یکی از نهادهای فرهنگی ارزشمندی که در سالهای اخیر در افغانستان پا گرفته و شایسته توجه و حمایت است، کانون فرهنگی بخارا است؛ نهادی که به همت دکتر احمد ذکی خاورنیا و جمعی از همکارانش تأسیس شده و فعالیت اصلی خود را بر تألیف، ترجمه، نشر و توزیع آثار علمی و دانشگاهی متمرکز کرده است.
هرچند در افغانستان مراکز فرهنگی و انتشاراتی متعددی در این حوزه فعالیت دارند، اما آنچه کانون بخارا را از دیگران متمایز میکند، صرفاً انتشار کتاب نیست؛ بلکه افقی است که این نهاد در پی آن است: احیای عقلانیت اسلامی. این هدف را میتوان از انتخاب نام «بخارا» گرفته تا محتوای کتابها و برنامههای فکری آن، بهروشنی مشاهده کرد.
چرا «بخارا»؟
بخارا در تاریخ تمدن اسلامی تنها یک شهر نبود؛ یکی از مهمترین کانونهای تولید اندیشه، فلسفه، فقه و کلام به شمار میرفت. بزرگانی چون ابوعلی سینا، ابومنصور ماتریدی، ابوحفص کبیر و ابوحفص صغیر و دهها فقیه، متکلم و اندیشمند دیگر در همین سرزمین پرورش یافتند. ظهور این شخصیتها اتفاقی نبود، بلکه محصول محیطی بود که دانش، گفتوگو و خردورزی در آن جایگاهی ممتاز داشت.
در باره محیط دانشپرور بخارا باید گفت که این خطه بهویژه در عصر سامانیان، از درخشانترین مراکز علمی مشرقزمین بود. ابنسینا که دوران کودکی خود را در واپسین سالهای حکومت سامانیان در این شهر سپری کرده، از بازار کتابفروشان بخارا با شگفتی یاد میکند؛ بازاری که نهتنها محل خرید و فروش کتاب، بلکه محل گردهمایی شاعران، فیلسوفان، پزشکان، منجمان و اهل دانش برای گفتوگو و مناظره بود.
ثعالبی نیز در یتیمةالدهر بخارا را «کعبه ملک، مجمع بزرگان روزگار و مطلع ستارگان ادب» میخواند و از زبان پدر ابوجعفر نقل میکند که هرگز پس از آن روزگار، مجلسی به عظمت و فرهیختگی محافل علمی بخارا ندیده است.
اگرچه پس از سقوط سامانیان، شکوه سیاسی بخارا رو به افول نهاد، اما این شهر همچنان یکی از مهمترین مراکز فقه و کلام حنفی باقی ماند؛ سنتی که به اعتدال، عقلانیت و میانهروی شهرت داشت.
با انتقال تدریجی مرجعیت مذهبی از بخارا به دیوبند، جریان حنفی نیز دچار دگرگونیهایی شد. از نگاه بسیاری از پژوهشگران، بخشی از این تحول با تأثیرپذیری از آموزههای اهل حدیث و برخی گرایشهای سلفی همراه بود و از سنت عقلانی و کلامی بخارا فاصله گرفت.
به گمان من، انتخاب نام «بخارا» برای این کانون، آگاهانه و معنادار است. این نام نشان میدهد که بنیانگذاران آن، از میراث فکری بخارا و جایگاه آن در تاریخ عقلانیت اسلامی الهام گرفتهاند و در پی احیای همان سنت اعتدال، خردورزی و گفتوگوی علمی هستند؛ تلاشی که در فضای فکری امروز افغانستان، بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.
این رویکرد تنها در نام کانون خلاصه نمیشود، بلکه در آثار منتشرشده آن نیز بهخوبی نمایان است. کتابها و پژوهشهای این مجموعه عمدتاً با هدف تقویت فرهنگ تفکر، پرسشگری و بازخوانی سنت عقلانی اسلامی منتشر میشوند.
مروری بر فعالیتهای کانون بخارا نشان میدهد که این نهاد افزون بر پرداختن به موضوعاتی چون حنفیت، ماتریدی، سلفیت و عقلانیت اسلامی، به معرفی و بازشناسی چهرههای برجسته اندیشه دینی افغانستان معاصر نیز اهتمام دارد؛ از صلاحالدین سلجوقی گرفته تا عالمانی چون مولوی عبدالواحد، مولوی موسی و دیگر شخصیتهای اثرگذار که نقش مهمی در تاریخ فکری این سرزمین داشتهاند.
از همین رو، پیگیری آثار و نشرات کانون فرهنگی بخارا را به همه علاقهمندان اندیشه، فرهنگ و مطالعات اسلامی توصیه میکنم. امید آنکه این مجموعه با تداوم همین مسیر، سهمی هرچه بزرگتر در احیای سنت عقلانی، گسترش فرهنگ مطالعه و بالندگی اندیشه در افغانستان ایفا کند.