صبح امروز، قم چهره دیگری داشت. از ساعتهای نخست، راههای منتهی به مسجد جمکران مملو از جمعیتی بود که از شهرهای مختلف ایران و از کشورهای دیگر آمده بودند تا در سومین روز وداع با رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران شرکت کنند. صفهای طولانی، چهرههای اشکآلود، دعاهایی که زیر لب زمزمه میشد و پیکری که بر دوش مردمی حرکت میکرد که احساس میکردند بخشی از زندگی و خاطراتشان را بدرقه میکنند، فضای قم را به صحنهای متفاوت از یک مراسم رسمی تبدیل کرده بود.
در مسجد جمکران، نماز بر پیکر رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران به امامت آیتالله عبدالله جوادی آملی اقامه شد؛ شخصیتی که خود از برجستهترین اندیشمندان و مراجع شیعه به شمار میرود. پس از تهران، اکنون قم نیز شاهد حضوری گسترده بود؛ حضوری که نشان میدهد این مراسم، تنها یک آیین حکومتی یا تشریفاتی نیست، بلکه برای بخش بزرگی از مردم، رنگ باور، خاطره و دلبستگی نیز دارد. طبق برنامه اعلامشده، این بدرقه در روزهای آینده به نجف، کربلا و سپس مشهد ادامه خواهد یافت.
تشییع یک رهبر؛ نمایش قدرت یا بازتاب یک پیوند اجتماعی؟
در سیاست، قدرت را معمولاً با ارتش، اقتصاد یا نهادهای حکومتی میسنجند، اما گاهی قدرت، چهره دیگری دارد؛ چهرهای که در خیابانها دیده میشود. مردمی که ساعتها در گرما یا ازدحام میایستند، الزاماً برای انجام یک وظیفه اداری نیامدهاند؛ بسیاری از آنان آمدهاند تا احساس خود را نسبت به شخصیتی ابراز کنند که سالها با نام او زندگی کردهاند.
هانا آرنت، فیلسوف آلمانی، جملهای دارد که میگوید: «قدرت، آنجاست که مردم گرد هم میآیند و با هم عمل میکنند.» شاید این جمله، یکی از بهترین توصیفها برای آن چیزی باشد که این روزها در ایران دیده میشود. فارغ از همه تحلیلهای سیاسی، وقتی میلیونها انسان در چندین شهر و در چندین روز متوالی در یک مراسم حضور پیدا میکنند، این حضور خود به یک واقعیت اجتماعی تبدیل میشود؛ واقعیتی که نمیتوان آن را تنها با زبان رقابتهای سیاسی توضیح داد.
در سالهای گذشته، رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران برای بسیاری از هواداران جمهوری اسلامی، نماد مقاومت در برابر فشارهای خارجی، تحریمها و تقابل با آمریکا و اسرائیل بود. در مقابل، بسیاری از رسانههای غربی او را عمدتاً از زاویه همین تقابلها معرفی میکردند. این دو روایت، سالها در برابر هم قرار داشتند. اما مراسم این روزها، بُعد دیگری را نیز آشکار کرده است؛ بُعدی که به رابطه عاطفی میان یک رهبر و بخش بزرگی از پیروانش مربوط میشود.
تشییعهای بزرگ در تاریخ، تنها برای وداع با یک فرد نبودهاند؛ آنها گاهی لحظهای هستند که یک جامعه، هویت سیاسی و تاریخی خود را بازخوانی میکند. از همین روست که مراسم رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران نیز از مرزهای ایران فراتر رفته و قرار است در نجف و کربلا، دو شهر مهم جهان تشیع، ادامه یابد. این امتداد جغرافیایی، نشان میدهد که جایگاه او، تنها در چارچوب سیاست داخلی ایران تعریف نمیشود، بلکه برای بخشی از جهان اسلام نیز معنا و اهمیت دارد.
در این میان، نکتهای که کمتر به آن پرداخته میشود، نقش حافظه جمعی است. موریس هالبواکس، جامعهشناس فرانسوی، معتقد بود که ملتها گذشته خود را تنها در کتابها حفظ نمیکنند، بلکه آن را در آیینها، مناسبتها و خاطرههای مشترک زنده نگه میدارند. از این منظر، این روزها فقط روزهای سوگواری نیست؛ روزهایی است که میلیونها نفر، برداشت خود از یک دوره تاریخی را با حضورشان بازگو میکنند.
از زاویهای دیگر، این مراسم پیامی نیز برای بیرون از مرزهای ایران دارد. در ماههای گذشته، بسیاری از تحلیلها بر این محور استوار بود که جمهوری اسلامی پس از جنگ و شهادت رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران با بحرانی عمیق روبهرو خواهد شد. اما آنچه تاکنون در تهران و قم دیده شده، دستکم این واقعیت را نشان میدهد که این نظام همچنان از ظرفیت بسیج اجتماعی قابل توجهی برخوردار است؛ ظرفیتی که در چنین مناسبتهایی خود را آشکار میکند. همین موضوع سبب شده است که رسانههای جهان نیز این مراسم را با دقت دنبال کنند و آن را صرفاً یک آیین مذهبی ندانند، بلکه رخدادی با ابعاد سیاسی و اجتماعی نیز تلقی کنند.
فرجام سخن اینکه؛
قم امروز تنها میزبان یک مراسم تشییع نبود؛ میزبان بخشی از حافظه سیاسی و مذهبی معاصر ایران بود. میلیونها انسانی که در سومین روز وداع، در کنار پیکر رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران گرد آمدند، نشان دادند که جایگاه یک رهبر، فقط با سالهای زمامداری او سنجیده نمیشود؛ آنچه پس از رفتنش در دل مردم باقی میماند، گاهی گویاتر از همه تحلیلهای سیاسی است.
شاید سالها بعد، درباره تصمیمها، سیاستها و عملکرد رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران همچنان دیدگاههای متفاوتی وجود داشته باشد؛ همانگونه که درباره همه شخصیتهای بزرگ تاریخ وجود داشته است. اما تصاویر این روزها نیز بخشی از تاریخ خواهند بود؛ تصاویری که نشان میدهند در لحظه وداع، میلیونها نفر احساس کردند باید خود را به این بدرقه برسانند. در نهایت، آنچه از یک رهبر در حافظه ملتها باقی میماند، تنها سخنیها و تصمیمهای سیاسی نیست؛ گاهی این مردماند که با حضورشان، آخرین فصل زندگی او را مینویسند.