پنج سال پس از بازگشتِ دوبارهٔ طالبان به قدرت، آزمون کانکور افغانستان دیگر شبیه گذشته نیست. چوکیهای امتحان همچنان پُر میشوند، نتایج اعلام میشود و دانشجویانِ جدید وارد دانشگاهها میشوند؛ اما بزرگترین غایبان این رقابت، دخترانی هستند که دیگر فرصت حضور در این مسیر را ندارند.
کانکور زمانی نمادِ رقابت علمی میان دختران و پسران افغانستان بود؛ آزمونی که برای هزاران خانواده، دروازهای بهسوی دانشگاه، تخصص و آیندهای متفاوت محسوب میشد. امروز اما این رقابت، بدونِ حضور نیمی از استعدادهای کشور برگزار میشود.
غیبتِ دختران از کانکور تنها حذف یک گروه از داوطلبان نیست؛ بلکه نشانه تغییر در مسیر تولید سرمایه انسانی افغانستان است. کشوری که با چالشهای اقتصادی، کمبود نیروی متخصص و ضعف خدمات عمومی روبهرو است، همزمان بخشی از ظرفیت آموزشی خود را نیز از دست میدهد.
زنجیرهای که از مکتب تا دانشگاه قطع شد:
مسیرِ دانشگاه از سالهای پیش از کانکور آغاز میشود. دانشآموزی که امکان ادامه مکتب را از دست میدهد، در عمل فرصت ورود به آموزش عالی را نیز از دست خواهد داد.
پس از بازگشتِ طالبان در سال ۲۰۲۱، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم متوقف شد و در پایان سال ۲۰۲۲، زنان از حضور در دانشگاهها نیز منع شدند. بر اساس گزارشهای سازمان ملل، بیش از یک میلیون دختر نوجوان در افغانستان از ادامه آموزش متوسطه محروم شدهاند؛ وضعیتی که پیامدِ آن در سالهای آینده بر شمار دانشجویان و متخصصان زن آشکار خواهد شد.
این محدودیت تنها یک وقفه آموزشی نیست. آموزش، زنجیرهای پیوسته است و هر سال دور ماندن از آن، بخشی از فرصت یادگیری، تجربه و رشد حرفهای را از بین میبرد.
دانشگاههایی بدون نیمی از استعدادها:
دانشگاهها فقط محلِ دریافت مدرک نیستند؛ محیطی برای رقابت علمی، تولید دانش و تربیت نسل آینده متخصصاناند.
در دو دهه گذشته، حضور زنان در دانشگاههای افغانستان افزایش یافته بود. هزاران زن در رشتههایی مانند پزشکی، حقوق، آموزش، اقتصاد و علوم اجتماعی تحصیل میکردند و بخشی از نیروی متخصص آینده کشور بهشمار میرفتند.
حذفِ زنان از آموزش عالی، دانشگاهها را از بخشی از این ظرفیت محروم کرده است. این موضوع در رشتههایی مانند پزشکی و آموزش اهمیت بیشتری دارد؛ حوزههایی که حضورِ متخصصان زن برای ارائه خدمات به جامعه افغانستان ضروری است.
در بخش صحت، بسیاری از زنان بهدلیل شرایط فرهنگی و اجتماعی، ترجیح میدهند خدمات درمانی را از پزشکان زن دریافت کنند.
کاهشِ شمار زنان آموزشدیده در این بخش میتواند در آینده بر دسترسی جامعه به خدمات درمانی اثر بگذارد.
هزینهای که امروز دیده نمیشود:
پیامدهای حذفِ دختران از کانکور تنها در شمار چوکیهای خالی دانشگاهها خلاصه نمیشود. بخش اصلی هزینه این تصمیم در سالهای آینده آشکار خواهد شد.
سرمایه انسانی یکی از مهمترین پایههای توسعه کشورها است. آموزشِ زنان در بسیاری از جوامع با افزایش مشارکت اقتصادی، بهبود وضعیت خانوادهها و تقویت نیروی متخصص همراه بوده است.
افغانستان در شرایطی با این محدودیت روبهرو است که با بحرانهای اقتصادی، بیکاری و مهاجرت متخصصان مواجه است. در چنین وضعیتی، کنار گذاشتن بخشی از جمعیت جوان از مسیر آموزش عالی، بهمعنای کاهش یکی از مهمترین منابع بالقوه رشدِ کشور است.
تصمیمهای آموزشی امروز، پیامدهای خود را سالها بعد نشان میدهند. دانشآموزی که امروز فرصت ورود به دانشگاه را از دست میدهد، فردا ممکن است در شمار پزشکان، معلمان، مهندسان یا متخصصانی نباشد که افغانستان به آنان نیاز دارد.
شکافِ نسلی در آموزش:
یکی از پیامدهای بلندمدت این وضعیت، شکلگیری شکافِ نسلی در آموزش است.
دختری که امروز از دانشگاه بازمیماند، فردا ممکن است در شمار متخصصانی نباشد که افغانستان به آنان نیاز دارد. این مسئله تنها آینده فردی او را تغییر نمیدهد؛ بلکه بر ظرفیت اجتماعی و اقتصادی کشور نیز اثر میگذارد.
آموزشِ زنان همچنین تأثیر مستقیمی بر خانوادهها دارد. زنان تحصیلکرده معمولاً نقش مهمی در آموزش کودکان، سلامت خانواده و مشارکت اجتماعی ایفا میکنند. بنابراین، محدودیت آموزش آنان، پیامدهایی فراتر از یک نسل خواهد داشت.
افغانستان؛ یک استثنای جهانی:
محدودیتهای آموزشی اعمالشده بر دخترانِ افغانستان، این کشور را بهتنها کشور جهان تبدیل کرده است که دختران در آن از آموزش متوسطه و دانشگاه بهصورت رسمی محروم شدهاند.
این وضعیت فقط یک مسئله آموزشی نیست؛ بلکه به یکی از مهمترین چالشهای توسعهای و اجتماعی افغانستان تبدیل شده است.
کانکور؛ آینه آینده افغانستان:
آزمونِ کانکور همچنان برگزار میشود؛ اما تصویری که امروز ارائه میکند، با گذشته تفاوت اساسی دارد.
بزرگترین غایبانِ این رقابت، فقط دخترانی نیستند که پشت درهای دانشگاه ماندهاند؛ بلکه بخشی از ظرفیت آینده افغانستان است که از مسیر آموزش خارج شده است.
«کانکورِ نیمهخالی» فقط روایت یک آزمون نیست؛ روایتِ پیامدهای تصمیمی است که میتواند مسیر سرمایه انسانی یک کشور را برای سالها تغییر دهد.
کشوری که نیمی از استعدادهای خود را از رقابت علمی کنار میگذارد، نهتنها فرصتهای امروز را محدود میکند، بلکه بخشی از توانایی خود برای ساختن فردا را نیز کاهش میدهد.