بیستوپنج سال از ترور احمدشاه مسعود گذشته است؛ بیستوپنج سال از روزی که دو مهاجم وابسته به القاعده، با پوشش خبرنگار، خود را به او رساندند و در نهم سپتامبر ۲۰۰۱ او را در خواجهبهاالدین تخار ترور کردند؛ تنها دو روز پیش از حملات یازدهم سپتامبر. با این حال، سالگرد امسال در مقایسه با برخی سالهای گذشته، بهویژه سال ۲۰۲۱، بازتاب گستردهای در رسانههای بزرگ منطقه نداشته است. البته این به معنای فراموش شدن مسعود نیست. حتی در همین روزها رسانههایی در هند، افغانستان و میان مهاجران افغانستان مطالب و برنامههایی درباره او منتشر کردهاند. پرسش اصلی بنابراین این نیست که چرا «دیگر کسی از مسعود نمیگوید»، بلکه این است که چرا جایگاه او در دستور کار رسانهای منطقه تغییر کرده و چرا نام او دیگر مانند گذشته در مرکز توجه رسانههای منطقهای قرار نمیگیرد.
برای فهم این تغییر، باید سال ۲۰۲۱ را به یاد آورد. آن سال احمدشاه مسعود بار دیگر از یک شخصیت تاریخی به یک موضوع روز تبدیل شد. خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، سقوط کابل، بازگشت طالبان به قدرت و شکلگیری مقاومت در پنجشیر باعث شد نام مسعود دوباره در رسانههای جهان و منطقه برجسته شود. در آن مقطع، پسر او، احمد مسعود، در برابر طالبان ایستاد و همین مسئله سبب شد رسانهها دوباره به پدر او بازگردند؛ از «شیر پنجشیر» سخن بگویند، تاریخ مقاومت او در برابر طالبان را مرور کنند و درباره این پرسش بنویسند که آیا مقاومت تازه پنجشیر میتواند ادامه راه مسعود باشد یا نه. در واقع، سال ۲۰۲۱ برای رسانهها فقط سال یادبود مسعود نبود؛ سالی بود که تحولات سیاسی افغانستان به شکلی مستقیم، نام او را دوباره وارد اخبار روز کرده بود.
اما امروز وضعیت متفاوت است. افغانستان از نگاه رسانههای منطقه دیگر در وضعیت شوک سیاسی سال ۲۰۲۱ قرار ندارد. طالبان چند سال است که بر کابل مسلطاند و مسئله افغانستان برای کشورهای منطقه بیشتر به یک پرونده دائمی و پیچیده تبدیل شده است؛ پروندهای که موضوعاتی مانند روابط طالبان با پاکستان، امنیت مرزها، داعش خراسان، مهاجرت، تجارت، آب، روابط با ایران و آسیای مرکزی، حقوق زنان و تعاملات اقتصادی را دربرمیگیرد. در چنین فضای رسانهای، چهرههای تاریخی معمولاً زمانی دوباره به مرکز توجه بازمیگردند که با یک تحول سیاسی تازه پیوند بخورند. مسعود امروز بیش از آنکه یک «خبر روز» باشد، یک «موضوع تاریخی» است و همین تغییر، میزان حضور او را در رسانههای خبری کاهش داده است.
از سوی دیگر، یک تفاوت مهم میان امروز و سالهای پیش از بازگشت طالبان وجود دارد. در دوران جمهوری، بزرگداشت سالگرد مسعود بخشی از ساختار رسمی افغانستان بود. نهم سپتامبر و هفته شهید در فضای سیاسی و رسمی کشور جایگاه مشخصی داشت و نهادهای دولتی، سیاسی و امنیتی در آن نقش داشتند. امروز چنین ساختار رسمیای دیگر در کابل وجود ندارد. با این حال، این خلأ به معنای پایان یاد مسعود نیست؛ بلکه باعث شده یادبود او بیشتر به فضای جامعه، رسانههای مخالف طالبان، شبکههای مهاجران و گروههای سیاسی بیرون از افغانستان منتقل شود. تعطیلی سفارت جمهوری اسلامی افغانستان در کانادا در نهم سپتامبر امسال به مناسبت بیستوپنجمین سالگرد شهادت مسعود و هفته شهید، نمونهای از ادامه همین حافظه رسمی در میان نمایندگیهای باقیمانده جمهوری پیشین است.
نکته دیگری که نباید از نظر دور داشت، تغییر نگاه رسانههای منطقه به خود مفهوم «مقاومت» است. در سالهای گذشته، بسیاری از رسانهها مسعود را در چارچوب مقاومت در برابر شوروی و سپس طالبان معرفی میکردند. امروز اما افغانستان وارد مرحله دیگری شده است؛ طالبان دیگر یک نیروی شورشی نیستند، بلکه قدرت حاکم بر کابلاند و بخش قابل توجهی از کشورهای منطقه، با وجود اختلافهای جدی با آنان، به نوعی با حکومت طالبان تعامل دارند. در چنین شرایطی، پرداختن گسترده به شخصیتی که نامش با مقاومت مسلحانه علیه طالبان گره خورده است، برای برخی رسانههای منطقهای حساسیت سیاسی بیشتری پیدا میکند. این موضوع بهخصوص درباره رسانههایی صدق میکند که روابط کشورهایشان با حکومت طالبان برایشان اهمیت عملی و دیپلماتیک دارد. بنابراین کاهش حضور مسعود در برخی رسانهها را نمیتوان صرفاً به کم شدن علاقه تاریخی نسبت به او نسبت داد؛ بخشی از آن محصول تغییر معادلات سیاسی امروز افغانستان است.
با این همه، اتفاق مهمتری در حال رخ دادن است: مسعود از سطح «خبر» به سطح «حافظه تاریخی» منتقل شده است. این انتقال در ظاهر ممکن است به معنای کاهش توجه باشد، اما الزاماً چنین نیست.
شخصیتی که هر سال فقط به مناسبت سالگردش در رسانهها ظاهر شود، ممکن است همچنان یک شخصیت خبری باشد؛ اما شخصیتی که دربارهاش کتاب نوشته میشود، خاطرات منتشر میشود، پژوهش انجام میگیرد، مستند ساخته میشود و نسلهای تازه درباره میراث سیاسی و فکری او بحث میکنند، وارد مرحله دیگری از حیات تاریخی خود شده است. امروز نیز همزمان با بیستوپنجمین سالگرد، در رسانهها و محافل مختلف مطالب تازهای درباره زندگی، شیوه رهبری و میراث مسعود منتشر شده است. حتی رسانههایی که مستقیماً در فضای سیاسی افغانستان فعالیت نمیکنند، همچنان او را بهعنوان یکی از چهرههای مهم تاریخ معاصر افغانستان بررسی میکنند.
شاید مهمترین دلیل ماندگاری مسعود نیز همین باشد که او صرفاً یک فرمانده نظامی باقی نمانده است. موافقانش او را نماد مقاومت، استقلال و ایستادگی در برابر افراطگرایی میدانند و مخالفانش نیز نمیتوانند نقش او را در تاریخ جنگهای افغانستان نادیده بگیرند. در میان نسل جدید، بحث درباره مسعود دیگر فقط بحث درباره یک فرمانده جنگی دهههای گذشته نیست؛ بحث درباره نوعی نگاه به افغانستان، رابطه قدرت و جامعه، مفهوم مقاومت و حتی پرسش درباره آینده سیاسی کشور است. به همین دلیل است که امروز نیز در آستانه بیستوپنجمین سالگرد، نوشتههایی درباره «میراث» مسعود منتشر میشود، نه فقط درباره لحظه ترور او. این تغییر واژه از «زندگی و مرگ» به «میراث و اندیشه» خود نشانهای از تغییر جایگاه او در حافظه تاریخی افغانستان است.
در این میان، یک نکته دیگر نیز قابل تأمل است. هرچه فاصله زمانی از ترور مسعود بیشتر میشود، روایتهای مربوط به او نیز بیشتر از میدان سیاست روز فاصله میگیرند و وارد میدان تاریخ میشوند. بیستوپنج سال فاصله، فرصت مناسبی برای بازخوانی مسعود بدون هیجانهای مقطعی فراهم کرده است. نسلهایی که هنگام ترور او کودک بودند یا هنوز به دنیا نیامده بودند، امروز درباره او میخوانند و قضاوت میکنند. این نسل الزاماً با تمام روایتهای هواداران یا مخالفان مسعود موافق نیست؛ اما همین که هنوز درباره او پرسش میکند، نشان میدهد که مسئله مسعود پایان نیافته است. تاریخ معمولاً شخصیتهایی را فراموش میکند که پس از مرگشان دیگر پرسشی درباره آنان باقی نمانده باشد؛ مسعود هنوز پرسشهای فراوانی ایجاد میکند.
بنابراین، اگر امسال در برخی رسانههای بزرگ منطقه نام احمدشاه مسعود کمتر از سالهای گذشته دیده میشود، نباید فوراً آن را نشانه کاهش اهمیت تاریخی او دانست. رسانهها تابع منطق خبرند و خبر نیز تابع بحران، سیاست و حادثه است. در سال ۲۰۲۱، بازگشت طالبان و مقاومت پنجشیر مسعود را دوباره به یک موضوع روز تبدیل کرد؛ امروز اما او بیشتر در جایگاه یک شخصیت تاریخی، یک نماد سیاسی و موضوعی برای بازخوانی تاریخ افغانستان قرار دارد. همزمان، بخشهایی از جامعه افغانستان و مهاجران همچنان سالگرد او را گرامی میدارند و درباره میراثش مینویسند؛ حتی در رسانههای خارج از افغانستان نیز نام او هنوز در تحلیلهای تاریخی و سیاسی ظاهر میشود.
مسعود را شاید بتوان امروز بهتر از گذشته فهمید، نه به این دلیل که همه اختلافها درباره او پایان یافته، بلکه به این دلیل که فاصله زمانی امکان نگاه آرامتر و تاریخیتر را فراهم کرده است. بیستوپنج سال پس از ترور، مسئله دیگر فقط این نیست که چه کسی او را کشت یا چرا کشته شد؛ مسئله مهمتر این است که چرا نام او، با وجود تغییر حکومتها، نسلها و روایتهای سیاسی، هنوز در حافظه افغانستان باقی مانده است. پاسخ را شاید باید در فراتر از میدان جنگ جستوجو کرد؛ در تصویری که مسعود از مقاومت، رهبری، استقلال و آینده افغانستان در ذهن بخشی از جامعه برجای گذاشت.
از این منظر، کاهش حضور مسعود در تیترهای رسانهای الزاماً به معنای کمرنگ شدن او نیست. شاید برعکس، نشانه آن باشد که مسعود از مرحله «خبر» عبور کرده و وارد مرحله «تاریخ» شده است؛ تاریخی که هنوز درباره آن اختلاف وجود دارد، هنوز نیازمند نقد و بازخوانی است و هنوز نمیتوان به آسانی از کنار آن گذشت. مسعود شاید امروز کمتر از گذشته خبر باشد، اما همچنان بیش از یک خبر، یک مسئله تاریخی افغانستان است.