معتزله یکی از قدیمیترین فرقههای کلامی است. این فرقه بیشتر از دیگر فرقهها به عقل و بهکار گیری آن گرایش دارد؛ گرچند در این باب به اندازه اسماعیلیه زیادهروی نمیکند. کما اینکه، این فرقه با اهل سنت در نظریه امامت اختلاف و تفاوت دیدگاه ندارند. اما باوصف این، اکثریت معتزلیان بغداد گرایشهایی نزدیک به زیدیه دارند.
در این جستار که بهگونه گذرا و فشرده هر فرقه را معرفی مینماییم، تنها به بیان اصول پنجگانه که تمام معتزله با تفاوت رویکردها در مورد آن اتفاق نظر دارند، بسنده میکنیم.
۱ – عدل:
عدل، تهداب روش معتزله را در تفکر کلامی تشکیل میدهد و همزمان یکی از عقاید اساسی آنها نیز به شمار میرود. این مفهوم، جزییات بیشتری دارد که بیان آن در این مختصر نمیگنجد. به طور فشرده این مفهوم شامل باورهای ذیل میگردد:
ا – باور به تحسین و تقبیح عقلی: یعنی باور به توانایی عقل در شناخت حسن و قبح ذاتی اشیا و درک حکمی که پیروی از آن واجب است و براساس آن، فرد مورد پاداش و یا مجازات قرار میگیرد. از منظر معتزله، وظیفه عقل تنها درک و شناخت میل نفسی، نفرت و کمال و نقص – چنانچه که اشاعره میگویند- نیست.
ب – وجوب لطف و صلاح بر خداوند متعال: یعنی خداوند بایست هر آنچه که بنده را به طاعت نزدیک و از معصیت دور میکند، انجام بدهد و زمینه این امور را برای بنده فراهم کند. این زمینهسازی بهگونهای باشد که به مرز اجبار و اکراه بنده به انجام این امور نرسد.
ج – آزادی انسان و توانایی او در ایجاد افعال بدون دخالت قدرت خداوند متعال: این مسئله مسئله «افعال بندگان» است و به خاطر آن معتزله را متهم نمودهاند که قدریه و ثنویه [دوگانهپرست] هستند. معتزله علم قدیمی خداوند را انکار نمیکنند؛ گرچند بهگونهای که واقعیت چنین چیزی را تایید نمیکند در آزادی انسان و مقدار قدرت و اراده او زیادهروی نمودهاند. (قاضی عبدالجبار، شرح الأصول الخمسة، النشار، نشأة علم الکلام ج. ۱ ص. ۴۷۹- ۴۸۱ ابن رشد: مناهج الأدلة ص. ۹۲)
۲ – توحید:
توحید از منظر معتزله، تاکید یگانهگی خداوند، قدم و ازلیت تنها باری تعالی است. قدم و ازلیت برجستهترین ویژهگیهای الوهیت از منظر آنهاست. دیدگاههای معتزله در این مورد، محور جدال با تمام فرقههای سنی است. در این مورد، گرایش تنزیه بر آنها چیره گردیده؛ حتا اگر این تنزیهباوری فهم واضح متون ثابت را از بین ببرد. ابن خلدون با روحیه اشعری میگوید: « آنگاه پس از آنکه علوم و صنائع توسعه یافت و مردم شیفته تدوین و بحث در مسائل گوناگون و شیوههای مختلف شدند و متکلمان در موضوع تنزیه به تألیف پرداختند، بدعت معتزله پدید آمد که تنزیه مندرج در «آیات سلوب» را تعمیم دادند و در نتیجه به نفی صفات معانی از قبیل: علم، قدرت، اراده و حیات بیش از آنچه در احکام آنها بود، حکم کردند؛ زیرا به گمان ایشان بنابراین صفات تعدد قدیم لازم میآید… و صفت کلام را نیز نفی کردهاند به علت شباهت آن به آنچه در شنیدن و دیدن است و صنعت کلامی را که قائم به نفس است، درک نکردند و از اینرو به مخلوق بودن قرآن حکم کردند. این بدعتی است که سلف برخلاف آن تصریح کردهاند و به همین دلیل خونهای بسیاری آنها ریختانده شد.» (ترجمهی فارسی مقدمهی ابن خلدون، بخش علم کلام)
دوست دارم در اینجا تاکید کنم که معتزله همانند اسماعیلیه بهگونه کامل صفات را تعطیل نمیکنند؛ گرچند مخالفان آنها، آنها را به این کار متهم نمودهاند. بلکه آنها میگویند که صفات عین ذات است و قدیم یکی [خداوند] است. آنها هراس دارند از اینکه باور به قدم صفات و مغایرت آن با ذات منجر به شرک و تعدد میگردد. باور به خلق قرآن و رفتار خشن با مخالفان – چنانچه ابن خلدون در آخر متن بالا ذکر کرد- از بزرگترین اشتباهات این فرقه است. (نیشاپوری، دیوان الأصول ص. ۴۵۷ و قاضی عبدالجبار، المغنی، ج. ۴ ص. ۱۴۱) در کنار این، تأویل و انکار نصوص متعلق به صفات که در آن به باور آنها بیم تشبیه وجود دارد، این گروه را از وجدان امت دور کرد.
۳ – وعد و وعید:
این اصل با دو اصل ذیل که خواهد آمد، فرع اصل عدل و توحید است که در بالا ذکر کردیم. از مقتضیات عدل، اجرای وعد و وعید و عدم تخلف این دو است. بلکه بر خداوند متعال، تحقق وعید بسان اجرای وعد واجب است و گرنه در حق خداوند دروغ و خُلف واقع میگردد؛ در حالیکه خداوند از هر دو منزه است. به احتمال زیاد این مسئله با مسئله منزله بین منزلتین علت انکار شفاعت از سوی معتزله را نشان میدهد. (عبداللطیف، غایة المرام، ۳۹۲ نصیر الدین طوسی، تجرید الإعتقاد، ص. ۴۷۷)
۴ – منزله بین منزلتین:
منزله بین منزلتین یعنی اینکه گناهکار و یا مرتکب گناه کبیره به ایمان و کفر توصیف نمیگردد، بلکه در مقامی میان کفر و ایمان قرار دارد. اما باوصف این، چنین شخصی تا ابد و بهطور جاویدان در دوزخ میماند. گفته میشود این همان مسئلهای است که به سبب آن واصل [پیشوای معتزله] استاد خود حسن [بصری] را ترک گفت و پس از آن با شاگردان و همدورههای خود مذهب معتزله را پایهگذاری نمود.
۵ – امر به المعروف و نهی از منکر:
امر به معروف و نهی از منکر، حکم عملی است که معتزله آنرا به مقام اصول اعتقادی رساند. معتزلیها در اوایل با انکار ستم و قیام و مقاومت در برابر حاکمان ستمگر – حتا بهگونه مسلحانه – در داخل جامعه مسلمان به این اصل پابند ماندند و در بیرون جامعه مسلمان به اساس همین اصل بهگونه منظم و به طور رضاکارانه دیگران را به اسلام دعوت میکردند. شماری از معتزلیها در قیام «زید بن علی» به قتل رسیدند. کما اینکه، آنها در قیامهای دیگری نیز شرکت نمودهاند. اگر همدستی و همکاری آنها با حاکمیتهای عباسی نبود و از این حضور در قدرت در فتنه خلق قرآن استفاده نمیکردند، این تلاشهای آنها نقطه روشنی در تاریخ معتزله بشمار میرفت و باقی میماند. به هر صورت این اصل اخیر نشان میدهد که حرکت معتزله یک جریان فکری فراگیر است. این جریان همانگونه که در حوزه سیاست تأثیر نموده در حوزههای ادبیات، تفکر فقهی و عقیدتی همانند هر جریان فکری اصیل دیگری تأثیرگذار بودهاست.
معتزله مراحل بسیاری را از پشتسر گذرانده و در آغوش آن از زمان واصل فرقههای زیادی ظهور نمودهاست. مراحل برجسته معتزله – در دوره شکوفایی آن – چهار دوره است:
مرحله نخست: از مرحله نخست که به نحوی معتدل است و از منابع اسلامی اصیل با گرایش عقلی تأویلگرا استفاده میکند، واصل بن عطاء و عمرو بن عبید نمایندهگی میکنند. این دو در نزد حسن بصری درس خوانده و همچنان حدیث را فراگرفته و به زهد شهرت یافتهاند. عمرو بن عبید به نحوی سختگیرانه به نقد روایت و روایان پرداختهاست. گفته میشود او در باب «عدل و توحید» کتابهای را نوشتهاست. به یقین این دو پایههای اصلی مذهب اعتزال را گذاشتهاند.
مرحله دوم: پس از مرحله نخست، مدرسه ابو الهذیل علاف قرار دارد. ریشه فکری علاف از طریق عثمان طویل به پیشوایان معتزله میرسد. در این مرحله نسبت استناد و تکیه بر عقل افزایش یافته است. گفته میشود که العلاف به فلسفه دسترسی داشته و در باره صفات و رابطه آن با ذات سخن گفتهاست. در زمان او بشر بن المعتمر که شعبه بغداد مذهب معتزله را بنیانگذاری نموده، میزیست. معتزلیان بغداد مسئله خلق قرآن و وجوب اصلح و غیره را پایهگذاری نمودند. بشر بن المعتمر با شیعهها نیز رابطه داشت.
مرحله سوم: نمایندگان این مرحله جاحظ، نظام و خیاط است. خوشبختانه برخی کتابها و اندیشههای اینها -به ویژه جاحظ و خیاط – به ما رسیدهاست. این مرحله بیانگر مرحلهای پیشرفته در تکامل و تحولات مذهب معتزله است. در این دوره نظریههای معدوم، طفرة، تولد و غیره ظهور نموده و به تکامل رسید.
مرحله چهارم: نماینده این مرحله مدرسه جبایی است و این مدرسه از مذهب اشعری انشعاب نمود. قاضی عبدالجبار و شاگردان او به خوبی از از این مدرسه نمایندگی میکنند. پس از پیدا شدن دایرة المعارف بزرگ «المغني في أبواب التوحید و العدل» در یمن در نیمه قرن حاضر دانسته شد که قاضی عبدالجبار بیشترین معلومات دقیق در باره مذهب معتزله را ثبت نمودهاست.
تاکنون اندیشه اسلامی از اندیشههای معتزله و نظریات آنها که خالی از خیر نیست، سود میبرد و استفاده میکند. اما باوصف این، رویکرد نظری و بهویژه موقف آنها در باره دلیل سمعی [نقل] نیاز به بازنگری دارد. زمانیکه معتزله رسالت اجتماعی خویش را متوقف کردند و با دستگاه قدرت ائتلاف نمودند و شعار آزادیای را که برافراشته بودند، به فراموشی سپردند، مقام و منزلت خویش را از دست دادند. باوجود این هم، روش و رویکرد آنها به شماری زیادی از فرقهها سرایت کرد و برخی از این فرقهها، اندیشههای آنها را در بسیاری مسائل علم کلام پذیرفتند.
نویسنده: دکتر حسن الشافعی، استاد دانشگاه الازهر
مترجم: حسیبالله ولیزاده