دکتر محییالدین مهدی، نویسنده، پژوهشگر و عضو پیشین پارلمان افغانستان، با استناد به دهها منبع تاریخی و ادبی، میگوید دولت احمدشاه درانی و جانشینان او در اسناد و آثار همعصرشان «خراسان» نامیده میشد و پادشاهان سدوزایی نیز خود را فرمانروای خراسان میخواندند.
او در یادداشتی مفصل نوشته است که وجود تاریخی خراسان نیازی به اثبات ندارد و شواهد آن از قرنها پیش در منابع تاریخی و حتی سکههای باستانی دیده میشود. به گفته او، یکی از نمونههای روشن، سکهای از دوره یفتلیها در قرن پنجم میلادی است که بر آن عبارت «خوراسان خوتای» به معنای «شاه خراسان» نقش بسته است.
مهدی سپس به نوشتههای مرحوم میرمحمد صدیق فرهنگ اشاره میکند که دولت بنیانگذاریشده توسط احمدشاه درانی را در زمان خود «خراسان» خوانده است. به باور او، این موضوع نه تنها در آثار مورخان، بلکه در شعرها، اسناد درباری و نوشتههای رسمی دوره سدوزایی نیز بهروشنی دیده میشود.
او برای اثبات این ادعا، نمونههای متعددی از عصر احمدشاه درانی ارائه میکند. از جمله، میرزا عبدالهادی عشرت، منشی دربار احمدشاه، در قصیدهای او را «شه توران و هند و خراسان» میخواند.
مهدی همچنین به «شاهنامه احمدیه» اثر نظامالدین عشرت سیالکوتی اشاره میکند و مینویسد که در این اثر نام «خراسان» بارها تکرار شده است. به گفته او، شاعر هنگام روایت لشکرکشیهای احمدشاه به هند مینویسد: «به هند از خراسان رسیده دلیر» و حتی هنگام بازگشت احمدشاه از مشهد به قندهار نیز میگوید: «ز ایران به ملک خراسان رسید.»
به گفته این پژوهشگر، عبداللهخان دیوانبیگی نیز قندهار جدید را «جمال ملک خراسان» توصیف کرده و میرزا محمدجعفر راهب توسی، در تکمله «نادرنامه»، احمدشاه را «خداوند دولت بر ایرانیان» معرفی میکند.
مهدی همچنین به روایت مفتی علیالدین لاهوری اشاره میکند که از قول صابرشاه کابلی، احمدشاه را «پادشاه ولایت خراسان» خوانده است.
او در ادامه، اسناد مربوط به دوره تیمورشاه را نیز شاهد دیگری بر این ادعا میداند. به نوشته او، عطامحمدخان شکارپوری در کتاب «تازه نوای معارک» از «سریر سلطنت خراسان» سخن گفته و شهاب ترشیزی نیز در قصیدهای درباره مسجدی که در هرات ساخته شد، از هرات به عنوان بخشی از «ملک خراسان» یاد کرده است.
مهدی سپس به دوره شاه شجاع میپردازد و میگوید خود شاه شجاع در مقدمه کتاب «واقعات شاه شجاع» خطاب به «مورخان خراسان» نوشته و وقایع سلطنت خود را برای ثبت در تاریخ خراسان شرح داده است. همچنین در بخش دیگری از این کتاب، هنگام سخن از بازپسگیری قندهار و کابل، از این سرزمینها با عنوان «ممالک خراسان» یاد شده است.
این پژوهشگر نتیجه میگیرد که در دوره سدوزایی، هم در مکاتبات رسمی و هم در آثار ادبی و تاریخی، قلمرو حکومت احمدشاه درانی و جانشینانش «خراسان» نامیده میشد و کاربرد این نام در منابع همعصر، گسترده و مستند است.
اظهارات محییالدین مهدی در حالی مطرح میشود که در سالهای اخیر، بحث بر سر نام تاریخی «خراسان» و نسبت آن با افغانستان امروزی، بار دیگر به یکی از موضوعات مورد مناقشه در میان پژوهشگران، فعالان فرهنگی و کاربران شبکههای اجتماعی تبدیل شده است. در حالی که شماری از پژوهشگران بر اساس منابع تاریخی از کاربرد گسترده نام «خراسان» برای بخش بزرگی از این جغرافیا سخن میگویند، گروهی دیگر تأکید دارند که نباید نامهای تاریخی را با مرزها و هویت سیاسی دولت-ملتهای امروز یکسان دانست و این دو موضوع نیازمند تفکیک تاریخی و حقوقی است.