از «قهرمان قدس» تا «شاه و عروس»؛ روایتی طنزآمیز از سیاست و تناقض
سیاست بینالملل سرزمین عجایب است. در این سرزمین، دیروز میتوانی با مشت گرهکرده بر میز بکوبی، اسرائیل را «تروریست» بخوانی، اشک بریزی، از غزه سخن بگویی و خود را «صدای مظلومان» معرفی کنی؛ اما امروز همانقدر آرام، با همان لبخند دیپلماتیک، در اتاقهای مذاکره بنشینی و از «منافع ملی» و «موازنههای منطقهای» سخن بگویی.
این همان چیزی است که کاربران شبکههای اجتماعی با طنز تلخ «شاه و عروس» توصیف میکنند؛ استعارهای از رابطهای که در آن، شعارها لباس رزم میپوشند، اما واقعیتها کتوشلوار دیپلماسی بر تن دارند.
سؤال بزرگ: اردوغان برای ترامپ دیگر چه میتواند بکند؟
منتقدان میگویند اگر کارنامه منطقهای ترکیه را مرور کنیم، پاسخ دادن به این سؤال دشوار است؛ زیرا از نگاه آنان، اردوغان تقریباً هر آنچه را واشنگتن از یک شریک منطقهای انتظار داشته، انجام داده است.
نخست، سوریه؛ کشوری که سالها در محور روسیه و ایران قرار داشت، امروز به صحنهای تبدیل شده که نفوذ آن دو بازیگر بهشدت کاهش یافته و معادلات جدیدی شکل گرفته است؛ تحولی که بدون نقش فعال ترکیه تصورشدنی نبود.
دوم، مسئله فلسطین و غزه. سالهاست که اردوغان با پرشورترین ادبیات از فلسطین دفاع میکند و تریبونهای جهان اسلام را با سخنان آتشین خود تحت تأثیر قرار میدهد. اما پرسش منتقدان این است: اگر این حمایت تا این اندازه عمیق است، چرا مناسبات سیاسی، اقتصادی و تجاری با اسرائیل هیچگاه بهطور کامل قطع نشده است؟ آیا غزه در حد شعار باقی مانده و در عمل، منطق منافع بر منطق آرمان غلبه کرده است؟
سوم، الگوی «اسلام میانهرو». از دید منتقدان، ترکیه اردوغان در دو دهه گذشته بیش از آنکه پروژهای برای احیای سیاسی اسلام ارائه کند، الگویی از همزیستی اسلام فرهنگی با نظام سکولار و دموکراسی غربی را ترویج کرده است؛ الگویی که برای غرب نه تهدید، بلکه گزینهای مطلوب و قابل مدیریت به شمار میآید.
سیاست؛ کارخانه تولید تناقض
طنز ماجرا اینجاست که هرگاه افکار عمومی جهان اسلام از اردوغان درباره غزه میپرسد، او از وجدان انسانی سخن میگوید؛ و هرگاه از روابط با اسرائیل سؤال میشود، پاسخ، «ضرورتهای دولتداری» و «پیچیدگیهای سیاست بینالملل» است.
گویا در سیاست، هر مشکلی دو پاسخ دارد: یکی برای سخنرانیها و دیگری برای اتاقهای تصمیمگیری.
دیروز مردم او را «قهرمان قدس» مینامیدند؛ امروز برخی با کنایه میپرسند: اگر قرار بود در نهایت همه چیز به محاسبات سیاسی و مصلحتسنجی ختم شود، این همه خطابه آتشین برای چه بود؟
فلسطین؛ معیار سنجش صداقت سیاسی
فلسطین دیگر فقط یک مسئله جغرافیایی نیست؛ بلکه آینهای است که فاصله میان شعار و عمل را نشان میدهد. ملتهای مسلمان از دولتها انتظار ندارند که معجزه کنند، اما انتظار دارند میان آنچه بر زبان میآورند و آنچه در عمل انجام میدهند، شکاف عمیقی وجود نداشته باشد.
جان کلام
شاید عنوان طنزآمیز «شاه و عروس» درباره یک تصویر نباشد؛ بلکه روایتی از سرخوردگی بخشی از افکار عمومی جهان اسلام است؛ مردمی که سالها شعارهای پرشور شنیدهاند و امروز با لحنی آمیخته به طنز و تلخی میپرسند:
اردوغان برای ترامپ دیگر چه میتواند بکند؟
شاید پاسخ سیاستمداران این باشد: «سیاست، هنر ممکنهاست.»
اما پاسخ افکار عمومی چیز دیگری است:
اگر قرار است همهچیز در پای منافع قربانی شود، پس این همه شعار، این همه خشم ، این همه اشک هاو این همه ادعای دفاع از فلسطین برای چه بود؟