گاهی یک جمله، بیش از یک سخنرانی طولانی، ذهن انسان را درگیر میکند.
احمد مسعود در تازهترین سخنانش گفته است که اگر امروز در افغانستان انتخاباتی آزاد برگزار شود، مارشال دوستم از طالبان رأی بیشتری به دست خواهد آورد. این جمله، پیش از آنکه درباره دوستم باشد، درباره طالبان است. کمتر کسی در افغانستان پیدا میشود که نداند مارشال دوستم شخصیتی بحثبرانگیز است؛ مردی که هم در میدانهای جنگ پیروزیهای مهمی داشته، هم منتقدانش پروندههای سنگینی را متوجه او میدانند و هم تحصیلات دانشگاهی برای رئیس جمهور شدن ندارد. با این همه، وقتی حتی نام چنین شخصیتی بهعنوان رقیبی مطرح میشود که میتواند از طالبان پیشی بگیرد، مسئله دیگر دوستم نیست؛ مسئله، فاصلهای است که طالبان با افکار عمومی افغانستان پیدا کردهاند.
این سخن، در واقع پرسشی بزرگتر را پیش روی جامعه میگذارد: حکومتی که نزدیک به پنج سال همه ابزار قدرت را در اختیار دارد، اگر روزی مردم آزادانه میان آن و رقیبانش انتخاب کنند، تا چه اندازه از رأی مردم برخوردار خواهد بود؟
قدرتی که از صندوق رأی نمیترسد
در فلسفه سیاست، میان «قدرت» و «مشروعیت» تفاوت بزرگی وجود دارد. ماکس وبر مشروعیت را مهمترین سرمایه هر حکومت میدانست. از نگاه او، حکومتها تنها زمانی پایدار میمانند که مردم، فرمانروایی آنان را حق بدانند؛ نه صرفاً به این دلیل که ابزار زور در اختیارشان است.
طالبان نزدیک به پنج سال است که بر افغانستان حکومت میکنند، اما هنوز نه از مردم رأی گرفتهاند، نه قانون اساسی تازهای را به همهپرسی گذاشتهاند و نه حاضر شدهاند سازوکاری را بپذیرند که اراده شهروندان در آن سنجیده شود. همین موضوع، همواره یکی از مهمترین محورهای انتقاد مخالفان داخلی و بخش بزرگی از جامعه جهانی بوده است.
سخن احمد مسعود نیز از همین زاویه قابل فهم است. او نمیگوید دوستم بیخطا بوده یا گذشته او خالی از نقد است؛ بلکه میگوید حتی شخصیتی با آن همه موافق و مخالف، اگر در معرض انتخاب مردم قرار گیرد، ممکن است از گروهی که امروز همه ابزار حکومت را در اختیار دارد، رأی بیشتری کسب کند.
کارل پوپر جملهای مشهور دارد: «مسئله اصلی این نیست که چه کسی باید حکومت کند؛ مسئله این است که چگونه میتوان حکومت بد را بدون خونریزی کنار گذاشت.» پاسخ او روشن بود؛ انتخابات آزاد. ارزش انتخابات نیز دقیقاً در همین است که حکومت را از میدان جنگ به میدان رأی مردم منتقل میکند.
طالبان اما از نخستین روز بازگشت به قدرت، به جای صندوق رأی، بر همان منطق پیروزی نظامی تکیه کردهاند. آنان بارها اعلام کردهاند که نظام مورد نظرشان بر پایه برداشت خودشان از شریعت است و انتخابات جایگاهی در آن ندارد. این نگاه، افغانستان را از مهمترین ابزار سنجش رضایت عمومی محروم کرده است.
شاید به همین دلیل است که امروز هیچکس نمیتواند با اطمینان بگوید اگر فضای سیاسی افغانستان آزاد شود، آرایش واقعی افکار عمومی چگونه خواهد بود. شاید طالبان همچنان هوادارانی داشته باشند و شاید بسیاری از چهرههای سیاسی گذشته نیز با اقبال مردم روبهرو نشوند. اما تنها راه فهمیدن این حقیقت، صندوق رأی است؛ نه اسلحه، نه زندان و نه سانسور.
افغانستان در نیمقرن گذشته بارها قربانی این اشتباه شده است که گروههای مختلف، قدرت را جایگزین رأی مردم کردهاند. نتیجه نیز روشن بوده؛ جنگهای پیدرپی، بیاعتمادی، مهاجرت میلیونها شهروند و تکرار چرخه خشونت.
شاید ارزش واقعی سخن احمد مسعود نیز همین باشد که بحث را دوباره به اصل مسئله برگرداند؛ نه به اینکه چه کسی برنده خواهد شد، بلکه به این پرسش که چرا مردم افغانستان هنوز از حق انتخاب آزادانه محروماند؟
تا زمانی که هیچ انتخاباتی برگزار نشود، همه ادعاها درباره میزان محبوبیت طالبان یا مخالفانشان در حد گمانهزنی باقی خواهد ماند. اما همین که یک گروه سیاسی از آزمون رأی مردم پرهیز کند، خود پرسشهای جدی درباره میزان اطمینانش به پشتوانه اجتماعیاش ایجاد میکند.
سخن آخر اینکه؛
شاید روزی انتخابات آزاد برگزار شود و نتیجه آن، بسیاری از پیشفرضهای امروز را تغییر دهد. شاید طالبان بیش از آنچه مخالفانشان تصور میکنند رأی داشته باشند و شاید برعکس، چهرههایی که سالها از صحنه قدرت دور بودهاند دوباره مورد اقبال قرار گیرند. هیچکس نمیتواند پیشاپیش حکم قطعی صادر کند.
اما یک حقیقت را نمیتوان نادیده گرفت؛ حکومتی که از داوری مردم استقبال نکند، دیر یا زود با پرسش مشروعیت روبهرو خواهد شد. مشروعیت را نمیتوان با اسلحه به دست آورد و با فرمان حفظ کرد. آن را فقط مردم میبخشند.
شاید به همین دلیل است که جمله احمد مسعود، بیش از آنکه درباره مارشال دوستم باشد، درباره افغانستان امروز است؛ کشوری که مردمش سالهاست نه فرصت انتخاب کردن داشتهاند و نه اجازه داده شده است که خود، درباره آینده سیاسیشان تصمیم بگیرند.