگری از آزادیها و مظاهر تجدد بهرهمند شدند و حقوق اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آنان گسترش یافت.
نگرانیها درباره سرنوشت زنان و آینده آنان در سایه حکومت طالبان، بار دیگر توجهها را به زندگی و فعالیتهای ملکه ثریا جلب کرده است؛ یکی از مهمترین و بحثبرانگیزترین ملکههای تاریخ افغانستان و جهان اسلام.
ثریای دمشقی؛ ملکهای لیبرال
برخی او را «ملکه دمشقی افغانستان» مینامند. ثریا در ده سال زندگی مشترک با پادشاه افغانستان، اقداماتی انجام داد که کمتر کسی پیش از او انجام داده بود؛ اقداماتی که حتی صد سال بعد نیز همچنان کمسابقه به نظر میرسند.
وقتی تصویر ثریا را میبینید، شاید هرگز به ذهنتان خطور نکند که او یک ملکه مسلمان، زاده قرن نوزدهم و همسر پادشاه یکی از سنتیترین و محافظهکارترین کشورهای جهان بوده است. ظاهر او بیشتر شما را به یاد یک شاهزاده جسور سوئدی، انگلیسی یا هلندی در قرن بیستویکم میاندازد.
نامش ثریا طرزی بود. او در سال ۱۸۹۹ در دمشق به دنیا آمد. مادرش، اسماء فتّال، زنی عرب و اهل حلب بود و پدرش محمود طرزی، از چهرههای برجسته سیاسی و فکری افغانستان، بود که به دلیل دیدگاههایش درباره ضرورت ایجاد تغییرات بنیادین و اصلاحات لیبرال در جامعه افغانستان، از کشور تبعید شده و در دمشق اقامت گزیده بود. دیدگاههای او تا حدی از الگوهای اصلاحی مصطفی کمال آتاتورک و حبیب بورقیبه تأثیر پذیرفته بود.
ثریا تا سال ۱۹۱۳ در دمشق زندگی کرد. در همین سال، حبیبالله خان، پادشاه جدید افغانستان، تصمیم گرفت شماری از کسانی را که پادشاه پیشین از کشور تبعید کرده بود، به افغانستان بازگرداند. در میان آنان، پدر ثریا، محمود طرزی، نیز قرار داشت.
پس از بازگشت محمود طرزی و خانوادهاش از دمشق، پادشاه از آنان استقبال کرد. در همین مراسم بود که امانالله خان، پسر پادشاه، برای نخستینبار با ثریا طرزی، دختر محمود طرزی، دیدار کرد. این دیدار خیلی زود به علاقهای عمیق انجامید و سرانجام به ازدواج پسر پادشاه با دختر این روشنفکر و مخالف سیاسیِ اصلاحطلب و بهشدت لیبرال منجر شد.
به این ترتیب، دختر محلههای قدیمی دمشق در سال ۱۹۱۹ به شاهدخت افغانستان تبدیل شد و هنگامی که همسرش به پادشاهی رسید، عنوان ملکه افغانستان را به دست آورد.
خیلی زود برای همه روشن شد که ثریا قصد دارد سنتهای حاکم بر جامعه افغانستان را به چالش بکشد. او نقشی اساسی در ترغیب همسرش به اجرای اصلاحات و ایجاد تغییرات بنیادین در کشور ایفا میکرد؛ کشوری که در قلب قاره آسیا محصور بود و به هیچ اقیانوس یا دریایی، حتی خلیج یا دلتاهای رودخانهای، راه نداشت.
این سرزمین که انگلیسیها، روسها و آمریکاییها آن را به اشغال خود درآوردند، اما هر سه قدرت را با شکست سختی روبهرو کرد، در طول یک قرن شاهد حکومت ۱۵ پادشاه، رئیسجمهور و رهبر بود؛ رهبرانی از راستترین جریانها تا چپترین گرایشها که قدرت را در تغییراتی سریع و گاه خشونتبار، از یک سر طیف سیاسی به سر دیگر منتقل کردند؛ تغییراتی که حوزههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را نیز دربر میگرفت.
ثریا طرزی نخستین شاهدخت و سپس نخستین ملکه مسلمان بود که بدون حجاب و با پوشش اروپایی در انظار عمومی ظاهر شد. او نخستین زنی بود که همسرش را ــ در مقام شاهزاده و سپس پادشاه ــ در سفرهای شکار و مسابقات اسبسواری همراهی میکرد، در تصمیمهای مهم او نقش داشت و در نشستهای هیئت دولت حضور مییافت. حتی گفته میشد که این ثریا و پدرش بودند که افغانستان را اداره میکردند، نه خود پادشاه.
ثریا بسیاری از سنتها و عرفهای حاکم بر جامعه افغانستان را درهم شکست و بهتدریج چنان شهرتی یافت که به یکی از شناختهشدهترین چهرههای منطقه و جهان تبدیل شد. مجله آمریکایی تایم نیز او را در شمار زنان بانفوذ جهان در قرن بیستم قرار داد.
ثریا طرزی و فرار به اروپا
پادشاه و ملکه کارزار گستردهای را علیه حجاب آغاز کردند. ثریا در مراسم رسمی کلاه اروپاییِ لبهپهنی بر سر میگذاشت که پارچهای نازک نیز به آن متصل بود.
او در سال ۱۹۲۰ نخستین مدرسه دخترانه افغانستان را تأسیس کرد، در سال ۱۹۲۲ نخستین مجله ویژه زنان را راهاندازی کرد و در سال ۱۹۲۴ نیز نخستین سازمان زنان و نخستین بیمارستان ویژه زنان را بنیان گذاشت.
در سال ۱۹۲۶، شماری از دختران جوان و مجرد افغان برای ادامه تحصیلات عالی بهتنهایی به ترکیه فرستاده شدند. ثریا نیز در سال ۱۹۲۷ به اروپا سفر کرد و تصاویری از او بدون حجاب منتشر شد؛ در این تصاویر، او در مراسم عمومی با مردان دست میداد و در کنار آنان مینشست. حتی رهبران آلمان و فرانسه نیز در دیدار با او دستش را میبوسیدند.
در سال ۱۹۲۸، دانشگاه آکسفورد به او دکترای افتخاری اعطا کرد.
اما در سال ۱۹۲۹، همسرش، امانالله خان، مجموعهای از قوانین و اصلاحات لیبرال و سختگیرانه را به اجرا گذاشت که واکنش شدید مردم محافظهکار افغانستان، بهویژه در مناطق روستایی، را برانگیخت. در پی این اعتراضها، امانالله خان ناچار شد از سلطنت کنارهگیری کند و به تبعید برود.
ثریا نیز همراه همسرش افغانستان را ترک کرد و سرانجام در ایتالیا اقامت گزید و تا پایان عمر در آنجا ماند. او در سال ۱۹۶۸ در شهر رم درگذشت.
این تحولات پس از جنگ داخلی و در شرایطی رخ داد که قبایل مخالف حکومت، ده خواسته مطرح کرده بودند که پنج مورد از آنها مستقیماً به وضعیت و جایگاه زنان در افغانستان مربوط میشد.
با وجود اینکه ثریا در تبعید به سر میبرد، گفته میشود که فعالیتهای خود را در زمینه حقوق زنان ادامه میداد. سامـی مبیض، تاریخنگار سوری، نوشته است که هیئت افغانستان برای شرکت در کنفرانس زنان شرق که در سال ۱۹۳۰ در دمشق برگزار شد، به ریاست «صفوت خانم»، یکی از نزدیکترین دوستان ثریا طرزی، در این نشست حضور یافت.
درباره شخصیت و میراث ثریا طرزی دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. برخی او را زنی پیشرو و جلوتر از زمان خود در زمینه رهایی زنان میدانند؛ در مقابل، عدهای او را لیبرالی افراطی میدانند که کاملاً شیفته فرهنگ غرب شده بود.
گروه سومی نیز معتقدند مشکل نه در اصل اصلاحات ثریا، بلکه در شیوه تند، تحریکآمیز و شتابزده او بود. به باور این گروه، اگر اصلاحات مربوط به زنان بهتدریج و متناسب با شرایط آن روز افغانستان انجام میشد، میتوانست زمینه بهبود وضعیت زنان و گسترش فرصتهای تحصیل و اشتغال آنان را فراهم کند. اما رویکرد شتابزده ثریا واکنشی شدید و بنیادین علیه آموزش زنان و حضور آنان در عرصه اجتماعی به دنبال آورد؛ واکنشی که آثار آن، حتی پس از گذشت یک قرن، همچنان در جامعه افغانستان دیده میشود.
راز دیگری درباره ثریا و پدرش
درباره ثریا طرزی و پدرش، محمود طرزی، پرسش دیگری نیز همچنان بیپاسخ مانده است و آن، موضع آنان در برابر بریتانیا است.
برخی معتقدند ثریا، پدرش و امانالله خان مخالف بریتانیا بودند و نقش مهمی در استقلال افغانستان از این کشور در سال ۱۹۱۹ داشتند. این گروه حتی بر این باورند که این دستگاه اطلاعاتی بریتانیا بود که تصاویر ثریا را در جریان سفرهای او به اروپا در سالهای ۱۹۲۷ و ۱۹۲۸ منتشر کرد؛ تصاویری که در جامعه سنتی افغانستان جنجال زیادی به پا کرد و افکار عمومی را علیه حکومت تحریک کرد.
در مقابل، دیدگاه دیگری وجود دارد که ثریا و پدرش را وابسته به بریتانیا میداند. بر اساس این روایت، بریتانیا میخواست از آنان برای تبدیل افغانستان به سدی در برابر گسترش نفوذ شوروی به سوی هند و جنوب آسیا استفاده کند.