در تاریخ روابط بینالملل، اشغال تنها به معنای حضور مستقیم نیروهای خارجی و برافراشته شدن پرچم یک قدرت بیگانه بر فراز سرزمینهای دیگر نبوده است. در عصر جدید، اشغال اشکال پیچیدهتر و نرمتری به خود گرفته است؛ اشغالی که بدون انحلال دولتهای محلی، بدون تغییر ظاهری مرزها و بدون اعلام رسمی سلطه، اراده سیاسی و امنیتی ملتها را در اختیار قدرتهای خارجی قرار میدهد. از این منظر، پایگاههای نظامی قدرتهای بزرگ در کشورهای ضعیفتر را میتوان یکی از مهمترین ابزارهای «اشغال غیررسمی» در جهان معاصر دانست.
در جهان اسلام، ایالات متحده آمریکا طی دهههای گذشته شبکه گستردهای از پایگاههای نظامی را در کشورهای مختلف ایجاد کرده است. این پایگاهها در ظاهر با عنوان همکاری امنیتی، مبارزه با تروریسم یا دفاع مشترک توجیه میشوند، اما در عمل به ابزار نفوذ، کنترل و اعمال اراده سیاسی واشنگتن بر دولتهای میزبان تبدیل شدهاند. تجربه تاریخی نشان میدهد هرجا پایگاه نظامی آمریکا مستقر شده، بخشی از استقلال سیاسی و امنیتی آن کشور نیز محدود شده است.
پایگاه نظامی؛ چهره نوین اشغال
در گذشته، اشغال با لشکرکشی و اداره مستقیم سرزمینها صورت میگرفت؛ اما در نظم جهانی جدید، قدرتهای بزرگ هزینههای اشغال مستقیم را با ایجاد پایگاههای نظامی کاهش دادهاند. پایگاه نظامی در حقیقت قطعهای از خاک یک کشور است که عملاً خارج از اراده و حاکمیت کامل دولت میزبان عمل میکند.
وقتی دولت میزبان قادر نباشد درباره فعالیتهای نظامی مستقر در خاک خود تصمیم نهایی بگیرد، زمانی که عملیات نظامی از سرزمین آن کشور بدون رضایت واقعی ملت انجام شود و هنگامی که سیاست خارجی و امنیتی آن کشور تحت تأثیر حضور نیروهای خارجی شکل بگیرد، مفهوم استقلال ملی عملاً آسیب میبیند. به همین دلیل، بسیاری از متفکران استقلالخواه، پایگاههای خارجی را شکل مدرن اشغال میدانند.
تجربه تاریخی جهان اسلام
از خلیج فارس تا شمال آفریقا و از آسیای غربی تا آسیای مرکزی، حضور نظامی آمریکا همواره با وابستگی سیاسی دولتهای میزبان همراه بوده است. در بسیاری از موارد، کشورهای دارای پایگاههای آمریکایی نتوانستهاند در مسائل کلان منطقهای برخلاف خواست واشنگتن تصمیم بگیرند.
جنگهای عراق، افغانستان، سوریه و تحولات اخیر منطقه نشان داد که پایگاههای آمریکا صرفاً مراکز دفاعی نیستند، بلکه به مراکز فرماندهی و مدیریت بحرانهای منطقهای تبدیل شدهاند. بسیاری از عملیات نظامی آمریکا بدون مراجعه به افکار عمومی ملتهای میزبان و حتی برخلاف خواست بخشهایی از جامعه آن کشورها انجام شده است.
این واقعیت نشان میدهد که پایگاه نظامی تنها یک تأسیسات دفاعی نیست، بلکه ابزاری برای اعمال نفوذ سیاسی و حفظ ساختار قدرت مورد نظر آمریکا در منطقه است.
هر پایگاه آمریکا؛ اسرائیلی کوچک در جهان اسلام
بسیاری از تحلیلگران جهان اسلام معتقدند که میان گسترش پایگاههای نظامی آمریکا و حفظ برتری راهبردی اسرائیل رابطهای مستقیم وجود دارد. از نگاه آنان، همانگونه که اسرائیل به عنوان یک پایگاه پیشرفته غرب در قلب خاورمیانه عمل میکند، پایگاههای نظامی آمریکا نیز حلقههای مکمل همان ساختار امنیتی هستند.
هدف اصلی این شبکه، جلوگیری از شکلگیری قدرت مستقل اسلامی، مهار ظرفیتهای اقتصادی و نظامی کشورهای مسلمان و حفظ موازنهای است که امنیت اسرائیل را تضمین کند. بر همین اساس، هر پایگاه آمریکا را میتوان اسرائیلی کوچک دانست که وظیفه آن مراقبت از نظم سیاسی مطلوب واشنگتن و تضمین بقای پروژه صهیونیستی در منطقه است.
جنگ ایران و آمریکا؛ آشکار شدن واقعیت وابستگی
تحولات اخیر میان ایران و آمریکا بار دیگر این واقعیت را آشکار ساخت که کشورهای میزبان پایگاههای آمریکایی تا چه اندازه در تصمیمات امنیتی خود وابستهاند. استفاده از حریم هوایی، امکانات لجستیکی و ظرفیتهای نظامی این کشورها در بسیاری موارد بدون اختیار واقعی ملتهای آنان صورت گرفت.
این رویدادها نشان داد که حضور پایگاههای آمریکا صرفاً یک توافق دوجانبه نیست، بلکه نوعی محدودسازی حاکمیت ملی است. کشوری که نتواند مانع استفاده از خاک خود برای اهداف قدرت خارجی شود، در عمل بخشی از استقلال خویش را از دست داده است.
درسها و عبرتهای تاریخی
تاریخ معاصر جهان اسلام چند درس مهم را پیش روی ملتها قرار میدهد:
نخست آنکه هیچ قدرت خارجی پایگاه نظامی خود را صرفاً برای منافع کشور میزبان ایجاد نمیکند؛ بلکه همواره اهداف راهبردی خود را دنبال میکند.
دوم آنکه وابستگی امنیتی، مقدمه وابستگی سیاسی است و وابستگی سیاسی در نهایت به تضعیف استقلال ملی میانجامد.
سوم آنکه ملتهایی که امنیت خود را بر توان داخلی، وحدت ملی و اراده مستقل بنا کردهاند، در بلندمدت از نفوذ خارجی مصونتر ماندهاند.
چهارم آنکه حضور نیروهای خارجی هرچند ممکن است در کوتاهمدت مزایایی ایجاد کند، اما در بلندمدت به کاهش قدرت تصمیمگیری مستقل دولتها منجر میشود.
راهبرد آینده جهان اسلام
جهان اسلام برای بازیابی استقلال واقعی خود نیازمند بازنگری اساسی در ساختارهای امنیتی وابسته است. تقویت همکاریهای دروناسلامی، توسعه توان دفاعی بومی، کاهش وابستگی به قدرتهای خارجی و ارتقای آگاهی سیاسی ملتها از مهمترین الزامات این مسیر به شمار میرود.
تا زمانی که سرنوشت امنیت کشورهای اسلامی به حضور نیروهای خارجی گره خورده باشد، استقلال کامل سیاسی و راهبردی آنان تحقق نخواهد یافت. از این رو، رهایی از وابستگی نظامی و بازگشت به اصل اتکای به ظرفیتهای داخلی باید به یکی از اهداف اصلی جهان اسلام تبدیل شود.
جان کلام
پایگاههای نظامی آمریکا در جهان اسلام را نمیتوان صرفاً تأسیسات دفاعی یا مراکز همکاری امنیتی دانست. تجربه تاریخی نشان میدهد که این پایگاهها در بسیاری موارد به ابزار اعمال نفوذ سیاسی، مدیریت تحولات منطقهای و حفظ برتری راهبردی اسرائیل تبدیل شدهاند. از این منظر، حضور پایگاههای نظامی خارجی را میتوان شکلی از اشغال غیررسمی دانست؛ اشغالی که بدون پرچم و فرماندار نظامی، اما با محدود ساختن استقلال ملتها و دولتها عمل میکند.
بر این اساس، هر پایگاه آمریکا در جهان اسلام را میتوان حلقهای از زنجیره سلطهای دانست که حفظ موازنه قدرت به سود اسرائیل و جلوگیری از شکلگیری استقلال کامل جهان اسلام را دنبال میکند. آینده امت اسلامی در گرو بیداری سیاسی، وحدت راهبردی و رهایی از ساختار های
وابستگی است؛ مسیری که میتواند زمینهساز احیای استقلال، عزت و اقتدار جهان اسلام باشد.