هزینه دادن یک قاعده عمومی در تاریخ جوامع انسانی است؛ اما تفاوت بنیادین میان «هزینهدادنِ هدفمند» و «هزینهدادنِ بیهدف» در این است که اولی به بیداری، کرامت، استقلال و ارتقای جمعی جوامع میانجامد، و دومی به فرسایش، وابستگی و از دست رفتن اختیار ملی. در این مطلب با تکیه بر دو نمونه متفاوت ایران و ونزوئلا تلاش می گردد تا سازوکار این تفاوت روشن شود.
در علوم اجتماعی یک اصل پذیرفتهشده وجود دارد:
هیچ جامعهای بدون پرداخت هزینه، امنیت، استقلال، رفاه یا کرامت خود را حفظ نمیکند.
این هزینهها میتوانند نظامی، سیاسی، اقتصادی یا انسانی باشند. اما آنچه سرنوشت یک ملت را تعیین میکند، نوع هزینه است نه وجود آن.
هزینه هدفمند: هزینهای که برای حفظ کرامت، استقلال، امنیت و آینده پرداخت میشود.
هزینه بیهدف : هزینهای که بدون مقاومت، بدون مطالبهگری و بدون جهتگیری جمعی به شکل بلاهای طبیعی یا غیرطبیعی تحمیل میشود.
این دو مسیر، دو سرنوشت کاملاً متفاوت میسازند.
نمونه اول: ایران و هزینه هدفمند:
ایران در جنگ چهلروزه با آمریکا و رژیم صهیونیستی، در برابر دو قدرت نظامی بزرگ و مستکبر ایستاد. این ایستادگی با خسارتهای انسانی و مادی همراه بود؛ اما این هزینهها در چارچوبی هدفمند قرار داشت:
الف: ایران هزینه داد تا تصمیمگیری ملی خود را از سلطه خارجی حفظ کند.
این نوع هزینه، در نظریههای مقاومت ملی، «هزینه بازدارندگی» نام دارد.
ب: اگر ایران مقاومت نمیکرد، هزینههای آینده بسیار سنگینتر میشد:
از دست رفتن استقلال، تجزیه منطقهای، تحمیل ساختارهای سیاسی مطلوب قدرتهای خارجی ومستکبر.
ج: در جنگ چهلروزه، جامعه ایرانی با وجود اختلافات داخلی ؛ در برابر تهدید خارجی به انسجام دفاعی رسید.
این انسجام، یک دستاورد راهبردی است که بسیاری از کشورها فاقد آن هستند.
نمونه دوم: ونزوئلا و هزینه بیهدف
در ونزوئلا، ربودهشدن رئیسجمهور توسط آمریکا و تسلط کامل واشنگتن بر صادرات نفت، بدون مقاومت ملی جدی رخ داد. نتیجه چه شد؟
الف: هزینه بدون جهتگیری
ملت ونزوئلا هزینه داد، اما نه برای استقلال؛ بلکه برای تداوم وابستگی.
تحریمها، سقوط ارزش پول، فروپاشی خدمات عمومی، و نهایتاً زلزلهای که هزاران نفر را زیر آوار برد، نمونههایی از هزینههایی هستند که بدون مقاومت ملی پرداخت شدند.
ب: هزینهای که به بیداری جمعی منجر نشد
در علوم سیاسی، این وضعیت «هزینه فرسایشی» نام دارد:
هزینههایی که جامعه را بیدار نمیکند، بلکه آن را خسته، پراکنده و بیقدرت میسازد.
ج: هزینهای که به ذلت و وابستگی انجامید
وقتی یک ملت در برابر تحمیل خارجی سکوت میکند، هزینهها نهتنها کم نمیشوند، بلکه به شکلهای غیرقابل کنترل افزایش مییابند:
فروپاشی زیرساختها، بحرانهای انسانی، و از دست رفتن اختیار ملی.
چرا دو ملت دو سرنوشت متفاوت یافتند؟
۱. نوع مواجهه با تهدید
– ایران: مواجهه فعال، مقاومت، مطالبهگری ملی
– ونزوئلا: مواجهه منفعل، سکوت، پذیرش تحمیل
۲. نوع هزینه
– ایران: هزینه هدفمند نتیجه: حفظ استقلال
– ونزوئلا: هزینه بیهدف نتیجه: وابستگی
۳. پیامد اجتماعی
– ایران: انسجام، افزایش آگاهی سیاسی
– ونزوئلا: پراکندگی، کاهش اعتماد اجتماعی
۴. پیامد راهبردی
– ایران: تغییر موازنه منطقهای
– ونزوئلا: تشدید کنترل خارجی
هزینهای که برای کرامت، استقلال و بیداری پرداخت شود، جامعه را بالا میبرد.
هزینهای که بدون مقاومت و بدون هدف پرداخت شود، جامعه را به سمت ذلت، وابستگی و فروپاشی میبرد.
ایران و ونزوئلا دو نمونه روشن از این قاعدهاند:
«یکی هزینه داد تا بایستد؛ دیگری هزینه داد چون نایستاد»
مقایسه این دو نمونه که تحولات انها در یک بازه زمانی اتفاق افتاده است این فرمایش امام شهید را ثابت میسازد که هزینه سازش بیش از هزینه مقاومت است.