پنج سال از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان میگذرد. در این مدت، جنگ گستردهای که چهار دهه افغانستان را درگیر کرده بود، تا حد زیادی پایان یافته و امنیت در بسیاری از مناطق نسبت به دوران جنگ و حضور نیروهای خارجی بهبود یافته است. امروز رفتوآمد میان ولایتها برای بسیاری از افغانها آسانتر و امنتر از گذشته است. اما پایان جنگ بهتنهایی به معنای موفقیت یک حکومت نیست.
افغانستان همچنان با بحران اقتصادی، انزوای دیپلماتیک، محدودیتهای شدید ایدئولوژیک و نبود یک نظام سیاسی پاسخگو روبهرو است. طالبان در پنج سال گذشته نه قانون اساسی تازهای ایجاد کردهاند، نه نهادهای انتخابی و نه سازوکاری روشن برای پاسخگویی سیاسی. قدرت واقعی همچنان در دست رهبر طالبان، هبتالله آخوندزاده، متمرکز است و تصمیمگیریها بیش از آنکه بر پایه نهادهای حکومتی باشد، تحت تأثیر برداشتهای ایدئولوژیک قرار دارد.
زنان افغانستان بزرگترین قربانی این وضعیتاند. دختران از آموزش متوسطه و عالی محروم اند و زنان با محدودیتهای گسترده در اشتغال و حضور اجتماعی روبهرو هستند. حذف نیمی از جمعیت از روند توسعه، فقط یک مسئله حقوق بشری نیست؛ بلکه آینده اقتصادی و اجتماعی افغانستان را نیز تهدید میکند. کشوری که نیمی از نیروی انسانی خود را از آموزش و کار محروم کند، چگونه میتواند مدرن و توسعهیافته شود؟
مسئله دیگر، مشروعیت سیاسی طالبان است. پنج سال پس از بازگشت آنان به قدرت، جز روسیه هیچ کشوری حکومت طالبان را بهطور رسمی به رسمیت نشناخته است. نبود شناسایی بینالمللی فقط یک مسئله نمادین نیست؛ بلکه بر سرمایهگذاری خارجی، نظام بانکی، کمکهای توسعهای و ادغام افغانستان در اقتصاد منطقهای اثر میگذارد.
جامعه جهانی نیز باید موضع روشنتری داشته باشد. اگر شناسایی طالبان به رعایت معیارهای مشخص سیاسی، امنیتی و حقوق بشری وابسته است، این معیارها باید بهصورت شفاف اعلام شوند. ابهام نه به سود افغانستان است و نه به سود ثبات منطقه.
اما برای پاکستان، پنجمین سالگرد طالبان معنای دیگری دارد. اسلامآباد در سال ۲۰۲۱ امیدوار بود خروج نیروهای خارجی و بازگشت طالبان، حکومتی دوست در کابل ایجاد کند که بتواند مرز مشترک را باثبات نگه دارد. این امیدها تا حد زیادی از میان رفته است. امروز مشکل اصلی پاکستان با کابل نه اختلاف ایدئولوژیک، بلکه تروریسم فرامرزی و حضور تحریک طالبان پاکستان (TTP) در خاک افغانستان است.
ادعای طالبان مبنی بر اینکه مسئله TTP، مشکل خود پاکستان است، بیاعتمادی میان دو کشور را بیشتر کرده است. تلاشهای میانجیگرانه چین، قطر، ترکیه و عربستان نیز تاکنون نتوانستهاند این اختلاف اساسی را حل کنند.
تنش میان دو کشور هزینه اقتصادی سنگینی نیز داشته است. بستهشدن مرزها، کاهش تجارت و اختلال در مسیرهای ترانزیتی، هم به پاکستان و هم به بازرگانان افغان آسیب زده است. اما یک واقعیت جغرافیایی تغییرناپذیر است: پاکستان و افغانستان نمیتوانند از یکدیگر فاصله بگیرند؛ ناگزیرند راهی برای همزیستی پیدا کنند.
از سوی دیگر، طالبان نیز با یک معضل جدی روبهرو هستند. با وجود تعهداتی که در توافق دوحه داده بودند، گزارشهای سازمان ملل همچنان درباره حضور گروههای تروریستی مختلف در افغانستان هشدار میدهند. حتی اگر همه این ادعاها مورد مناقشه باشد، صرف وجود چنین نگرانیهایی برای جذب سرمایهگذاری، جلب شناسایی دیپلماتیک و کاهش نگرانی کشورهای منطقه مانع ایجاد میکند.
افغانستان نمیتواند هم خواهان مشروعیت بینالمللی باشد و هم پرسش درباره پناهگاههای گروههای تروریستی را بیپاسخ بگذارد.
پاکستان نیز باید از پنج سال گذشته درس بگیرد. اسلامآباد نباید مسئولیت تغییر ساختار سیاسی و اجتماعی افغانستان را بر عهده بگیرد. اینکه طالبان قانون اساسی میخواهند یا نه، آموزش دختران را میپذیرند یا نه و چه جایگاهی برای زنان در جامعه در نظر میگیرند، در نهایت به حاکمان و مردم افغانستان مربوط است. اما این به معنای قطع رابطه نیست.
پاکستان به افغانستان باثبات نیاز دارد و افغانستان نیز بدون روابط سازنده با پاکستان نمیتواند بهبود اقتصادی پایدار پیدا کند.
راه آینده، از نگاه نویسنده، بر پنج اصل استوار است: همکاری اطلاعاتی و مبارزه مشترک با تروریسم؛ جداکردن تجارت از اختلافات سیاسی؛ جایگزینکردن گفتوگوی منظم با دیپلماسی بحران؛ استفاده از ظرفیت کشورهای منطقه برای ایجاد اعتماد؛ و تعیین معیارهای روشن از سوی جامعه جهانی برای شناسایی و تعامل با طالبان.
پنج سال پس از بازگشت طالبان، افغانستان از نظر امنیت فیزیکی وضعیت بهتری نسبت به سالهای جنگ دارد؛ اما صلح بهتنهایی نمیتواند یک کشور را پایدار کند. ثبات پایدار به نهادهای پاسخگو، فرصتهای اقتصادی، رفتار مسئولانه منطقهای و مشروعیت بینالمللی نیاز دارد.
پرسش اصلی پنج سال آینده دیگر این نیست که چه کسی جنگ را برد؟ پاسخ این پرسش در سال ۲۰۲۱ روشن شد. پرسش واقعی اکنون این است:
آیا طالبان میتوانند دولتی بسازند که اعتماد مردم افغانستان را جلب کند، نگرانی همسایگان را کاهش دهد و جایگاهی محترم در جامعه بینالمللی به دست آورد؟
اگر چنین نشود، افغانستان ممکن است در ظاهر در صلح باشد، اما همچنان ناامنی را به بیرون از مرزهای خود صادر کند.
نوشته: عاصف درانی، نماینده ویژه پیشین پاکستان در امور افغانستان
ترجمه: روایت
منبع: The News International