دو جرقه یا اتفاقی که منجر شد تا راه نگاشتن این اثر را در پیش بگیرم. دلیل اول خوابی بود که احمدشاه مسعود در آن با من حرف زد و وقتی پرسیدمش: در این ۱۰ سال کجا بودی؟ گفت: من نمرده بودم! شرایط ایجاب میکرد تا در این مدت از نظرها نهان باشم! و همینطور به حرفهای خود ادامه میداد. آنچه پس از آن گفتوشنود بسیار عاطفی رویایی میان ما گذشت، سخنهایی نبود که بتوانم آنها را به آسانی روی کاغذ بنویسم و نه قصه میشدشان کرد و نه شعرهایم تاب حملشان را داشت و نه زبان قاصرم توان