این روزها سالگرد شهادت سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران است؛ بار دیگر نام مردی بر سر زبانهاست که حداقل در بین شماری زیادی از مردمان غرب آسیا فراتر از مرزهای ملی، مذهبی و دینی به عنوان نماد مقاومت شناخته میشود. او در برابر امریکا ایستاد؛ قدرتی که حضورش در خاورمیانه بعد از جنگ جهانی دوم رویکرد مبتنی بر استعمار نوین بوده است. در برابر داعش مقاومت کرد؛ گروهی که به هیچ انسان، دین یا مذهبی رحم نمیکرد. مقابل اسرائیل ایستاد؛ رژیمی که سرزمینهای عربی و اسلامی را غصب کرده است و در دو سال گذشته به آنچه سلیمانی هشدار می داد همه متقین شدند. و برای مردم مظلوم فلسطین ـ که اهل سنتاند ـ به عنوان یک شیعه جانفشانی نمود. سلیمانی را باید فارغ از دین، مذهب و ملیت شناخت و مورد تأمل قرار داد؛ زیرا کارنامه او نشان میدهد که رسالتش دفاع از مظلومان و مقابله با سلطهگران بود.
سردار قاسم سلیمانی در طول حیات سیاسی و نظامی خود، به نماد مقاومت و ایستادگی در برابر قدرتهای سلطهگر تبدیل شد. او نه تنها یک فرمانده نظامی، بلکه یک استراتژیست برجسته بود که توانست با ایجاد شبکهای از نیروهای مقاومت در منطقه، معادلات قدرت را به نفع این نیروها و ایران تغییر دهد. دلایل قهرمانی او را میتوان در چهار محور اصلی بررسی کرد: مبارزه با امریکا در خاورمیانه، مبارزه با داعش، تلاش برای آزادسازی فلسطین و ایجاد محور مقاومت علیه صهیونیسم.
۱) مبارزه با آمریکا در خاورمیانه
فارغ از بحث تاریخی راجع به تنش بین ایران و امریکا که مجالش نیست؛ پس از اشغال عراق توسط امریکا در سال ۲۰۰۳، سلیمانی با درک عمیق از اهداف واشنگتن، تلاش کرد تا مانع تثبیت حضور نظامی و سیاسی امریکا در این کشور که همسایه غربی ایران است، شود. او بود که زمینه شکست پروژههای امریکا را فراهم کرد. گزارشهای متعدد نشان میدهد که نقش سلیمانی در سازماندهی نیروهای مقاومت در منطقه، یکی از عوامل اصلی به چالش کشیدن نفوذ امریکا در این غرب آسیا بود.
سلیمانی پس از حمله امریکا در سال ۲۰۰۱ به افغانستان طبق آنچه اخیرا منتشر شده، با تحلیل دقیق شرایط منطقه، هشدار داد که حضور امریکا به بیثباتی بیشتر منجر خواهد شد. او بارها گفته بود که امریکا به هیچ کشوری متعهد نیست.
۲) مبارزه با داعش
در سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵، زمانی که داعش بخشهای وسیعی از عراق و سوریه را اشغال کرد، حضور سلیمانی در میدان نبرد به نقطه عطفی در مبارزه با تروریسم تبدیل شد. تصاویر و گزارشهای میدانی نشان میدهد که او در خطوط مقدم نبرد حضور داشت و با همکاری ارتشهای محلی و نیروهای مقاومت، ضربات سنگینی بر داعش وارد کرد. شکست داعش در بسیاری از مناطق عراق و سوریه، نتیجه تدابیر و فرماندهی او بود.
نقش سلیمانی در آزادسازی شهرهای مهمی چون تکریت، فلوجه و موصل در عراق و همچنین حلب در سوریه، بارها مورد تأکید مقامات محلی و مردم این کشورها قرار گرفته است. او توانست با ایجاد هماهنگی میان نیروهای مختلف، از ارتش عراق تا حشدالشعبی و حزبالله لبنان، جبههای واحد علیه داعش تشکیل دهد. این دستاوردها نشان میدهد که سلیمانی نه تنها یک فرمانده نظامی، بلکه یک رهبر میدانی با توانایی ایجاد اتحاد بود.
۳) مبارزه برای آزادسازی فلسطین
سلیمانی مسئله فلسطین را محور اصلی مبارزات خود میدانست. او با حمایت از گروههای مقاومت فلسطینی مانند حماس و جهاد اسلامی، توانست توان نظامی آنان را تقویت کند. گزارشهای رسمی رهبران مقاومت فلسطین بارها تأکید کردهاند که نقش سلیمانی در تقویت توان موشکی و دفاعی آنان حیاتی بوده است. این حمایتها نشان میدهد که او فارغ از مذهب، برای مردم مظلوم فلسطین جانفشانی کرد.
او باور داشت که آزادی قدس و توقف اشغال سرزمین ها وظیفهای اسلامی است و همه مسلمانان باید برای تحقق آن فارغ از هر بهانه جویی تلاش کنند. این نگاه فراملی، سلیمانی را به چهرهای محبوب در میان مردم فلسطین و جهان اسلام تبدیل کرد.
۴) ایجاد محور مقاومت علیه صهیونیسم
یکی از بزرگترین دستاوردهای سردار سلیمانی، ایجاد و تقویت محور مقاومت در منطقه بود. او توانست با پیوند دادن گروههای مختلف مقاومت در عراق، سوریه، لبنان و فلسطین، جبههای واحد علیه رژیم صهیونیستی و حامیان غربی آن شکل دهد امریکا شناخته میشود. امروز تمام تمرکز امریکا و اسرائیل بر این نیروها گذاشته شده است زیرا از این نیروها به شدت واهمه دارند.
با این حال، سلیمانی با نگاه راهبردی خود، اتحاد میان ملتها و گروههای مختلف را ممکن ساخت. او باور داشت که تنها با همبستگی و اتحاد میتوان در برابر دشمنان مشترک که به استحمار فکر می کند، ایستاد. این اندیشه، محور مقاومت را به نیرویی بازدارنده در منطقه تبدیل کرد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که بدون نقش سلیمانی، محور مقاومت نمیتوانست به چنین سطحی از انسجام و قدرت برسد.
خلاصه اینکه، در سالگرد شهادت او، یاد و خاطرهاش همچنان الهامبخش بسیاری از ملتهای منطقه است. سلیمانی نشان داد که قهرمانی تنها در میدان جنگ نیست، بلکه در ایستادگی بر اصول، دفاع از مظلومان و مقابله با سلطهگران معنا پیدا میکند. میراث او، اگر در کلمه خلاصه شود، تسلیم نشدن در برابر تجاوزگری و اشغال و استعمار است.