عملیات «طوفان الاقصی» و جنگ غزه، تنها یک رویارویی نظامی میان فلسطینیان و اسرائیل نبود، بلکه نقطه عطفی در تحولات سیاسی و ژئوپلیتیکی خاورمیانه به شمار میآید. این جنگ، مسئله فلسطین را بار دیگر به مهمترین محور افکار عمومی جهان عرب و اسلام تبدیل کرد و دولتهای منطقه را در برابر آزمونی دشوار قرار داد؛ آزمونی میان حفظ ائتلافهای راهبردی با ایالات متحده و اسرائیل و پاسخگویی به مطالبات ملتهای خود. در این میان، اردن به دلیل موقعیت جغرافیایی، ترکیب جمعیتی، هممرزی با کرانه باختری و روابط راهبردی با آمریکا، بیش از بسیاری از کشورهای عربی در معرض پیامدهای این تحولات قرار گرفته است.
اردن در شرایطی حساس قرار دارد؛ از یکسو بخش قابل توجهی از جمعیت آن ریشه فلسطینی دارند و تحولات غزه را مسئلهای هویتی میدانند و از سوی دیگر، این کشور یکی از مهمترین شرکای امنیتی آمریکا و از نخستین دولتهای عربی دارای پیمان صلح با اسرائیل است. همین موقعیت، اردن را به نقطه تلاقی دو جریان متضاد، یعنی خواست عمومی ملت و الزامات سیاست رسمی حکومت، تبدیل کرده است.
در ماههای اخیر، تظاهرات گسترده مردمی در حمایت از فلسطین، افزایش فعالیت جریانهای اسلامگرا و منتقد اسرائیل و گسترش حساسیت افکار عمومی نسبت به جنگ غزه، نشان داده است که مسئله فلسطین همچنان مهمترین عامل بسیج سیاسی در جامعه اردن است. برخی تحلیلگران این تحولات را نشانه آغاز مرحلهای تازه از بیداری سیاسی در جهان عرب میدانند؛ مرحلهای که برخلاف موج نخست بیداری عربی، این بار فلسطین و مقابله با اشغالگری در مرکز آن قرار گرفته است.
در کنار این تحولات، جایگاه ایالات متحده نیز بیش از گذشته با چالش روبهرو شده است. حمایت گسترده واشنگتن از اسرائیل موجب شده است که بخش مهمی از افکار عمومی جهان اسلام، آمریکا را نه یک میانجی بیطرف، بلکه یکی از بازیگران اصلی بحران بدانند. زبیگنیو برژینسکی سالها پیش هشدار داده بود که حمایت بیقیدوشرط از اسرائیل، اعتبار آمریکا را در جهان اسلام کاهش داده و شکاف میان غرب و مسلمانان را عمیقتر خواهد کرد؛ رخدادهای غزه تا حد زیادی این نگرانی را برجسته ساخته است.
از نگاه بسیاری از تحلیلگران، پایگاههای نظامی آمریکا در جهان اسلام نیز صرفاً تأسیسات دفاعی نیستند، بلکه بخشی از معماری امنیتی ایالات متحده در منطقه محسوب میشوند که در کنار حفظ نفوذ راهبردی واشنگتن، بر امنیت اسرائیل نیز تأثیرگذارند. از این منظر، میزبانی این پایگاهها تنها یک همکاری نظامی نیست، بلکه تصمیمی با پیامدهای سیاسی، امنیتی و اجتماعی است که میتواند بر جایگاه دولتهای میزبان در افکار عمومی جهان اسلام اثر بگذارد.
تجربه تاریخی منطقه نشان میدهد که هرگاه فاصله میان سیاستهای حکومتها و مطالبات ملتها افزایش یافته است، زمینه شکلگیری بحرانهای سیاسی نیز فراهم شده است. سقوط برخی حکومتهای مورد حمایت قدرت ها استعماری ، از جمله دولت جمهوری افغانستان، برای بسیاری از ناظران نمونهای از آسیبپذیری نظامهای سیاسی وابسته تلقی میشود؛ هرچند تعمیم این تجربه به سایر کشورها نیازمند احتیاط و بررسی دقیق شرایط هر کشور است.
در خصوص اردن نیز نمیتوان با قطعیت درباره آینده سیاسی این کشور داوری کرد، اما روشن است که ادامه جنگ غزه، افزایش فشار افکار عمومی، تداوم حمایت آمریکا از اسرائیل و حضور ساختارهای امنیتی غرب در منطقه، بر حساسیت وضعیت این کشور خواهد افزود. آینده اردن بیش از هر چیز به توانایی حکومت در ایجاد تعادل میان تعهدات خارجی و مطالبات داخلی بستگی خواهد داشت.
درسها و عبرتهای راهبردی
نخست، تاریخ نشان میدهد که مشروعیت مردمی، مهمترین پشتوانه ثبات حکومتهاست و هیچ ائتلاف خارجی نمیتواند برای همیشه جایگزین حمایت ملت شود.
دوم، حضور قدرتهای خارجی ممکن است در کوتاهمدت برخی مزایای امنیتی ایجاد کند، اما در صورت تعارض با افکار عمومی، میتواند به عاملی برای افزایش تنشهای داخلی و منطقهای تبدیل شود.
سوم، مسئله فلسطین همچنان مهمترین عنصر هویت سیاسی جهان عرب و اسلام است و هیچ دولت منطقهای نمیتواند آثار آن را بر سیاست داخلی خود نادیده بگیرد.
چهارم، تجربه تاریخی نشان میدهد که قدرتهای بزرگ بر اساس منافع خود عمل میکنند و دولتهای منطقه زمانی از ثبات و استقلال بیشتری برخوردار خواهند بود که بر توان داخلی، مشروعیت مردمی و همکاریهای منطقهای تکیه کنند.
جمعبندی
جنگ غزه بار دیگر ثابت کرد که مسئله فلسطین همچنان قلب تپنده تحولات خاورمیانه است. اردن نیز به دلیل موقعیت ویژه جغرافیایی، اجتماعی و راهبردی، در مرکز این تحولات قرار دارد. هرچند آینده سیاسی این کشور را نمیتوان با قطعیت پیشبینی کرد، اما تداوم جنگ، افزایش شکاف میان افکار عمومی و سیاستهای رسمی، و ادامه رقابتهای ژئوپلیتیکی، میتواند فشارهای داخلی و منطقهای را افزایش دهد. در نهایت، تجربه تاریخ نشان داده است که ثبات پایدار نه بر قدرتهای خارجی، بلکه بر مشروعیت مردمی، استقلال سیاسی و همسویی حکومتها با خواست ملتهای خود استوار است؛ اصلی که برای همه دولتهای جهان اسلام، از جمله اردن، اهمیتی راهبردی دارد