آن غروب، روشنایی آفتاب به شب سیاه مبدل شد؛ شبی که اکنون پنج سال از آغاز آن میگذرد و هنوز خورشیدِ انسانیت، معرفت و اسلامیتِ واقعی از پشت سایههای جهل و افراطگرایی در سرزمین افغانستان طلوع نکرده است.
۱۵ آگست، روزی بود که آفتاب در منجلاب افراطگرایی، در دامنههای جهل و استبداد، غروب کرد؛ و با آن غروب، گویی چراغ امید، آزادی، دانش و کرامت انسانی نیز در افغانستان کمفروغ شد.
طلوع آفتاب آن روز، به جای آنکه نویدبخش آرامش و زندگی باشد، اشعهای سوزان داشت؛ اشعهای که بسیاری از داشتههای معنوی و مادی این سرزمین را در آتش خود گرفت و بالوپر امید میلیونها انسان را شکست.
پس از ۲۴ اسد ۱۴۰۰، افغانستان روزهای دشوارتری را تجربه کرد. از زلزلهزدگان هرات گرفته تا قربانیان زمینلرزه در خوست، پکتیکا و مناطق شرقی کشور؛ صدها انسان جان باختند، هزاران خانواده داغدار شدند و خانههای بسیاری ویران گردید.
از سیلابهای ویرانگر پروان گرفته تا سیلابهای بغلان، مردم افغانستان شاهد چنین حوادث طبیعی دردناکی قبل از ۲۴ اسد ۱۴۰۰ بنودند ..که زندگی هزاران خانواده را تحت تأثیر قرار داد. در کنار این حوادث، فقر، بیکاری و بحران اقتصادی نیز بر رنج مردم افغانستان افزوده شد.
بعد از ۲۴ اسد ۱۴۰۰ محکمه صحرایی و هزار ها قضیهای ، قتل، کشتار های دسته جمعی ، کوچ های اجباری ، غضب فرهنگ ها و عنعه نان مختلف جامعه وبه زندان کشانیدن هزار ها نظامیان طبقه ای خاص به وقوع پیوست..
در چنین شرایطی، میلیونها شهروند افغانستان برای نجات جان خود، یافتن امنیت و بهدست آوردن لقمهای نان، ناچار شدند سرزمین آبایی خود را ترک کنند و در گوشهوکنار جهان آواره و سرگردان شوند؛ مهاجرتی که برای بسیاری هنوز هم پایان نیافته است.
در تاریخ جهان و حتی در تاریخ معاصر افغانستان، کمتر صحنهای را میتوان یافت که جوانان یک کشور برای یافتن لقمهای نان، و زنده ماندن فامیل خود از بیابانها و مسیرهای خطرناک عبور کنند و بدترین صحنهای تاریخی آن قضیهای است که جوانان آن سرزمین در ریگزارها ودشت های سوزان تصویری از جان کندن خود را به نمایش بگذارند؛ در حالی که حاکمان آن کشور خود را مدعی رهبری دینی و «امیرالمؤمنین» میدانند.
اما یکی از تلخترین فصلهای این دوران، محرومیت دختران و زنان از آموزش و تحصیل است؛ در حالی که نخستین واژهای که در آغاز وحی بر پیامبر اسلام نازل شد، «اقرأ»؛ یعنی «بخوان» بود.
چگونه میتوان با نام اسلام، راه دانش را بر نیمی از جامعه بست، در حالی که اسلام، انسان را به خواندن، آموختن، اندیشیدن و شناختن دعوت کرده است؟
امروز، یادآوری این روز تنها یادآوری یک تاریخ نیست؛ یادآوری رنج مردمی است که سالهاست میان جنگ، فقر، مهاجرت، زلزله، سیلاب، محرومیت و بیافقی گرفتار ماندهاند.
افغانستان روزی دوباره به روشنایی خواهد رسید؛ روزی که علم بر جهل، انسانیت بر خشونت و امید بر ناامیدی غلبه کند.
امید که آن روز، خورشیدِ آزادی، معرفت و انسانیت دوباره بر فراز افغانستان طلوع کند.