بشیراحمد انصاری، نویسنده و پژوهشگر شناختهشده افغانستان، دکتر محمداسماعیل لبیب بلخی، استاد حدیث و رئیس پیشین دانشگاه خصوصی سلام، را به گفتوگویی علمی درباره کتاب «جدال رأی و روایت» فراخوانده است.
انصاری در این فراخوان، دلایل متعددی برای برگزاری این گفتوگو برشمرده که مهمترین آن، نقدهایی است که دکتر لبیب بلخی بر کتاب «جدال رأی و روایت» نوشته است. این دعوت تاکنون از سوی دکتر لبیب بلخی بیپاسخ مانده و هنوز روشن نیست که این گفتوگو برگزار خواهد شد یا نه. با این همه، این فرصت مناسبی است تا به چند نکته درباره ضرورت و اهمیت چنین مناظرهای اشاره شود.
مناظره چیست؟
اگرچه آقای بشیراحمد انصاری در متن دعوت خود از «گفتوگوی علمی و دوستانه» سخن گفته و نه «مناظره»، اما در حقیقت تفاوت ماهوی چندانی میان این دو اصطلاح وجود ندارد.
چنانکه طاشکبریزاده در «رساله فی آداب البحث والمناظره» مینویسد، مناظره عبارت است از «پژوهشی تأملورزانه درباره موضوعی که میان دو طرف محل بحث است، با هدف دستیابی به حقیقت و صواب.» بنابراین، مناظره زمانی حقیقتاً مناظره است که آداب گفتوگوی علمی در آن رعایت شود؛ در غیر این صورت، آنچه رخ میدهد «مکابره» است، نه مناظره. در مکابره، هدف کشف حقیقت نیست، بلکه غلبه بر خصم و شکست دادن اوست.
پیشینه مناظره در تمدن اسلامی
نیمنگاهی به تاریخ تمدن اسلامی نشان میدهد که مناظره میان عالمان و اندیشمندان، سنتی دیرینه و رایج بوده است؛ تا آنجا که از حدود قرنهای ششم و هفتم هجری به بعد، دانشی مستقل با عنوان «آداب مناظره» یا «آداب البحث والمناظره» پدید آمد.
پیدایش این دانش از آن رو ضروری بود که مسلمانان از صدر اسلام تا قرون متأخر، همواره شاهد گفتوگوها و مناظرات میان پیروان مذاهب مختلف، خداباوران و خداناباوران، مسلمانان و پیروان دیگر ادیان، و نیز میان متکلمان، فقیهان، فیلسوفان، عارفان و صوفیان بودند. این مناظرات گاه به صورت حضوری و گاه در قالب آثار مکتوب انجام میشد.
از مشهورترین مناظرات حضوری، گفتوگوهای امام فخرالدین رازی با علمای ماوراءالنهر است که شرح آنها را در کتاب «مناظرات فخرالرازی فی بلاد ماوراءالنهر» ثبت کرده است. در این اثر، از مناظرات او با دانشمندانی چون رضیالدین نیشابوری، فقیه و شاعر حنفی؛ شرفالدین مسعود، فیلسوف و منجم؛ فریدالدین غیلانی، فیلسوف و منطقدان؛ و نورالدین صابونی، متکلم برجسته ماتریدی، یاد شده است. پیش از آن نیز در دربار خلافت عباسی، مناظرات فراوانی میان دانشمندان مسلمان و علمای ادیان مختلف برگزار میشد که گزارش آنها در منابع تاریخی ثبت شده است.
در کنار این مناظرات حضوری، مناظرات مکتوب نیز رواج فراوان داشت؛ بدین صورت که هر یک از طرفین، در پاسخ به دیدگاه رقیب، رساله یا ردیهای مینوشت و بدین ترتیب، گفتوگویی علمی در قالب نوشتار شکل میگرفت.
فواید مناظره
مناظره، در سنت علمی تمدن اسلامی، تنها وسیلهای برای دفاع از یک دیدگاه نبود، بلکه یکی از مهمترین شیوههای آموزش، پرورش تفکر انتقادی و کشف حقیقت به شمار میرفت. احیای این سنت، با رعایت آداب و اخلاق آن، امروز نیز میتواند آثار و برکات فراوانی داشته باشد.
نخستین فایده آن، ترویج فرهنگ گفتوگوی انتقادی در میان نسل جوان است. متأسفانه یکی از جلوههای انحطاط فکری در بخشهایی از جهان اسلام، افول فرهنگ گفتوگو و جایگزین شدن تقلید به جای تفکر نقادانه است. سلفی، هر آنچه را از عالمان سلفی بشنود حقیقت محض میپندارد و حنفی نیز سخن عالمان مذهب خود را بیچونوچرا میپذیرد. کمتر کسی حاضر است سخن طرف مقابل را با ذهنی گشوده بشنود؛ بلکه پیش از آغاز گفتوگو، دیگری را به بدعت، شرک یا افراطگرایی متهم میکند و پرونده بحث را بسته میانگارد.
حال آنکه قرآن کریم مؤمنان را کسانی میداند که سخنان گوناگون را میشنوند و از بهترین آن پیروی میکنند. روشن است که دستیابی به «احسن القول» جز در سایه شنیدن، نقد کردن و گفتوگوی علمی ممکن نیست و مناظره، یکی از بهترین راههای تحقق این مقصود است.
فایده دیگر احیای سنت مناظره، تأثیر تربیتی آن در عصر شبکههای اجتماعی است. فضای مجازی، با همه فرصتهایی که برای تبادل اندیشه فراهم کرده، متأسفانه به عرصهای برای بیادبی، توهین، تخریب شخصیت و خصومتورزی نیز تبدیل شده است. بسیاری از کاربران، هنگامی که با دیدگاهی مخالف روبهرو میشوند، به جای نقد مستدل، به تحقیر، برچسبزنی و فحاشی روی میآورند.
در چنین فضایی، گفتوگوی علمی میان دو شخصیت آرام، فرهیخته و اخلاقمدار، مانند بشیراحمد انصاری و دکتر محمداسماعیل لبیب بلخی، میتواند الگویی عملی برای شیوه صحیح مواجهه با اختلاف نظر باشد.
جوانان از خلال چنین مناظرهای میآموزند که میتوان در عین اختلاف، حرمت یکدیگر را نگاه داشت، با استدلال سخن گفت و اختلاف فکری را به دشمنی شخصی تبدیل نکرد؛ میتوان دفتر معرفت را گشود، بیآنکه آن را در آتش مخاصمت سوزاند.
از اینرو، پیشنهاد گفتوگوی علمی و دوستانه آقای بشیراحمد انصاری را باید پیشنهادی سنجیده، مفید و درخور استقبال دانست. امید است دکتر محمداسماعیل لبیب بلخی نیز با نگاه به سنت درخشان مناظره در تمدن اسلامی و با توجه به آثار علمی و فرهنگی چنین گفتوگویی، این دعوت را بپذیرد تا شاهد برگزاری مناظرهای باشیم که در آن، حقیقت بر تعصب، استدلال بر هیاهو و اخلاق بر خصومت پیشی گیرد.