مسئله پوشاندن چهره از مسائل مورد بحث در فقه اسلامی است و از گذشته تاکنون فقها و علمای مسلمان در این مورد بحث و گفتوگو نمودهاند. اما آنچه مورد اتفاق مذاهب چهارگانه است، این است که چهرهٔ زن عورت نیست. در مذهب حنفی نیز پوشاندن چهره، دستها و حتا قدمهای زنان شامل عورت نمیشود. در اینجا بهگونه فشرده به پارهای از نظریات فقها – بهویژه حنفی- و مفسران در بارهٔ پوشش زنان پرداختهایم.
پیش از اینکه به اصل مسئله بپردازیم قابل یادآوری میدانم که در میان قدماء، فقها و علمای ذیل چهرهٔ زن را عورت نمیدانند:
علی بن ابی طالب، عبدالله بن عباس، ابن عمر، سعید بن جبیر، عطا بن ابی رباح،ابن جریج، اوزاعی، ضحاک بن مزاحم بلخی، ابوحنیفه، و حسن بصری، عکرمه، ابی الشعثاء، ابو الجوزاء و ابراهیم النخعی، عایشه، مقاتل بن سلیمان، ابی صالح، ابن ابی مریم.
۱- امام محمد بن حسن الشیبانی (وفات ۱۸۹)
امام محمد بن حسن الشیبانی از شاگردان درجهٔ یک امام ابوحنیفه و یکی از بنیانگذار مذهب حنفی به تفصیل در بارهٔ پوشش زنان در کتاب «الأصل» صحبت نمودهاست. پس از او نیز امام کرخی، امام سرخسی و امام علاءالدین کاسانی عین سخنان او را تکرار نموده و شرح و بسط دادهاند. آنچه در این عبارات دیده میشود، این است که پوشش زنان با مسائلی همچون: «ضرورت»، «عرف و عموم بلوی»، «نگاه شهوانی» و «خوف فتنه» رابطه دارد. (به کتاب الاصل امام محمد ، المبسوط سرخسی و بدائع و الصنائع کاسانی در باب «الاستحسان» مراجعه شود.)
مسائل فقهی
• مسئله یکم: عورت زن
امام محمد میگوید: چهره و دستهای زن عورت نیست. او این نظر را نظر امام ابوحنیفه نیز میداند.
امام سرخسی حتا در صورت ترس از فتنه نیز پوشاندن چهرهٔ و دستها را لازم نمیداند. او میگوید:« روایاتی وجود دارد که نگاه کردن به چهره و دستان زن را رخصت [اجازه] داده است. از جمله اینکه زنی برای پیامبر پیشنهاد ازدواج داد. پیامبر به چهرهٔ او دید…» او چندین روایت را در این باره نقل میکند و سرانجام میگوید: «شکی وجود ندارد که نگاهکردن به لباس زن مباح است و ترس از فتنه در اینجا اعتبار ندارد؛ بنابرین در مورد چهره و دستان زن نیز همینگونه است.» یعنی ترس از فتنه در این باب اعتبار ندارد.
او همچنان نگاه کردن به دندانهای زن را مباح میداند؛ زیرا در هنگام صحبت با مردان دندانها نمایان میگردد. او تأکید میکند که تمام این موارد در صورتی برای مرد جواز دارد که نگاه شهوانی نداشته باشد. اما اگر میدانست در صورت نگاهکردن تحریک میشود، حلال نیست.
• مسئله دوم: نگاهِ شهوانی
امام محمد نگاهِ شهوانی به زن را ناجایز میداند. البته این نظر تمام علمای مسلمان از زمان پیامبر تاکنون است.
• مسئله سوم: ضرورت
امام محمد میگوید: اگر چهرهٔ زن بهمنظور ادای شهادت، نکاح و یا تأیید اقرار دیده شود – حتا اگر نگاهِ شهوانی هم باشد- اشکالی ندارد. چون اصل هدف نگاه شهوانی نه؛ بلکه نیازمندی است.
امام سرخسی دلیل این استثنا را «ضرورت» میخواند. او میگوید: در این مسائل، نگاه کردن ضروری است و ضروتها را محظورت را مباح میکند.
• مسئله چهارم: مصافحه
امام محمد میگوید: لمس دست و روی زنِ بیگانه در صورتیکه جوان باشد، جواز ندارد. اما اگر کهنسال باشد، دستپرسی و لمس دست او اشکالی ندارد.
امام سرخسی میگوید: «از پیامبر روایت شده که با زنان پیر در هنگام بیعت دست میداد؛ اما با زنان جوان دست نمیداد.» او همچنان روایت میکند که حضرت ابوبکر نیز در هنگام خلافت خود به زنان کهنسال دست میداد.
امام محمد میگوید: اگر زنی لباس مناسب پوشیده باشد، نگاه کردن به لباس و قامت او اشکال ندارد. اما اگر لباس نازک باشد و بدنِ زن نمایان گردد، باید نگاه خود را دور کند.
(مراجعه شود: امام محمد، الأصل، ج. ۲، ص. ۲۳۵ و ۲۳۶، طبع: وزارت اوقاف قطر و المبسوط امام سرخسی، کتاب الإستحسان)
• ۲- امام ابومنصور ماتریدی (وفات ۳۳۳)
امام ابو منصور ماتریدی، فقیه حنفی و بنیانگذار مذهب کلامی ماتریدی در تفسیر آیت ۳۱ سورهٔ نور نظریات مختلف را در این مورد روایت میکند و سرانجام این نظر را که چهرهٔ زن عورت نیست، تأیید میکند. او برای تأیید این نظر به برخی روایات استدلال میکند و میگوید: «آنچه که دلالت میکند، زن حق دارد چهرهٔ خود را نپوشاند و مرد نیز نباید -مگر در صورت نیاز- قصدا بهسوی زن نگاه کند، این فرمودهٔ پیامبر صلیالله علیه و سلم برای علی رضی الله عنه است: «نگاه اول برای تو مجاز است اما نگاه دوم نه»… زیرا گویا بار دوم به خاطر شهوتی که در دل او بهوجود آمده، نگاه نموده است.»
او در پایان نظر خود را مینویسد: « باور داریم -والله اعلم- در صورتی که در خاطر مرد شهوت نگذرد، نگاه کردن به چهرهٔ زن حرام نیست.
اما اگر احساس شهوت کرد و این کار او منجر به امور ناپسند میگردید، نگاه کردن ممنوع است. اما با این هم، اگر قصد شناخت و نکاح با او را داشته باشد، اشکالی ندارد؛ زیر در این مورد [دیدن زن برای خواستگاری] پیامبر صلیالله علیه و سلم اجازه داده است….»
«برای دختر جوان بهتر و نیکوتر است که چهره و دستهای خود را از نگاه مردان بپوشاند؛ نه به این خاطر که این کار [باز بودن چهره و دستان] حرام است و او گناهکار میشود، بلکه بهخاطر اینکه احتمال نگاهِ شهوانی و وقوع فتنه برای او وجود دارد…»
۲- امام ابن جریر طبری (وفات ۳۱۰)
امام ابن جریر طبری از مفسران برجسته و فقهیان مطرح در تفسیر آیت ۳۱ سورهٔ نور بهتفصیل نظر مفسران صحابه، تابعین و تبع تابعین و … را نقل میکند و سپس به عنوان نتیجهگیری مینویسد: صحیحترین اقوال، نظر کسانی است که میگویند: منظور از «الا ما ظهر منها» چهره و دستهاست. در این استثتاء ، سورمه، انگشتر، دستبند و خینه نیز شامل میشود. برای این، این نظر را در تأویل آیت ترجیح دادیم که همه (علما) اجماع دارند، فرض است هر نماز گزار عورت خود را در نماز بپوشاند و زن میتواند در نماز چهره و دستهای خود را نپوشاند؛ اما باقی بدن خود را فرض است بپوشاند. در این مورد استثنایی نیز وجود دارد و آن این است که پیامبر صلیالله علیه و سلم برای زن اجازه داده تا نیم بازوی خود را آشکار نماید. در صورتی که تمام علما در این مورد اتفاق نظر دارند؛ معلوم میشود که زن میتواند قسمتهای از بدن خود را که شامل عورت نیست، آشکار نماید. مردان نیز چنین حقی دارند؛ زیرا آن قسمتهای بدن که شامل عورت نیست؛ آشکار نمودن آن حرام نیست. در صورتیکه زن حق آشکار نمودن این قسمتها را دارد؛ مشخص است که این قسمتها شامل استثنای مذکور در آیت است؛ زیرا تمام این قسمتها از بدن زن آشکار میگردد.» (مراجعه شود: جامع البیان، امام طبری)
۳- امام قرطبی (وفات ۶۷۱)
امام قرطبی از مفسران مشهور در تفسیر این آیت پس از بیان نظریات مختلف مینویسد:« از آنجا که چهره و دستها بهطور غالب و طبق عادت و در هنگام عبادت مانند نماز و حج آشکار میگردد؛ پس مناسب است استثناء شامل این قسمتها شود. این حدیث به این گفته دلالت میکند. ابو داود از عایشه رضیالله عنها روایت نموده: اسماء بنت ابوبکر نزد پیامبر آمد که لباس نازک به تن داشت. پیامبر از او روی گردانید و برایش گفت: «ای اسماء هنگامیکه زن به سن حیض [عادت ماهوار] رسید؛ مناسب نیست مگر این قسمتهای [بدن] او دیده شود» پیامبر به چهره و دستان خود اشاره کرد. از لحاظ احتیاط این دیدگاه قوی است و برای رعایت فساد مردم، زن تنها میتواند چهره و دستهای خود را آشکار نماید.» (مراجعه شود: تفسیر قرطبی، امام قرطبی)
۴- طاهر ابن عاشور (وفات ۱۹۷۳ م.)
طاهر ابن عاشور از علمای معاصر نیز دیدگاههای علمای پیشین را در تفسیر آیت ۳۱ سورهٔ نور ذکر میکند و سپس میگوید: «منظور از «ما ظهر منها» چهره، دستها و قدمهاست.» او میافزاید:«جمع از مفسرین «زینت» را به تمام بدن و « ما ظهر منها» را به چهره، دستان و -گفته میشود- پاها و موی تفسیر نمودهاند.» (مراجعه شود: التحریر و التنویر، طاهر ابن عاشور)