حازم اسپندیار، پژوهشگر و نویسنده، در نقد دیدگاه دکتر محییالدین مهدی در باره هندی بودن قوم پشتون و هندوآریایی بودن زبان پشتو چنین نوشته است: جناب دکتر محیالدین مهدی در این یکی-دو روز گذشته در مورد منشأ قومی و زبانی افغانان اظهار نظر کردند. بدلیل این که این اظهار نظر مطابقت با دادههای علمی و زبانشناسیک ندارد؛ بهناچار باید دادههای علمی در این مورد را بیان کرد.
جناب دکتر مهدی کارنامۀ درخشان عملی و نظری دارد. بدون شک بر آنچه من میآورم واقف است. برداشت من این است که شدت اختلاف سیاسی ایشان با نخبگان افغان سبب چنین اظهار نظرهای تندی شده است.
1- افغان بروننام (اگزونیم) پشتون است. این بروننام توسط فارسیوانها به پشتونها اطلاق شده است. هندیها برای افغانان بروننام پتان و روهیله را داشتند. بناً هندیان اگر قرار میبود از افغانان نام ببرند، از بروننام خود شان یعنی پتان و مشتقات آن استفاده میکردند. احتمال اینکه آواگان مورد نظر مهیرا افغان باشد، ضعیف است و اگر هم باشد؛ جای شگفتی نیست. اینکه مهیرا گفته باشد آواگان قومی هندی است؛ درست نیست. مهیرا کتابی بنام بریهت سمهیتا در مورد نجوم دارد و در آن از سیارات و ستاره های که برسرزمین های مشخصی می تابد یا حکمرانی میکند صحبت کرده است. در این کتاب دو بار آواگان آمده است در جایی میگوید: “Ketu presides over mountains, fortified cities, the countries of the Pahlavas, Śvetas, Hūṇas, Cholas, Avagāṇas, Marus and Chinas
ترجمه: «کیتو (گره جنوبی ماه) بر کوهستانها، دژها، پهلوها (پهلویان/پارتها)، شوتهها، هونها، چولاها، آواگانها، مروها (بیابان مرو/مارو) و چینیان فرمانروایی یا تأثیر دارد.»
اگر دقت شود «گره جنوبی ماه» که اصطلاح نجومی هندی است تنها میتواند بر سرزمینها فرمانروایی کند یا اگر سادهتر بسازیمش؛ بتابد! در این متن آواگان واضحاً به معنی قوم بکار نرفته است و بیشتر بر سرزمین آواگان تأکید دارد و اگر هم آواگان را مثل پارتیان و هونها قوم بدانیم که میهیرا سرزمین شان را بنام شان یاد کرده، قطعا به قومیت و تبار آواگان که هندی است یا ایرانی اشارۀ ندارد و حتی پارتها و هون ها (ربطی به هون های اروپایی ندارد) که ایرانی تبار اند نیز در این متن وجود دارد. در مورد دوم که نیز در فصل جغرافیای نجومی (Nakṣatrakūrma) نام Avagāṇa بار دیگر آمده است میهیرا هیچ اشارۀ به قومیت و تبار آواگان ندارد: «… سند، نواحی شرقی رود سند، مادورا، بهارات، سوویرا، تریگرتا، پوروه، آمبشتا، یودهیا، سرسوتا، متسیا، و نیز اواگانهها و دیگر سرزمینها …» چنانکه دیده میشود در اینجا هم آواگانان به معنی سرزمین آواگانان بکار رفته است.
2- در این هیچ شکی نیست افغانان در سرزمین مرزی هند و ایران متوطن بودند و در نسبتهای جغرافیایی اکثرا وطن شان جزو سرزمینهای هند حساب شده است و این هیچ ربطی به تبار و زبانش ندارد. این علم زبانشناسی نوین و حتی پیشرفت های بیولوژی است که انسانها را قادر میسازد تا در مورد تبار مردمان اظهار نظر کنند. روایتهای افسانهای، شجرهنامهها و حتی گزارشهای تاریخی در مورد زبان و تبار تا پیش از وجود علم نوین دیگر قابل اتکا نیست. چهآنکه در زمان ورود اعراب به ایران زبان خوزی یک زبان ایرانی پنداشته میشد و حتی میان تورانیان(سکائیان) و ترکان تمایزی زبانی و تباری نبود و … بناً ارجاع به متون کلاسیک بیتوجه به علم نوین قابل قبول نیست.
3- در اوایل علم زبان شناسی بصورت شتابزده نظر هندی بودن زبان پشتو مطرح شد، اما؛ بزودی همه زبانشناسان دریافتند که پشتو زبانی ایرانی از گروه شرقی و زیرشاخه شمال شرقی زبان های ایرانی است. کسانی چون Harold Walter Bailey
Nicholas Sims-Williams
Émile Benveniste
Georg Morgenstierne
و دیگران همین نظر را دارند و مسأله ایرانی بودن زبان پشتو اثبات شده است. زبان پشتو بیشترین نزدیکی و خواهر خوانندگی را با زبان های میانه سغدی، خوارزمی، باختری و سکایی ختنی دارد و همچنان این زبان با گروه زبان های ایران شرفی نوی چون اُستی، اشکاشمی، شغنانی، یزغلامی و … دارد.
بجز اُستی دیگر همه زبان های میانه و نوی که نام بردم و تعداد شان خیلی بیشتر از این است، زبان مردمانی اند که اکنون به گویندگان آنان «تاجیک/فارسیوان) گفته میشوند و در گسترۀ آسیای مرکزی و افغانستان زندگی میکنند.
3- شواهد زبانشناسیک نشان میدهد که زبان پشتو و گویندگان اولیه آن در پیش از میلاد در آسیای مرکزی و در همسایگی سغدیان و سکائیان زندگی میکردند.
4- این که زبان های ایرانی باستان صامت های برگشتی(پندک) نداشتند، دلیلی نمیشود که زبان های ایرانی نو هم نداشته باشند. زبانها در مسیر تاریخ تطور خود از زبان های همسایه تأثیر میپذیرند.
چهآنکه سکایی ختنی از زبان های هندی بدلیل رواج دین بودایی تأثیر پذیرفته است و زبان اسیتی از زبان های قفقازی تأثیر گرفته و زبان پشتو نیز از زبان های هندی بخصوص از زبان هندکی تأثیر پذیرفته است و صامت های برگشتی را از آن وام گرفته است. زبان های نورستانی و واخی نیز چنین واج های را از هندی وام گرفتند این دلیلی بر هندی بودن این زبان ها نیست.
5- آنچه در ریگودا بنام Paktha/Paktya آمده بدلیل زبان شناسیک نمیتواند پیوندی با پشتون ها داشته باشد. همباخ بگونه واضح نشان داده که ابدال پکت و پکتی به پشتون در زبان پشتو امکان ندارد. همچنان دیگر زبان شناسان مثل مایرهوفر، اشمیت، Nicholas Sims-Williams، Georg Morgenstierne و دیگران در مورد نسبت پکت به پشتو تردید دارند و تأیید نمیکنند.
6- هاپلوگروهها متفاوت در ژن انسان نشانی از تفاوت میان انسانان نیست و تمام انسانهای کنونی نژاد واحدی دارند. هاپلوگروه، جهش ژنتیکی اند که تنها زندگی جمعی یک کتله انسانی را در برهۀ از تاریخ در یک سرزمین نشان میدهد. بنابر یافتههای باستانشناسی و مردم شناسی: مردمان Corded Ware culture (حدود ۲۹۰۰–۲۳۰۰ ق.م.) در اروپای شرقی اکثرا دارند هاپلوگروه R1a در کرموزم Y اند. در ادامه مردمان فرهنگ Sintashta culture (حدود ۲۱۰۰–۱۸۰۰ ق.م.) واقع در جنوب رشتهکوه اورال دارنده هاپلوگروه R1a-Z93 بودند. در ادامه مردمان فرهنگ Andronovo culture (حدود ۲۰۰۰–۹۰۰ ق.م.) واقع درقزاقستان تا جنوب سیبری و آسیای مرکزی دارنده هاپلوگروه R1a-Z93 بودند.
شواهد پیدا شده از فرهنگهای سینتاشتا و اندرونوو که شامل آیین قربانی، نشان های از ایزدان، ارابه و اسپ و … و در عین حال وجود وفور هاپلوگروه R1a-Z93 در میان هندوایرانیان کنونی سبب شده که تا دانشمندان مردم شناس و زبان شناس مردمان سینتاشتا و اندرونوو را مردمان نیا هندوایرانی بدانند. همه اینها را گفتم که تا نشان دهم که شاخه های زبانی و هاپلوگروهی میان هندیان و ایرانیان تفاوتی قایل نیست، بناً مرز میان هندی و ایرانی بسیار کمرنگ است و در افغانستان بیشترین وفور R1a-Z93 در میان نورستانیان، پشتونان و تاجیکان است، بناً میان این اقوام تمایز هاپلوگروهی قابل تشخیصی وجود ندارد.
7- وقتی از قوم گپ میزنیم شدیداً باید متوجه باشیم که هیچ حرف و نتیجه قطعی وجود ندارد و هیچ قوم خالص و یک دستی وجود ندارد، تنها یک قوم خالص در روی زمین وجود دارد و آن «انسان» است. تمام اقوام موجود در جهان بدون استثنا از ترکیب، آمیز و کنفدراسیون طوایف و مردمان گونانی شکل گرفتند که سیر تاریخی خاصی داشتند و وقتی بنابر شرایط زندگی، وضعیت سیاسی و اقتصادی و مهاجرت در کنار هم قرار گرفتند، قوم جدیدی را شکل دادند. بدون شک پشتونان کنونی از بومیان پیشاایرانی، هندکی ها، هندی، باختری، سیستانی و … شکل گرفتند، اما؛ هسته اولیه و آن عنصری که نام پشتو و زبان پشتون را بر دیگران تحمیل کرده از آسیای مرکزی آمده و همسایه و هم خانواده اجداد تاجیکان کنونی بوده است.
8- تاجیکان میتوانند با پشتونان در شیوه توزیع قدرت و نوع حاکمیت اختلاف، جدل و درگیری داشته باشند، اما؛ این اختلافات نباید به ساحت علم رخنه کند و علم را به بیراهه بکشاند.
9- در این برهۀ حساس تحصیل یافتگان و چیزفهمان پشتون باید از یکهتازی و ناسیونالیسم قومی کنارگیری کنند و نیک بدانند که زبان فارسی خواهر زبان پشتو است و فارسیوان برادر پشتون. البته که همین نسبت میان همه اقوام ساکن در افغانستان برقرار است، چون این بحث به این دو قوم پرداخته، با صراحت از آنان نام برده نیز شده است.
10- فکر میکنم به نکات اساسی اظهار نظرهای جناب دکتر مهدی که غنیمتی برای مردمان مان است، پرداخته ام. اگر چیز خلاف مزاج ایشان آوردم پوزش میخواهم.