۱) شرطِ ایمان
* مذهب حنفی: ایمان عبارت است از اعتقاد ورزیدن به توحید خداوند متعال، به فرشتگان، به کتابهای نازلشده، به پیامبران، به زنده شدن پس از مرگ، به اینکه تقدیرِ خیر و شر از جانب خدای تعالی است، و به اینکه حساب و میزان و بهشت و دوزخ همه حق اند (الفقه الأکبر). شرطِ ایمان تصدیقِ همین ارکان و اصول اعتقادی فوق الذکر است. سوای تصدیق و اقرار ورزیدن به اینها، هیچ شرط دیگری برای صحتِ ایمان یک مسلمان وجود ندارد.
* سلفیت: در پهلوی ایمان به ارکان و اصول اعتقادی فوق الذکر، باید از طاغوتهای هر عصر نیز تبرئه و بیزاری جست (ابن عثیمین). یعنی کسی که از طواغیت عصرش تبرئه نجوید، ولو که به اصول اعتقادی فوق الذکر ایمان هم داشته باشد، ایمانش صحت ندارد.
> گروه حنفینمای معاصر: اصل توحید و آنچه اعتقاد صحیح را ببار میآورد اینست که در پهلوی ارکان اعتقادی فوق الذکر شخص باید «از احزاب و افکار الحادی مانند کمونیزم، سرمایهداری، سکولاریزم و ملحقات آن چون دموکراسی» تبرئه و بیزاری جوید (مولوی اسلامجار: مُعتمد ما ترید، ص ۱۸-۲۰). پس آیا کسی که به اصول اعتقادی فوق الذکر ایمان آورده باشد، به قلبش تصدیق کند و بر زبانش اقرار ورزد، ولی از دموکراسی برائت نجوید مؤمن نیست؟! یا به این باور باشد که بنابر دلائل واضح و استوار نظام دموکراسی هیچ رکنی از ارکان اعتقادی فوق الذکر را نقض نمیسازد یا به این باور باشد که نظام اقتصاد اسلامی بنابر تجویز «مُلکیت خصوصی» و بنابر وجوب معاملات از طریق «بازار» نوعی از نظام سرمایهداری است، پس او مؤمن نیست؟!
۴) تکفیرگرایی
* حنفیت: «بنده از ایمان بیرون نمیرود تا آنکه از چیزی که وی را به ایمان داخل ساخته منکر نگردد» (عقیدۀ طحاویه). «تا زمانیکه شخص چیزی از کتاب الله را انکار نورزد، مؤمن است» (ابوحنیفه: «الفقه الأبسط»، ص ۶۴).
* سلفیت: از نواقضِ متعدد و کثیری یادآوری میکنند که در عقیدۀ طحاویه – که رسالۀ مورد اجماع عقیدۀ اهل سنت و جماعت است – قطعاً مذکور نیستند. از آنجمله ابن عثیمین اخذ شهروندی کشورهای غیراسلامی را ناقض ایمان میداند.
> گروه حنفینمای معاصر: مولوی اسلامجار – والی طالبان در هرات – در فصلِ «نواقض ایمان و انواع کفر» در کتابش، ۳۲ مورد از اعتقادات و اعمالِ نقضکنندۀ ایمان را ذکر میکند که اکثریت اینها در رسالۀ عقیدۀ طحاویه قطعاً مذکور نیستند و در مخالفت با اصول اعتقادی مذهب احناف تمام میشوند. از آنجمله، او با پیروی از سلفیها، اخذ شهروندی کشورهای غیراسلامی را کفر و ناقض ایمان میداند.
۳) حجاب و پوشش زنان
* مذهب حنفی: باز گذاشتن رو برای زنان جائز است، چون دست و رو شامل عورت و حجاب نمیشوند (منبع: «کتاب الأصل» امام شیبانی و همه متون فقهی مذهب حنفی، و همه شروح معتبر بر متون). امام سرخسی همچنان صراحت میبخشد که استدلال بر اساسِ «خوف فتنه» برای اینکه حکم به پوشاندنِ روی زنان شود اعتباری ندارد (المبسوط، جلد ۱۰، ص ۱۵۲-۱۵۳).
* سلفیت: حجابِ واجبشده شامل نقاب و بُرقع میشود، چون همه بدن زن بشمول دست و روی عورت استند.
> گروه حنفینمای معاصر: حجاب شرعی به لباسی گفته میشود که تمام بدن و روی زن را بپوشاند؛ ستر تمام بدن زن لازمی است؛ پوشاندن روی (یعنی نقاب پوشیدن) به سبب خوف از فتنه اجباری است (قانون امر بالمعروف طالبان: مادههای ۳ و ۱۳).
۴) قضاوتِ زن
* مذهب حنفی: زن میتواند در همه مسائل شرعی – بجز در قصاص و حدود – قاضی شود و قضاوت کند، چون زن از جملۀ اهل شهادت بشمار میرود. منابع: مختصر القدوری، بدائع الصنائع في ترتیب الشرائع (علاءالدین کاسانی)، الفقه النافع (ناصرالدین سمرقندی)، المنهاج في الفقه الحنفیه (عقیلی بخاری)، المحیط البرهاني في الفقه النعماني (محمود بن مازه بخاری)، الحاوي القدسي (جمال الدین غزنوی)….
* سلفیت: قضاوتِ زن ناجائز و حرام است، زیرا زن هیچگونه ولایتی بر مرد داشته نمیتواند.
> گروه حنفینمای معاصر: آنگونه که علمای متأخر از شام گفته اند، قضاوت کردن زن گناه است، و زن حق ندارد که قضاوت کند.
۵) اخبار آحاد
* حنفیت: اخبار آحاد در فروع فقهی – تنها تحت شرایط (مانند موافقت با قرآن مجید، موافقت با احادیث متواتر و مشهور، موافقت با دلائل عقلی و موافقت با اصول کلی دین) و به استثنای مسائل عموم بلوی – حجت اند، و در مسائل اعتقادی حجت نیستند. انکار از اخبار آحاد، نه کفر است و نه ضلالت، بلکه تنها انکار از احادیث متواتر کفر است و انکار از احادیث مشهور ضلالت است، زیرا خبر واحد تنها افادۀ علم ظنی را میکند نه افادۀ علم یقینی را (منبع: همه و همه کتابهای اصول الفقه حنفی).
* سلفیت: اخبار آحاد هم در فروع و هم در اصول و عقائد حجت اند، و انکار از اخبار آحادی که مورد قبول اهل حدیث قرار گرفته اند کفر است (ابن تیمیه).
[۴/۱۸/۲۰۲۶ ۷:۲۶ PM] سالار مسعود: > گروه حنفینمای معاصر: «عقائد و اعمالی که به سبب آن شخص کافر میگردد: انکار از حجیت حدیث» (کتاب مولوی اسلامجار: ص ۱۲۰)، «خبر آحاد در عقائد و فروع حجت استند» (ص ۱۷۹)، و «خبر واحدی که با قرائن یکجا گردد افادۀ یقین را میکند» (همانجا، صفحۀ ۱۸۹، پاورقی شماره ۴). تفسیق مسلمانان بر اساس خبر آحاد: «اگر کسی ریش خود را بتراشد و در آئینه دیده بگوید که حالا زیبا شده ام [فاسق میگردد]» (همانجا، ص ۱۴۳).
۶) آشکار بودن امیر/حاکم
* حنفیت: «امام (امیر یا حاکم) میباید که آشکار باشد و نه پنهان» (عقائد نسفی). «باید امام (امیر/حاکم) ظاهر باشد، تا مردم به او مراجعه کنند، و به مَصالح امت قیام کند، تا آنچه غرض از نصبِ حاکم است حاصل آید. نه اینکه از دیدگان مردم پنهان باشد، از ترسِ دشمنان و استیلای ظالمان، و نه اینکه منتظر باشد که در روزگاری که صلاح باشد خروج کند، و موارد شر از میان برود و نظام اهل عناد منحل گردد… و نیز ترسِ او از دشمنان، پنهان بودنِ او را ایجاب نمیکند بگونهای که از او جز نامی وجود نداشته باشد» (شرح عقائد نسفی).
> گروه حنفینمای معاصر: امیر ما بنابر مصلحتهایی در ملأ عام ظاهر نمیشود.
۷) دارالاسلام و دارالکفر
* حنفیت: سرزمینی که «بخشی» یا «برخی» از احکام اسلامی در آن جاری باشد، قضاء در دستِ مسلمانان باشد، و امنیت و آزادی برای مسلمانان وجود داشته باشد، دارالاسلام باقی میماند ولو که احکام اسلامی به کلیت و کاملیت آن نافذ نباشند. دارالاسلام تنها درصورتی به دارالحرب یا دارالکفر مبدل میشود که احکام کفر و احکام شرک در آنجا کاملاً به اجراء درآیند و هیچ مسلمانی در آن سرزمین باقی نماند (منبع: «المبسوط» سرخسی، «بدائع الصنائع» کاسانی، «الملتقط في الفتاوی» از ناصرالدین سمرقندی، «الفتاوی السراجیه» از سراج الدین اوشی، «فصول العمادی» از ابوالفتح مرغینانی). بنابراین، در دارالاسلام کشتار مسلمانان تحت استدلال اینکه گویا سرزمین به دارالحرب مبدل گشته باشد و شرایط جنگی حاکم باشد قطعاً جائز نیست بلکه حرام و گناه کبیره است.
* سلفیت: سرزمینی که شرع در آن کاملاً تطبیق نگردد، شرک و احکام طاغوت در آنجا نفوذ پیدا میکنند، و چنین سرزمین دارالکفر میباشد.
> گروه حنفینمای معاصر: سرزمینی که شریعت اسلامی در آن کاملاً تطبیق نگردد یا لشکر کفار در آن سرزمین استیلا یابد دارالاسلام باقی نمیماند بلکه دارالحرب میگردد. در دارالحرب، احکام جنگ تطبیق میگردند، پس اگر مسلمانان در میدانِ جنگ کشته شوند باکی نیست چون در شرایط جنگی چارۀ دیگری وجود ندارد.
۸.) زیارت قبور
* حنفیت: «ابوحنیفه از علقمه بن مرثد، او از ابن بریدة، و او از پدرش روایت کرده که رسول الله ﷺ فرمود: من شما را از سه چیز نهی کرده بودم: از زیارت قبور، پس حالا زیارت کنید چون برای محمد اجازۀ زیارت کردنِ قبر مادرش داده شد، ولی سخنان لغو نگوئید» (ابویوسف، «کتاب الآثار»: ص ۴۳۸-۴۳۹). «ما همۀ این [حدیث] را میپذیریم؛ در زیارت کردنِ قبور بخاطر دعاء به مردگان و ذکر آخرت هیچ باکی نیست. این قولِ ابوحنیفه رحمه الله است» (شیبانی، «کتاب الآثار»: ج ۱، ص ۲۷۶).
امام سرخسی همچنان وضاحت میبخشد که: «از علماء [اهل سنت] کسانی گفته اند: که این اجازه برای مردان داده شده و نه برای زنان… ولی قولِ صحیح نزد ما اینست که این رخصت [برای زیارت قبور] در حق مردان و زنان هردو ثابت است» (المبسوط: ج ۲۴، ص ۱۰).
* سلفیت: همه مسلمانان حین زیارت قبور، یا به اهل قبر توسل میجویند یا از او کمک میطلبند، که با این کار مشرک میگردند. پس زیارت قبور گناه و شرک است. آل سعود: زیارت جنت البقیع – که قبور اصحاب کرام در آنجاست – برای زنان ممنوع است!
> گروه حنفینمای معاصر: زیارتِ قبور برای زنان ممنوع است، و زنان از داخل شدن به زیارت روضۀ مزارشریف، از داخل شدن به زیارت مقبرۀ تمیم انصار (رض) در کابل و دیگر زیارتگاهها ممنوع اند، همانگونه که وهابیها و آل سعود زنان را از داخل شدن به زیارت جنت البقیع در مدینه منوره منع کرده اند.
۹) آموختنِ علوم دنیوی
* حنفیت: برخلافِ کرامیه که کسب و کار را مباح دانسته اند، کسب و کار و پیشهورزی نزد ما فرض است. به همین ترتیب، تحصیل علوم و دانشهای مورد نیاز برای کسب و کار و پیشهورزی فرض استند، چون آنچه شرط و مقدمه برای اقامۀ فرض باشد خودش نیز فرض است (کتاب الکسبِ امام شیبانی با شرح امام سرخسی). این حکم برای مردان و زنان یکسان است.
> اکثریت حنفینماهای سلفیگرا میگویند که: علوم دنیوی نه فرض استند و نه واجب، بلکه مباح استند، و در ترکِ آن باکی نیست. کسب و کار تنها برای مردان است، نه برای زنان.
* حنفیت: خریداری کردن و هدیه دادن در نوروز – اگر تنها برای تنعم باشد و نه به هدفِ تعظیم دینی آن – کفر نیست (فتاوای قاضي خان، ج ۳، ص ۳۶۲). امام محمد شیبانی در «کتاب الأصل» هشت بار از نوروز بحیث میعاد معمول در میان مردم یادآوری میکند بدون اینکه از تحریم این روز سخن بگوید. همچنان، پذیرفتنِ هدیه از مجوسیان و غیرمسلمانان خوشرفتاری و نیکویی است و اجابت کردنِ دعوت شان برای مهمانی مانند اشتراک در محفلِ موی گرفتنِ طفل نوزاد شان باکی ندارد (فتاوی شیخ الإسلام أبي الحسن السغدي، ص ۱۱۲).
* سلفیت: نوروز عید کفار و مجوسیان است و حرام میباشد؛ تجلیل کردن از آن به معنای اعزاز عید کفار است و این کفر میباشد (منبع: موسوعة الفقهیة ۱۲/۷، و سخنرانیهای عثمان خمیس، صالح الفوزان، و محمد بن شمس الدین).
> گروه حنفینمای معاصر: نوروز جشن مجوسیان است، و تجلیل در این روز – ولو که به هدف تعظیم آن هم نباشد – از جملۀ منکرات بوده و حرام است.
۱۱) حجیتِ عقل
* حنفیت: عقل همانند شرع یکی از حجتهای الهی بر انسان است. فهمِ شرع یا نص نیازمند عقل میباشد، و بدون آن به معرفت نمیانجامد. آنچه شخص را به ترک و فروگذاشتِ استدلال عقلی انگیزه میدهد همانا آرزوی شیطان است. منبع: «کتاب التوحید» امام ابومنصور ماتریدی، کتابهای متکلمین ماتریدی، و کتابهای اصول الفقه حنفی.
* سلفیت: یگانه حجت الهی شرع است، و عقل هیچ حجیتی ندارد. بلکه عقل از اسباب هوا و هوس است. هرکه نص را بواسطۀ عقل تفسیر کند، به ضلالت و گمراهی میافتد.
> گروه حنفینمای معاصر: ؟؟ (مشخصاً سخن صریحی را در این باب از اعضای بلندرتبۀ رهبری شان نشنیده ام، و تنها بر اساس ابراز نظرهای شان در باب حُسن و قُبحِ امور معاصر اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، و بر اساس عملکرد شان در استفاده از قیاس و عقل در امور اجتهادی معاصر میتوان تحلیلهایی داشت.)