در بحبوحه زمانی از احمدشاه مسعود، فرمانده نامدار افغانستان سخن میگوییم که بیستوپنج سال پیش، در حملهای انتحاری توسط دو فرد منسوب به القاعده در خواجه بهاءالدین ولایت تخار ترور شد. امروز، پس از بیستوپنج سال، هنوز پیرامون شخصیت و ویژگیهای او مینویسیم و میپالیم که چه در فرمانده مسعود بود که در بسیاری دیگر نبود و چه چیزی از او به عنوان یک میراث فکری و انسانی برای نسلهای پس از او باقی مانده است.
یکی از برجسته ترین ویژگیهای احمدشاه مسعود، صداقت در آرمان و هدف بود. او به آنچه باور داشت، متعهد میماند و میان باور و عملش فاصلهای نمیگذاشت. آرمان برای او تنها مجموعهای از شعارهای سیاسی میانتهی نبود، بلکه چیزی بود که حاضر بود برای تحقق آن هزینه بدهد و دشواریهای راه مبارزه را تحمل کند. فرمانده مسعود از آن دسته شخصیتهایی سیاسی و نظامی نبود که در بزنگاههای دشوار، موضع خود را صرفاً بر اساس مصلحتهای زودگذر تغییر دهد. آنچه او را برای هوادارانش به شخصیتی ماندگار تبدیل کرده است، همین پیوند میان باور و عمل بود، یعنی آنچه میگفت، در زندگی و مبارزهاش نیز بازتاب مییافت.
البته صداقت در آرمان به معنای مصون بودن از خطا نیست. فرمانده مسعود نیز مانند هر شخصیت تاریخی دیگری، تصمیمهای درست و نادرست، کامیابیها و ناکامیهایی داشته است که تعدادی پیرامون به آن امروز داوری میکنند. اما آنچه در بررسی شخصیت او اهمیت دارد، این است که میان آنچه میاندیشید و آنچه برایش مبارزه میکرد، یک پیوند جدی وجود داشت. شاید همین ویژگی سبب شده است که پس از بیستوپنج سال، هنوز پرسش از شخصیت او پایان نیافته باشد و همچنان این پرسش مطرح شود که چه چیزی در مسعود بود که در بسیاری از یاران و معاصرانش کمتر دیده میشد.
شهامت و پایمردی نیز از ویژگیهای برجسته شخصیت احمدشاه مسعود بود. شهامت او تنها به حضور در میدان جنگ و رویارویی با دشمن خلاصه نمیشد شهامت اصلی او را باید در پایمردی و ایستادگی در شرایط دشوار جستوجو کرد. افغانستان برای چند دهه میدان جنگهای فرسایشی، تغییر ائتلافها و فروپاشیهای دامنهدار سیاسی بود و در چنین فضایی، ماندن بر سر یک موضع و تحمل پیامدهای آن، خود نوعی شجاعت سیاسی و اخلاقی بود که فرمانده مسعود بر آن وفادار ماند.
او در برابر شکستهای نظامی و فشارهای سیاسی، به آسانی میدان را ترک نمیکرد. بخش مهمی از تصویری که از او در حافظه جمعی باقی مانده، همین روحیه ایستادگی است شخصیتی که در دشوارترین لحظات تلاش میکرد روحیه نیروهای خود را حفظ کند و شکست را پایان راه نداند و از عقب نشینیهای تاکتیکی بیشترین بهره را ببرد و نیروهای تحت امرش را دوباره سازماندهی کند.
در یکی از نوارهای تصویری که از او بهجا مانده و گمان میکنم محل ضبط آن جبلالسراج پروان باشد، فرمانده مسعود خطاب به فرماندهان جهادی و نیروهای مقاومت، از رنج مردم و وضعیت جنگ سخن میگوید. از شکست و عقب نشینی، نوعی احساس مسئولیت در برابر مردم و سرزمین میگوید: اولا ما و شما که در پایان و بالا پیش طفل و زن میگردیم، به کدام چشم دیگه همی مردم بگوید شما کل تان جور سلاح تان در دست تان چه گپ است که وطن را از دست تان گرفته است. این سخنان نشان میدهد که جنگ، دست کم در تلقی و روایت فرمانده مسعود، صرفاً یک رقابت نظامی نبود بلکه آن را بخشی از مسئولیتی بزرگتر در برابر مردم و آزادی وطن میدانست.
شهامت، در شخصیت مسعود، با پایمردی معنا پیدا میکند یعنی توانایی ادامه دادن هنگامی که پیروزی آسان و نزدیک نیست. از همینرو، اگر بخواهیم یکی از عناصر اصلی منظومه فکری مسعود را جستوجو کنیم، باید به همین ترکیب شهامت و استقامت توجه کنیم.
در کنار این ویژگیها، مسعود را باید شخصیتی جوانمرد، بخشنده و عیار نیز دانست. هنگامی که از جوانمردی احمدشاه مسعود یاد میکنیم، مجموعهای از کلیپها و نوارهای تصویری به یادمان میآید که از او بهجا مانده است، به ویژه نحوه برخورد او با اسرای جنگی و مخالفانی که در اسارت نیروهایش قرار میگرفتند. در این تصاویر، نوع برخورد او با اسیر و توجه به کرامت انسانی او، برای بسیاری قابل تأمل است. فارغ از اینکه درباره همه ابعاد جنگهای آن دوره چه قضاوتی داشته باشیم، این بخش از شخصیت او را نیز نمیتوان نادیده گرفت که او در کارنامه خود ساخته است
از رحمت الله بیگانه، روزنامهنگار کشور روایت است که در بحبوحه جنگهای کابل، از کابل به پنجشیر سفر کردم و آمرصاحب از من پرسید: در کابل چه خبر بود؟ در پاسخ به این پرسش گفتم: حکمتیار راکت میزد. آمرصاحب در پاسخ به من گفت حکمتیار بزرگتر است، بگویید حکمتیار صاحب.
فرمانده مسعود در کنار این ویژگیها، خود را مسلمانی معتدل معرفی میکرد. باری در یکی از مصاحبههای خود، هنگامی که خبرنگاری از او میپرسد که آیا شما یک افراطی هستید، با تبسم پاسخ میدهد :در این هیچ شکی نیست که من یک مسلمان هستم، مسلمان بودم و مسلمان میمانم مگر باید یک چیز را یادآوری کنم که دین اسلام با هرگونه افراط و تفریط در تضاد است، دین اسلام دین معتدل است و راه میانه و الحمدالله من هم یک مسلمان معتدل هستم. این سخن بیانگر نوعی تلقی، مداراگرایانه و فهم متعالی او از آموزههای دین را نشان میدهد.
عبدالحی خراسانی، از یاران احمدشاه مسعود، در یادداشتی درباره ویژگیهای شخصیتی احمدشاه مسعود، او را در حوزه سیاسی و اجتماعی یک مسلمان متسامح و متواضع توصیف کرده و این روش او را نوعی مشی سکولار برآمده از فرهنگ فاخر و سپهر درخشان ایرانشهر تمدنی دانسته است.
در کنار این احمدشاه مسعود شخصیتی دو وجهی بود هم اهل رزم بود و هم اهل بزم. در کنار جنگ و فرماندهی نظامی، به شعر و ادبیات علاقه فراوان داشت و از برگزاری محافل شعری استقبال میکرد. از محمدحسین جعفریان، روزنامهنگار ایرانی، روایت شده است که در بحبوحه جنگ در ولایت تخار، فرمانده مسعود از او درباره شعر کلاسیک و شعر سپید میپرسید. مولانا فرید قربان به فرمانده مسعود گفت: آمرصاحب، حالا وقت عملیات است، نه ادبیات. فرمانده مسعود در پاسخ گفت: ای ساده، همین عملیات برای ادبیات است. او جنگ را صرفاً در معنای نظامی آن نمیدید مبارزه برای او با هویت، فرهنگ و سرزمین نیز پیوند داشت. از همین منظر میتوان فهمید که چرا در کنار عملیات نظامی، به شعر و ادبیات نیز توجه نشان میداد. برای او، دفاع از یک سرزمین تنها دفاع از جغرافیا نبود بلکه دفاع از یک جهان فرهنگی و تاریخی نیز به شمار میرفت.
دکتر ملک ستیز، نویسنده و پژوهشگر در گفتوگوی با افغانستان اینترنشنال، پنج ویژگی برای احمدشاه مسعود برمیشمارد. او فرمانده مسعود را یک هنرمند جنگ میداند که جنگ را با ویژگیهایش میشناخت و شگردهای متفاوتی در آن به کار میگرفت. او همچنین مسعود را استراتژیستی میداند که جغرافیا را به درستی میشناخت، هدف را به درستی تشخیص میداد و راه رسیدن به هدف را طراحی میکرد. به باور او، مسعود شخصیتی کاریزماتیک نیز بود که میتوانست توجه دیگران را به خود جلب کند و میدانست چگونه رفتار و حضور خود را در برابر دیگران نشان دهد. از سوی دیگر، ملک ستیز بر نگاه مسعود به حاکمیت قانون، دولت و حقوق بشر تأکید میکند و او را فردی دیندار اما غیرتندرو میداند که برای زنان نیز حرمت قائل بود. با این همه او در نهایت یک ضعف مهم را نیز در شخصیت سیاسی مسعود برجسته میکند اینکه مسعود سیاستمدار موفقی نبود و نتوانست جانشین مناسبی از خود به یادگار بگذارد تا این مکتب بتواند پس از او به همان استواری ادامه پیدا کند که این قلم با این برداشت همدلی دارد که پس از ترور احمدشاه مسعود، راه را که او ترسیم کرده بود با موفقیت پیگیری نشد و امروز نیز در میان یاران احمدشاه مسعود در امر مبارزه علیه طالبان صف واحد و اتحاد وجود ندارد.
شاید ماندگارترین پرسش درباره مسعود همین باشد که چه چیزی در او بود که پس از بیستوپنج سال هنوز ما را وامیدارد درباره او بنویسیم، نقدش کنیم، از او بیاموزیم و حتی با او مخالفت کنیم؟ پاسخ شاید در یک ویژگی واحد نهفته نباشد بلکه در شخصیت چند بعدی و ترکیبی از فرهنگ دوستی، مردم دوستی و شجاعت، آرمان و عمل، عیاری و مدارا، و شمشیر و شعر باشد.